
رسانهها را كه رصد كنيد بيش از حد و تصور، مطالب به انتخابات امريكا اختصاص يافته و از زاويههاي مختلفي به آن پرداخته شده است. اين اقدام نتيجهاي عملي در امتداد رفتار دولت يازدهم و رويكرد و نگاه به غرب است؛ امتدادي كه نقطه آغاز آن طرح شعار «هم چرخ سانتريفيوز بچرخد هم چرخ زندگي» است و در ادامه برجام «آفتاب تابان» شد و حلالمسائل تمام مشكلات اقتصاد ايران، حتي كمآبي!
انتخاب اين مسير تنها به دليل مقابله سياسي با رقيب آنقدر با قدرت و تبليغات قوي از سوي دولتمردان دنبال شد كه رسانههاي غربي اين روزها آينده رئيسجمهوري دولت يازدهم را براي حضور در دولت بعدي نگرانكننده ارزيابي ميكنند و رصد رسانههاي همسوي دولت نيز نشان از نگراني و ترس از تصميمات ترامپ در مسير برجام و مواضع اقتصادياش عليه ايران مشهود است؛ ترسي كه نه فقط در ميان علاقهمندان گره زدن توسعه و بهبود وضعيت اقتصادي به غرب بلكه در ميان شركاي پسا برجامي آنها هم قابل رؤيت است. به عنوان مثال رويترز طي گزارشي از «نگرانيهاي» خودروسازان اروپايي به ويژه فرانسويها درباره مواضع رئيسجمهور منتخب امريكا در قبال ايران خبر داده است.
يا ان مارك آيرو وزير خارجه فرانسه در مصاحبهاي تلويزيوني تأكيد كرده: «پاريس بايد برخي مسائل مهم و كليدي از جمله توافق هستهاي ايران و جنگ سوريه را با واشنگتن روشن كند.»
اين نگرانيها اگر چه در ميان شركتهاي غربي مانند توتال و شل يا رنو و پژو تا حدودي منبعث از احتمال منفعت ازدست رفته است، اما در داخل حاصل استراتژياي است كه در مسير توسعه و بهبود اقتصادي از سوي دولت يازدهم اتخاذ شده است.
دولت يازدهم در حالي كه به توصيه بزرگان نبايد به غرب اعتماد كرد، همه تخم مرغهاي تدبيري خود را براي بهبود وضعيت اقتصادي در يك سبد گذاشته و اكنون سختترين استرسها را تجربه ميكند.
صرفنظر از اشتباهات فاحش و بزرگ در مسير توسعه و پيشرفت اقتصادي در دولتهاي قبل به خصوص در نحوه مديريت منابع ارزي بايد اذعان داشت كه مسير انتخابي توسعه و بهبود شرايط اقتصادي در اين دولت متكي بر «رشد ترحمي» و التماس و گرايش بيش از حد به غرب بوده كه در دوران عمر اين دولت با فرصت سوزيهاي بسيارو بيمهريهاي آزاردهنده به بخش مولد همراه شده است.
طي عمر دولت به رغم شعارهاي بسيار، توجه به درونزا بودن به عنوان استراتژي نظام اقتصادي در قالب سياستهاي ابلاغي اقتصاد مقاومتي به حاشيه رانده شد و اكنون نيز ترس ترامپي هر آن ميتواند همه دستاوردهاي مبتني بر استراتژي تمركز بيش از حد بر مذاكره با 1+5 را بر باد دهد.
اين درس بزرگ شايد همان پيشبينياي است كه از سوي بزرگان كشور و در جريان مذاكرات بيان شده بود و اي كاش كه جريانهاي مختلف سياسي اثرگذار در اقتصاد از اين درس بياموزند و با توجه به شرايط سخت اقتصادي و اولويتهاي ضربالاجل دار اقتصادي به دنبال حل مشكلات دروني اقتصاد و جوشش از درون را با همكاري و اجماع جمعي پيگيري كنند تا بار ديگر بيبرنامه بودن براي دوران پس از برجام و بدعهديها و ترس اروپاييها از مجازاتهاي امريكايي، محيط اقتصادي را تا اين حد حساس نكند.
بديهي است چنين نگاهي نتيجهاي در بهبود شرايط اقتصادي نخواهد داشت اما حركتي ماندگار و زمانبر را دنبال خواهد كرد كه حتماً از اولويتهاي آن مبارزه با فساد و توجه به رفع موانع كسب و كار و بنگاههاي كوچك است؛ حركتي كه موجب خواهد شد نهال رشد يافته مبتني بر پيشرفت درست و واقعي با هر تغيير چهرهاي بر خود نلرزد.