هدف كلي از انتشار اثري كه در معرفي آن سخن ميرود، كمك به روشن شدن گوشههايي از تاريخ روحانيت شيعه در ايران و كاركرد سياسي ـ اجتماعي روحانيون در 100 سال گذشته است؛ يعني از اواسط قرن 13 تا اواسط قرن 14 هجري شمسي. براي نيل به اين هدف از دو روش استفاده شده است: 1) روش سنتي و معمول تاريخنگاري، يعني مراجعه به اسناد و مدارك موجود درباره موضوع مورد نظر، 2) پيگيري موضوع مورد نظر از طريق رجوع به شرح حال و جزئيات زندگي دو نفر از روحانيوني كه در بازه زماني مزبور ميزيستند. دو نفري كه اطلاعات مربوط به حوادث زندگيشان در دسترس نگارنده قرار داشت و به همين علت به عنوان موضوع مطالعه انتخاب شدهاند، عبارتند از:
1ـ آيتالله حاجشيخروحالله دانايي كه در اواسط قرن 13 هجري شمسي به دنيا آمد و در سال 1310ش به طرز مشكوكي از دنيا رفت. او از همفكران و همراهان بسيار فعال آيتاللهالعظمي حاج شيخ فضلالله نوري بود و در راه مشروعه كردن مشروطه و سپس در راه مقابله با رويكردهاي مستبدانه و رفتارهاي سركوبگرانه رضاشاه پهلوي تا پاي جان كوشيد.
2ـ حجتالاسلام والمسلمين حاجشيخحسن دانايي فرزند ارشد حاج شيخ روحالله مزبور و پدر نگارنده. وي در سال 1283 يا 1286ش به دنيا آمد و در سال 1344ش از دنيا رفت. او بخش مؤثر عمرش را در دوره پهلويها و در شرايط اجتماعي ـ سياسي متفاوت نسبت به دوره زندگي پدرش سپري كرد و مروري بر اوضاع زمانه و حوادث زندگي او وجه ديگري از فضاي زيستي روحانيت ايران در 100 ساله مورد را نشان ميدهد.
درباره روش دوم مورد استفاده در اين كتاب لازم است توضيح داده شود. اين شيوه تحقيق تاريخي كه مشتمل است بر كوچك كردن اندازه رويدادهاي بزرگ يك جامعه و قرار دادن آنها در قاب و قالب زندگي شخصي برخي از اعضاي همان جامعه و بعد ريز شدن در رخدادهاي زندگي افراد مزبور ميتواند چند خاصيت به شرح زير داشته باشد:
اولاً به ما امكان ميدهد كل موضوع تحقيق را در يك نگاه ببينيم و ارتباطات يا بيارتباطيهاي عناصر مختلف را بهتر تشخيص بدهيم و در نتيجه برداشت كلي ما از حوادث كلان دقيقتر خواهد شد.
ثانياً ميتوانيم انعكاس رويدادهاي بزرگ و تغييرات كلي جامعه را در مقياس كوچك خانوار مطالعه كنيم و از اين راه به كنه امور و حقايق مربوط به انگيزهها و كاركردهاي مردم و خانوادهها در گروهها و طبقات مختلف دست يابيم... علاوه بر نكات فوق كه معطوف به روششناسي كار در اين كتاب هستند، اشاره به دو نكته استنتاجي زير هم ضروري است:
1ـ شرح رويدادها و سبك زندگي دو روحاني نامبرده كه در دو دوره تاريخي متفاوت ميزيستند و برابر نهادن دو گونه فضا و شرايط حاكم بر محيط زيست روحانيت شيعه در دو دوره مزبور به روشني نشان ميدهد روحانيت ايران در 100 ساله اخير با چه نوع مخاطرات و فشارهايي روبهرو بود و چگونه توانست ظرفيتها و فرصتهاي گوناگون خويش را به كار بگيرد تا بتواند از چهار گذرگاه دشوار به سلامت بگذرد و خودش را به آوردگاه تاريخي انقلاب اسلامي در سال 1357 برساند. آن هم به صورت حريفي برتر كه دستي بالاتر از ديگر رقبا دارد. اين چهار گذرگاه بزرگ عبارتند از:
1ـ جريان مشروطيت
2ـ استبداد رضاشاهي
3ـ تكانههاي ناشي از حاد شدن جريانات چپ با گرايشهاي ماترياليستي و كمونيستي در دهههاي 20 و 30 شمسي
4ـ موج غربگرايي يا مدرنيزاسيون در عصر پهلوي دوم
2ـ درباره نقش و جايگاه سياسي - اجتماعي روحانيت و همچنين راجع به افكار و اعمال روحانيان تراز اول و سرشناس در دورههاي تاريخي مختلف، خصوصاً در دوره مشروطيت و بعد از آن تحقيقات خوبي انجام شده است و تأليفات زيادي هم درباره آنها وجود دارد، اما راجع به همفكران و همرزمان شخصيتهاي تراز اول كه قاعدتاً از لحاظ شهرت در رتبههاي بعدي قرار ميگيرند كار زيادي نشده و بسياري از اطلاعات مربوط به اين گروه از روحانيان يا كلاً مكتوم و ناشناخته مانده يا محدود به اشاراتي در حاشيه گزارشها و زيرنويس كتابهاست. همين غفلت از جزئيات باعث شده است تحقيقات درباره تاريخ تحولات سياسي -اجتماعي معاصر فاقد عمق، كارآيي و اثربخشي لازم باشد. بهترين راه براي رفع اين نقيصه نيز جبران مافات است، يعني كشف و انتشار اطلاعات هر چند جزئي مربوط به ساير روحانيان حاضر در دورههاي تاريخي مورد بحث. بدين ترتيب گوشههاي تاريك و ناديده تاريخ اجتماعي - سياسي معاصر نيز بهتدريج روشن خواهند شد و به تصوير تاريخي جامعتر و كاملتري دست خواهيم يافت.