من ـ به عللي كه در كتاب محققنامه آمده است ـ در سال 1323 دبيرستان را ترك گفتم و به حوزه علميه مروي پيوستم. در اين زمان كه چند سالي از شهريور 1320 گذشته و دوران «أري العلمَ قَد عُطِّلَت علي الأُفول و استوطن الافاضِلُ زوايا الخمول» سپري شده بود، شور و شعفي براي تحصيل علوم حوزوي، بهويژه در نسل جوان ديده ميشد، زيرا در دوران پيش هزاران تن به طلبگي و حوزههاي علميه روي آورده بودند كه كوششهاي خود را ناتمام ميديدند و اين تجديد حيات براي آنان روح تازهاي به وجود آورده بود، از جمله در حوزه علميه مشهد همچون استاد اصول فقه ما، شيخ محمدرضا ترابي خانرودي و استاد ديگر ما در منطق، شيخ حسين وحيدي (آيتاللهالعظمي وحيد خراساني) و در حوزه علميه قم همچون شهيد مرتضي مطهري و حاج شيخ لطفالله صافي (آيتاللهالعظمي صافي گلپايگاني) و همچنين جويندگان علم از شهرهاي ديگر. در مدرسه مروي جنب و جوش زائدالوصفي وجود داشت، زيرا استادان مبرزي همچون ميرزا محمدباقر آشتياني در آنجا به تدريس كفايهالاصول، آخوند محمدكاظم خراساني و سيد عباس آيتاللهزاده به قوانينالاصول ميرزاي قمي و فرائدالاصول شيخ مرتضي انصاري اشتغال داشتند. در پانزدهمين سال از بهار زندگي بودم كه در محضر سيدهادي وراميني ـ كه اصلاً اهل اورازان طالقان بود ـ به خواندن صرف و نحو ابتدايي از كتاب جامعالمقدمات اشتغال داشتم. پس از طي مراحل ابتدايي به مدرسه سپهسالار قديم راه يافتم و به درس ميرزا مهدي آشتياني استاد بيبديل فلسفه و حكمت متعاليه راه يافتم و آن مرحوم در مدرسه برايم شهريه و اتاقي معين فرمود. در اين دو مدرسه با طلاب جواني آشنا شدم كه هر يك در همتم به تحصيل حوزوي مؤثر بودند، از جمله سيدمحمدرضا علوي تهراني، حاجآقا مصطفي مسجد جامعي، حاج حسن آقاي سعيد تهراني و فرزندان فرهيخته مرحوم شيخ محمدعلي شاهآبادي، از جمله شيخ محمدحسين كه در جواني دار فاني را وداع گفت و شيخ نصرالله و شيخ نورالله كه با برخي از ايشان در درس استاد شيخ محمدتقي آملي و برخي ديگر در درس استاد سيد محمدكاظم عصار تهراني همدرس و هممباحثه بودم. در مدرسه سپهسالار قديم استاد بزرگ ما شيخ محمدعلي مدرس تبريزي وجود داشت كه من فقه، حديث و درايه را نزد او آموختم. او هر چند ترك زبان بود، ولي فرهنگهاي متعددي به نام نوبهار، بهارستان، نگارستان و قاموسالمعارف را تأليف كرده بود كه ميتوان او را از خادمان زبان و ادب فارسي در عصر حاضر به شمار آورد.
در چنين فضاي علمي پرشوري به طلبه جواني برخوردم كه در مدرسه مروي به بحث و فحص اشتغال داشت و از همان زمان آثار بزرگي در ناصيه او پيدا بود. آقا سيد رضي شيرازي كه جلالت موروث و مكتسب در او جمع شده بود، بعدها مدرس كمنظير حوزه علميه تهران شد. اين مرد شريف كه امامت جماعت مسجد شفا در يوسفآباد تهران را به عهده دارد هيچگاه درس، بحث و تدريس را كنار نگذاشته و به امور و مشاغل دنيوي نپرداخته است، چنانكه طلاب فراواني در دهههاي اخير از وجود مباركشان در فقه، اصول و فلسفه برخوردار بودهاند و در حقيقت ميتوان ايشان و چند تن انگشت شمار ديگر را در عصر حاضر به بقيه الماضين و ثمال الباقين ملقب ساخت. ايشان با وجود كبر سن به تدريس اشتغال دارند و در ضمن مردم عادي را از انفاس قدسيه خود بهرهمند ميسازند.
انجمن آثار و مفاخر فرهنگي بر خود لازم ميدانست به پاس خدمات صادقه اين عزيز به علم و دين مراسم بزرگداشتي براي ايشان بر پا دارد تا شاگردان و ارادتمندان اين وجود مبارك محامد و مناقب او را بازگو كنند و از خداوند متعال سلامتي و دوام فعاليتهاي ايشان را خواستار شوند. بمنه تعالي و كرمه.