
تفاوتهاي فوتبال باشگاهي حرفهاي دنيا با آنچه كه به اسم فوتبال باشگاهي حرفهاي در كشورمان برگزار ميشود را ميتوان به وضوح در چند بازي پنجشنبه و جمعه گذشته ديد.
تفاوت در كيفيت بازيها، فقر بيحد و اندازه تكنيك و تاكتيك و مهمتر از همه دوري از آمادگي صددرصد تيمها آن هم بعد از گذشت 11 هفته از رقابتها به سبب تعطيليهاي بيحد و اندازه بخشهاي اصلي اين تفاوت است، اما نكتهاي كه در اين كوتاه قصد پرداختن به آن را داريم فقر گلزني و عدم وجود گلزن ششدانگ در ليگ برتر است، مسئلهاي كه حتي گريبانگير تيم ملي نيز شده است.
مهاجمان گلزن دنياي فوتبال در طول 90 دقيقه بازي موقعيتهاي محدود و معدودي را به دست ميآورند، اما با استفاده بهينه از همين موقعيتها هم هنر گلزني خود را نشان ميدهند، هم آمارشان را بالا ميبرند و هم مبناي موفقيت و پيروزي تيمشان ميشوند.
11 هفته از ليگ برتر گذشته، آقاي گل ليگ ايران مهدي طارمي است، مهاجمي كه هرچند فصل پيش آقاي گل شد، اما همان زمان هم وقتي آمار گلهاي صددرصدي را كه نزده بود كنار گلهاي زدهاش قرار ميدادي به واقعيت وحشتناكي پي ميبردي كه امروز بيشتر رخنمايي كرده است.
مهدي طارمي در طول 11 هفته گذشته تقريباً 15 موقعيت صددرصد گلزني را به راحتي آب خوردن و با بيخيالي تمام از دست داده است در حالي كه هر كدام آنها در بديهيترين حالت و توسط هر بازيكني ميتوانست به گل تبديل و سبب پيروزي تيم و كسب سه امتياز شود.
به جدول گلزنان رقابتهاي ليگ كه نگاه كنيد متوجه وخامت اوضاع ميشويد. در حال حاضر محمد قاضي با هفت و مهدي رجبزاده با شش گل در صدر جدول قرار دارند. دو گلزن كه اولي 32 سالگي را پشتسر گذاشته و دومي در مرز 39 سالگي قرار دارد و اين نيست جز اينكه قاضي و رجبزاده بهرغم سن و سال بالاتر نسبت به امثال طارمي باانگيزه و پرشور و هدفدار و به قصد كسب موفقيت براي تيمشان پا بهميدان مسابقه ميگذارند، اما امثال مهدي طارمي و ديگر جوانان كه به صورت طبيعي بايد جلوتر از اين دو باشند با افكاري آشفته و به دور از آمادگي كامل روحي- رواني به ميدان ميآيند و بديهيترين و بهترين فرصتهاي گلزني را به راحتي از دست ميدهند.
البته در اين ميان نبايد از ميدان دادن بيش از حد به چنين بازيكناني نيز به سادگي گذشت، وقتي امثال طارمي و بقيه گلنزنان ليگ به طور قطع ميدانند جايگاه ثابتي در تركيب تيم دارند و چه گل بزنند و چه گل نزنند كنار گذاشته نميشوند بايد هم منتظر چنين روزهايي باشيم.
سؤال اصلي اينجاست كه مگر چند موقعيت گلزني قرار است در طول مسابقه نصيب يك مهاجم شود كه او با خيال راحت بديهيترين و صددرصدترين آنها را خراب ميكند. گلزنان بزرگ فوتبال دنيا از موقعيتهاي مرده نيز خلق گل ميكنند، اصلاً چرا راه دور برويم در همين فوتبال خودمان و در طول دهه 60 گلزنان بزرگي چون فرشاد پيوس، ناصر محمدخاني، صمد مرفاوي و كريم باوي و علي دايي داشتهايم كه قدر فرصتهاي به دست آمده را اينقدر خوب ميدانستند كه هيچ دفاعي جرئت تعلل و اشتباه مقابلشان را نداشت.
فوتبال باشگاهي ايران سالهاست كه از داشتن يك گلزن ششدانگ ضربه ميخورد. ضربهاي كه خواسته و ناخواسته و به صورت غيرمستقيم به تيم ملي هم وارد ميشود. اين درد فقط مربوط به پرسپوليس، استقلال يا سپاهان نميشود، بايد براي اين فوتبال به فكر گلزن بود. بايد براي فوتبال گلزن تربيت كرد و بايد كاري كرد كه اين فوتبال يخزده با گلزني، گلزنان موقعيتشناس و فرصتطلب دوباره اوج بگيرد و به اين واقعيت رسيد كه گلزناني چون مهدي طارمي تنها و تنها به فوتبال باشگاهي و ملي ضربه ميزنند.