عمل زشت كودك ريشه در تربيت او دارد. آيا ميدانستيد كودكان هم براي رفتارها و عملكردهاي خود هدف دارند و درآن حس قدرتطلبي جوشش كرده و باعث پيشرفت و رشد آنان ميشود؟ به عنوان پدر و مادر در طول زندگي كودك با رفتارهايي از او مواجه ميشويد كه شما را شوكه ميكند و از نظر شما اين رفتار او نادرست است.
آيا تا به حال با خود انديشيدهايد كه او چرا و با چه هدفي اين گونه رفتارها را انجام ميدهد و چرا شما در مقابل رفتارهاي او از تنبيه كردن، سرزنش كردن و محروم كردن استفاده ميكنيد؟ در واقع بايد گفت كودكان از عملكرد خود ميتوانند چهار هدف داشته باشند. كودكان وقتي با رفتارهاي درست خود نميتوانند توجه ديگران و نگاهها را به سوي خود جلب كنند، براي رسيدن به هدفشان از رفتارهاي نادرست استفاده ميكنند.
اولين هدف كودك، جلب توجه است
ما نياز كودكان را از نظر حس توجه كردن آنها نميتوانيم درك كنيم زيرا از ميزان و نوع آن اطلاعي نداريم. كودك براي اينكه جلب توجه كند كار خوب ميكند. در مهمانیاي كه در منزل آنهاست، به مادرش در چيدن ميز كمك ميكند و مثلاً ليوانها را ميآورد. وقتي كودك مورد توجه يا به اندازه كافي مورد تشويق و حمايت قرار نگيرد، براي اينكه به هدف خود برسد، ظروف در دست خود را با سرعت و سر و صداي بيشتري جابهجا ميكند كه ممكن است زمين بخورد يا ظرفي از دست او پرت شود.
در اينجا كودك به توجهي كه ميخواست نرسيده و به رفتار نادرست (سرعت و سر و صدا) متوسل ميشود. بهتر است والدين در زمانهايي كه كودكشان در حال انجام كار خوبي است و هيچ توقعي هم براي تشويق و جلب توجه ندارد، او را به خاطر كار خوبش تشويق كنند و به نوعي به او ياد دهند كه رفتار نادرست نميتواند او را به جلب توجه و رضايت برساند.
دومين هدف، قدرت استهر انساني تمايل به داشتن قدرت دارد و دوست دارد روي يك سري از برنامههاي زندگي تسلط و كنترل داشته باشد و خود براي آنها تصميمگيري كند. اين حس قدرت در كودكان هم وجود دارد. والدين كودكان ميتوانند با دعوا و پرخاشگري نكردن به فرزندانشان مفهوم قدرت را ياد بدهند و بگويند كه هيچ وقت با دعوا و جدال به قدرت نميرسند.
والدين بايد در كارهايي كه او مهارت دارد از او كمك بخواهند. مثلاً در استفاده از رايانه شما به مشكل خوردهايد و ميدانيد كه فرزند شما قدرت كمك كردن به شما در اين زمينه را دارد، پس از او بخواهيد كه به شما كمك كند. اين كار شما باعث ميشود او حس قدرت پيدا كند و بداند كه در منزل نقش مهمي دارد.
به جاي اينكه به كودك غر بزنيد و او را دعوا كنيد، به او حق انتخاب بدهيد، مثلاً اگر فرزند شما هنگام نوشتن تكاليف كل فضاي اتاقش را بههم ميريزد، به او غر نزنيد كه تكاليفت را انجام بده و اتاقت را مرتب كن. به او پيشنهاد دهيد كه اگر اتاقي مرتب و منظم داشته باشد، او را در آخر هفته به گردش ميبريد و در غير اين صورت گردشي براي او در كار نيست و ديگر افراد خانواده به اين گردش ميروند.
با اين كار شما، او سعي ميكند تكاليفش را به موقع انجام دهد و اتاقش را مرتب كند و اگر اين كار را نكرد واقعاً او را از گردش محروم كنيد. بدين ترتيب هم فرزند شما احساس قدرت در انتخاب خواهد كرد و هم شما نيز كنترل اوضاع را در دست خواهيد داشت.
سومين هدف انتقام است
كودكان از روحيه لطيف و مهرباني برخوردار هستند و به ندرت پيش ميآيد كه انتقام بگيرند. اگر كودكي درصدد آن برآيد كه انتقام كاري را بگيرد، مطمئن باشيد كه عمداً كسي او را رنجانده است. حتي بعضي افراد به اسم شوخي كردن، غيرعمد او را ميرنجانند. اما بايد ديد كه در اين مورد اقدام والدين به چه صورت است؟ پس در ميان فرزندان خود با عدالت رفتار كنيد. همان طور كه دوست داريد آنها با عدالت با شما رفتار كنند. سعي كنيد به فرزند رنجيده خود دلگرمي بدهيد و رابطه مثبت با ديگران را به او بياموزيد و در آشنايي آن به او ياد بدهيد كه با تلافي كردن و انتقام گرفتن به هدفهاي خوب هرگز نخواهند رسيد.
چهارمين هدف عاجز جلوه دادن است
به طور كلي بچهها هر چيز جديدي را كه ياد ميگيرند، برايشان جذاب و جالب است و سعي ميكنند كه آن را مدام تكرار كنند و حتي يك جورهايي سعي ميكنند واكنش ديگران را ببينند يا اينكه كنجكاو ميشوند ببينند با انجام اين كار بعداً چه اتفاقي ميافتد.
تكرار رفتارهاي بد بچه به واكنش شما بستگي دارد. برخي والدين طوري برخورد ميكنند كه انگار تا حالا چنين حرفها و رفتارهايي را در عمرشان نشنيده و نديدهاند و آنها به سرعت كنترل رفتار خود را از دست ميدهند و بسيار عصباني ميشوند، در حالي كه بچهها با ديدن واكنش تند والدين برعكس بيشتر مشتاق ميشوند كه آن حرفهاي بد را تكرار كنند.
وقتي كودكان نتوانند به توانمندي خود ايمان داشته باشند احساس عجز و ناتواني ميكنند. مثلاً كودك در انجام تكاليف و در روابطش با همسالان اين احساس را خواهد داشت. در اين گونه موارد والدين بايد سطح توقعات خود را پايينتر بياورند و به تلاشها و پيشرفت كودكشان اهميت داده و آنها را تشويق كنند. والدين سعي كنند بابت كوچكترين تلاشهاي كودك به او دلگرمي داده و با تشويق او توانمنديهايش را دريابند.
همه آدمها در سنين مختلف چيزهاي متفاوتي ياد ميگيرند اما مهم اين است كه ما به عنوان پدر و مادر كودك بتوانيم رفتارهاي خود را در برابر آموزههاي فرزندانمان كنترل كنيم و به او ياد دهيم كه چطور رفتار و كلامش را كنترل كند. والدين بايد سعي كنند خودشان الگوي مناسبي براي فرزندشان باشند و از همان سنين پايين فرزندشان بايد مراقب رفتارهاي خود بوده و در طرز صحبت كردن و بيان كلمات دقت داشته باشند. حتي چيزهايي كه شايد به نظر زشت و ناپسند نيايد را هم نبايد به كار ببرند. مثل اينكه به بچه بگويند تو چقدر لوسي، بيمزه، بيادب و امثالهم. چراكه همه اينها مجوزي هستند كه بچه شبيه آنچه شما به او نسبت ميدهيد رفتار كند.
منابع:
Indecency with a child
Www.clic.org.hk
billkennedylaw.com