
نام انسانهاي بزرگ همواره قرين شهرت نيست. چه بسيارند انسانهاي پاكنهادي كه در سايهسار ايمان و تقواي الهي، بيادعا و بيشائبه و بيچشمداشت به زخارف دنيوي، تنها به انجام تكليف ديني و مسئوليت اجتماعي خود ميانديشند و در اين مسير، با ارادهاي سخت و با جديتي مثالزدني، كارهاي بزرگ ميكنند.
حاجحسن شايانفر بيگمان يكي از همان انسانهاي بزرگي است كه از نام و نامي شدن ميگريخت تا خالصانه تكليف خود را به انجام رساند.
براي او، دين اسلام و انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي، همه زندگياش بود. بر سر اين موضوعات، هيچ مصلحتسنجي نميكرد و با عزيزترين كسان خود تعارف نمينمود.
حرف حق را در هر شرايطي به زبان ميآورد. تعارفات روزمره مانع از اين نبود كه واقعيتي را پنهان و راستي را كتمان نمايد.
كار را جهاد ميدانست و براي جهاد مگر ميتوان «روز و ساعت و دقيقه» قائل شد. به همين دليل در اوج بيماري، حضور در محل كار را ترجيح ميداد. وي هيچگاه از عضويتش در شوراي سردبيري روزنامه نميگفت. از مسئوليتش در دفتر پژوهشها حرفي نميزد. در برابر اصرار ديگران براي دانستن سمتش به بيان «مشاور فرهنگي» قناعت ميكرد.
اگر چه ميتوانست از سطح زندگي مرفهي برخوردار شود اما زندگي در يكي از محلات قديمي تهران را ترجيح ميداد و همواره تلاش ميكرد در حد وسع خود گشاينده گرههاي زندگي ديگران شود.
مهرش براي خدا بود و خشماش براي خدا!
لبخندش صادقانه بود و نفاق را برنميتافت!
دشمنشناسي دقيق و هشيار بود و بر ماهيت جريانهاي معاند و سناريوهاي پنهان و آشكار آنان در حيطه فرهنگي شناخت خاصي داشت.
روزنههاي نفوذ را تشخيص داده بود و با طرحهاي خود بخشي از توطئههاي فرهنگي و رسانهاي دشمنان داخلي و خارجي را افشا ميكرد.
مديريت مجموعه كتابهاي 60جلدي نيمه پنهان، تنها گوشههايي از مجاهدتهاي اين سردار فرهنگي است كه بهواقع، ابزاري كارآمد در مسير بصيرتزايي به شمار ميآيد.
به ياد دارم كه در آخرين مصاحبه خود با خبرگزاري فارس در خصوص نفوذيها، خواب عناصر نفوذي داخلي را برآشفت و موجب عصبانيت معاندين داخلي و فراري شد.
حاجحسن شايانفر اگرچه ديگر از حيث جسماني در ميان ما نيست اما ياد او و قلم و انديشه و دغدغههايش به عنوان ميراث گرانبهاي وي پابرجاست و همين موجب ادامه پريشان حالي معاندين حاضر در عرصه فرهنگ است؛ بيترديد!
*دبير فرهنگي روزنامه كيهان