
اثر تاريخي «روزها و خطابهها» از جمله آثاري است كه چندي پس از درگذشت مرحوم آيتالله سيدمحمود طالقاني و توسط انتشارات ناس، به بازار نشر روانه شد. اين كتاب دربردارنده چند سخنراني مهم و تاريخي آيتالله از دوران آزادي از زندان تا زمان رحلت است كه بررسي انديشه سياسي وي، اهميتي در خوردارد. چند مورد از اين گفتارها، سخنرانيهاي مرحوم طالقاني پس از آزادي از زندان در آبان ماه 1357 و در مسجد هدايت است كه از جنبه تبيين اهداف اين حركت عظيم، از اسناد قابل اعتنا به شمار ميرود. وي در آغازين جلسه از اين سخنرانيها، به نقش مسجد هدايت در تبيين معارف اسلام اصيل براي جوانان روشنفكر وجوياي طريق در دو دهه گذشته پرداخته و ميگويد: «در مدتي كه بناي اجتماع اين مسجد چندين ساله پايهگذاري شد، بر مبناي روشنگري جوانها، قرآن و اسلام اصيل در هر شرايطي كه بودم در اين كشور مواج در شرايط آرام، طوفاني، طوفانهاي بعد از آرامش و آرامشهاي بعد از طوفان هميشه سعي ميكردم طبقه جوان را با سرچشمه دين و منبع دين و اصل دين و قرآن و سنت پيامبر خدا(ص) و ائمه هدي(ع) و نشان دادن مجتمع عدل اسلامي هميشه بحث كنم. مهمترين مسئله همين است. تا جامعه ما با اين منابع اصيل فكري و سرچشمههاي پرمايه فرهنگي و استعدادها و قوايي كه در مغزهاي مردم ما خفته است... مسئله مهم همين آگاهيهاست.
تا تارهاي عنكبوتي، اوهام و خرافات دنيايي كه 14 قرن است جريان دارد و موجش دائماً پيش ميرود و با همه دشمنيها و ضديتها باز هم پيش خواهد رفت كه وعده قاطع و صريح در قرآن كريم است:«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ»(1) اين وعده هم تحقق يافته و سعي اينكه اسلام چه هدفهايي داشته و چه مجتمعي خواسته و چگونه انساني را خواسته است بسازد. اكنون هم در يك مرحله حساس تاريخي به سر ميبريم كه چشم دنيا، نظرها و مغزها از شرق و غرب متوجه اين نهضت عميق است كه يكباره در كشوري كه گمان ميكردند همه مردمش تسليم، سر به زير و تن به بندگي، استثمار، استعمار داخلي و خارجي و استبداد قهار داخلي با همه فريبها، قدرتها و امكاناتش و همه آنچه از نيروهاي خارج و داخل استخدام كرده است با همه پولها و ثروتهايي كه از اين ملت به دست گرفته است هيچ باور نميكردند اين ملت اينطور يكباره بندها را بگسلد و از خواب غفلت و بيهوشي بيدار، هوشيار و آگاه شود.» (2)
از جمله سخنرانيهايي كه در اين مجموعه يافت ميشود، بيانات تاريخي آيتالله طالقاني به مناسبت سالروز قيام تاريخي 30 تير 1331 در ميدان بهارستان تهران است. مرحوم طالقاني اين سخنراني را بدين شرح آغاز كرده است:«برادران، خواهران، فرزندان عزيز، فرزندان اسلام و ايران. امروز روز تاريخي و بزرگي است. روز تنبه و آگاهي از تجربههاي گذشته براي حركت آينده ما و به ثمر رساندن اين انقلاب عظيم اسلامي است. معمول است در مجالس يادبود و فاتحهخواني و در يادبودهايي كه براي شهدا و گذشتگان تشكيل ميشود، آياتي از قرآن تلاوت ميكنند، ولي اين سنت مانند ديگر سنني كه به نام اسلام در ميان ما مسلمانان معمول است از اصل و مبناي خود تغيير كرده است. به عبارت ديگر در مجالسي كه براي بعضي از كساني كه وفات يافتهاند تشكيل ميشود، آياتي يا براي تذكار زندگان يا ثواب درگذشتگان ميخوانند، ولي اكثراً آياتي غير متناسب با مجلس و وضع در گذشته است. انساني كه سراپا آلوده به گناه، فحشا، شرابخواري و قماربازي بود، در مجلس فاتحهاش آياتي در باره نهي از فحشا و قمار ميخوانند و اگر معتقد باشيم كه بعد از اين زندگي حياتي هست و مرگي نيست، با اين آيات روح در گذشته را بيشتر زجر ميدهيم و عذابش را بيشتر ميكنيم يا براي كسي كه فرضاً ثروتهايي از راه مشروع و نامشروع به دست آورده و پولهايي را در بانكها گذاشته است، آيه «وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّه وَ لَا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ»(3) را ميخوانيم، يعني آنهايي كه طلا و نقره را گنجينه ميكنند و در راه خير مردم و حركت اقتصادي مردم انفاق نميكنند، به آنها عذاب دردناكي را بشارت بده. خواندن اين آيه در مجلس تذكار و فاتحه چنين اشخاصي جز مزيد عذاب چيست؟ نه. در اين مجلس هم قبل از شروع برنامه آياتي از قرآن تلاوت شد. من هم به مناسبت خاطره چنين روزي و تذكار چنين روزي آياتي ميخوانم كه شايد متناسب باشد، به عكس آياتي كه با اكثر مجالس و مجامع تناسب ندارد.» (4)
سخنراني ديگر اين مجموعه، بيانات مهم و منصفانه آيتالله طالقاني در14 اسفندماه 1357برمزار دكتر محمدمصدق ودرتحليل شرايط خطير نهضت ملي و نيز ضرورتهاي دوران خطير پس از انقلاب است. آيتالله اين خطابه را اينگونه شروع ميكند: «برادران! خواهران! فرزندان گرامي! امروز براي ملت ما روز خاطرهانگيزي است. همه پيرامون تربت شخصيتي مبارز و تاريخي جمع شدهايم. نام مرحوم دكتر محمد مصدق براي همه ملت ايران و تاريخ و نهضت ما خاطرهانگيز است. نام دكتر مصدق همان اندازه كه براي هوشياري، بيداري، نهضت، مقاومت و قدرت ملي خاطرهانگيز است، به همان اندازه براي دشمنان ما، دشمنان داخلي و خارجي، استعمار خارجي و عوامل استعمار داخلي وحشتآور و نگرانيآور است. دكتر مصدق 12 سال پيش در حال تبعيد در ميان اين قلعه و بيابان چشم از جهان دوخت، ولي قبر، مزار و نامش براي دشمنان ملت وحشتانگيز بود. چه سالهايي كه گذشت و مردم باوفا و هوشيار ما براي زيارت قبر او و زنده كردن نام و نهضت او به سوي مزارش ميآمدند و پليس و مأمورهاي دژخيم و طاغوت از زيارت و فاتحه خواندن بالاي قبرش وحشت داشتند و همه راهها را به روي ما و همه ملت در اين گوشه بيابان ميبستند. چرا؟ مگر چه بود؟ دكتر مصدق؟ چه وحشتي از دكتر مصدق خفته در خاك چشم از جهان دوخته داشتند؟دكتر مصدق نام، راه و روشش مجموعهاي است از مبارزه بيش از نيم قرن ملت ايران. دكتر مصدق در پي نهضتهاي پيش از خود و ادامه نهضتهاي پس از وفاتش حلقه و واسطهاي براي ادامه نهضت مردم ايران عليه ظلم، استبداد، استعمار و استثمار بود. اين نام و اين مزار هميشه مورد توجه مردم ايران و دنياي آزاد و آزاديخواه بوده است و خواهد بود. امروز كه ما در اطراف مزارش جمع شدهايم پيش از اجتماع ظاهر (تجمع) ما بايد مركز اجتماع فكري انديشه انقلابي ملتمان باشد.» (5)
*پينوشتها در سرويس تاريخ «جوان» موجود است.