کد خبر: 817536
تاریخ انتشار: ۲۷ مهر ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۰
بررسي دروغ از منظر روانشناسي
سنگريزه‌ها خيلي ريز و ناچيز هستند. گاهي اوقات حتي با چشم به خوبي ديده نمي‌شوند اما به همان كوچكي اگر...
بهنام صدقي
سنگريزه‌ها خيلي ريز و ناچيز هستند. گاهي اوقات حتي با چشم به خوبي ديده نمي‌شوند اما به همان كوچكي اگر در لاي كفش يا جوراب قرار گيرند ما را از راه رفتن باز مي‌دارند. دروغ نيز مانند سنگريزه است. اگر چه در بعضي موارد خيلي كوچك باشد اما به هر حال سير تكامل ما را به عقب خواهد كشاند. به خصوص اينكه اگر به موقع آن را كنار نگذاريم.
      
دروغ همه جا دروغ است


دروغ گفتن در هر جاي دنيا كه باشد مي‌تواند نتايج بسيار بدي را حاصل كرده و مسير حقيقت را به گمراهي بكشاند. دروغ همه جا دروغ است. دروغگويي مي‌تواند منبع همه افكار زشت و ناپسند باشد كه امروزه موجب به وجود آمدن مشكلات متعددي در جوامع شده است. بسياري از اين دروغ گفتن‌ها نتيجه عدم مسئوليت و كم كاري در ضوابط اجرايي است. دروغگويي از ناهنجارهاي اخلاقي است كه فرد در مواجهه با شرايط مختلف از خود بروز مي‌دهد.


چرا دروغ مي‌گوييم؟


از جمله مهم‌ترين عوامل در دروغگويي را مي‌توان وجود علل بيروني كه بر انسان حكم‌فرماست دانست. در واقع وجود امواجي كه گاهي فرد را به دروغ گفتن وا مي‌دارد. با آن كه خود مي‌داند اين امر نامناسب است شايد در شرايطي قرار گيرد كه با استفاده از اين فن خود را توجيه كند و از مهلكه جان سالم به در برد. عامل ديگر رواج دروغ، حسادت و حسدورزي نسبت به ديگران براي جلب اعتماد مورد نظر است، اينها افرادي هستند كه با مكر و حيله خود به دروغ تمسك مي‌جويند و برخلاف باورهاي دروني خود به دروغگويي گرايش پيدا مي‌كنند.


اين دسته از افراد نيز چون نمي‌توانند رفتار ناهنجار خود را انجام دهند از دروغگويي به عنوان حربه‌اي در پيشبرد اهداف خود استفاده مي‌كنند. به هر حال به دليل نداشتن درك صحيح، برداشت نادرست، جلب توجه و آزار ديگران سعي در استفاده از اين سلاح مخرب را دارند و نسبت به انجام اين كار تأسفي نيز ندارند.


عوارض دروغ در جامعه


هر قانوني در هر جامعه‌اي‌ پيامد خاص خود را به دنبال دارد و دروغگويي كه به عنوان يكي از ناهنجاري‌ها در حوزه اجتماعي مطرح است، موجب صدمات جبران‌ناپذيري در جامعه مي‌شود كه از جمله پيامدهاي آن سلب اعتماد از افراد است. هنگامي كه فرد با دروغ در بين مردم سعي در جهت ارضاي نياز خويش دارد اشخاص مورد نظر در برخورد با او حس اعتماد خود را از دست خواهند داد.
زيرا او به مرور زمان دروغ گفتن را يكي از عوامل رسيدن به هدف خود دانسته و در نهايت هم از نظر شخصيتي تعادل خود را از دست خواهد داد. در اين مرحله انجام هر كار ناهنجاري از عهده فرد برمي‌آيد و او را تبديل به يك معضل جامعه خواهد كرد.


ديدگاه روانشناسان


طبق تحقيقات انجام شده از سوي روانشناسان دروغ گفتن در فرد كه طي يك زمان خاص انجام مي‌پذيرد حاصل دو موضوع در ذهن و تفكر شخص است كه اولي مربوط به آرزوهاي فرد و دومي مربوط به زندگي واقعي است كه فرد در ذهن مي‌پروراند.


البته بعضي از افراد صرفاً به دروغ گفتن عادت كرده‌اند كه در اين حالت بايد روش زندگي آنها مورد مطالعه قرار گيرد كه شايد نوع زندگي آنها را وادار به دروغگويي ساخته است. در هر حال نتايج تحقيقات نشان داده است كه افراد به دلايل مشابهي كه وجود دارد سعي در دروغ گفتن دارند، دلايلي مانند: دوري از درد سر، جلوگيري از توهين و اهانت، ابراز احساسات و اجتناب از آسيب زدن به افراد.


بزرگ‌ترين عامل دروغ گفتن مردم


هنگامي كه دروغ در جامعه به يك علت واقعي براي برتر شدن فرد تبديل مي‌شود، شخص را وادار به وظايفي كه در حد توانش نيست مي‌كند، در واقع اين بزرگ‌ترين عامل در روي آوردن افراد به دروغ است.


فردي كه سعي در دروغ گفتن دارد تا حدي مي‌خواهد چهره خود را آن گونه كه دوست دارد باشد نشان دهد. البته تمام اين مسائل مي‌تواند ريشه در بنيان خانوادگي نيز داشته باشد كه به‌رغم تلاش خانواده در جلوگيري از بروز دروغ، افراد از همسالان و ديگر گروه‌ها اين تجارب را كسب مي‌كنند و در ذهن خود به پرورش آرزوهاي غير محال خود در برخورد با حقايق، به زندگي ادامه مي‌دهند.


درمان دروغ


هنگامي كه فرد براي رويارويي با مشكلات و جامعه گريبان دروغ را مي‌گيرد، بايد در اصلاح روش تربيتي جامعه و برطرف كردن مشكلات تلاش كند تا افراد بدين طريق از حل مسائل خود عاجز نباشند. اگر اصل و زيرساخت در هر جامعه‌اي رعايت شود افراد ضمن دنباله‌روي از قوانين از ناهنجاري‌ها دوري و بر روش درست تمركز خواهند كرد.


بنيادي‌ترين روش‌هاي درماني در اين زمينه، الگوسازي مناسب، نشان دادن حقايق، راستگويي و پرهيز از به وجود آوردن ترس و واهمه در افراد به منظور عملكردهاي دست‌نيافتني است. با توجه به روش‌هاي اصلاحي ممكن مي‌توان از دروغ و شيوع آن در جامعه جلوگيري كرد.


چه خوب است كه اعتماد كردن را بياموزيم و از رواج دروغ بپرهيزيم. همان طور كه خداي مهربان به بندگانش ايمان و اعتماد دارد. پس به چشمان خود دروغ نگوييم و قلب خود را از گناه پر نكنيم. ريگ‌هاي دروغ را از كفش صداقت بيرون بريزيم تا بتوانيم راحت‌تر در مسير درست زندگي گام برداريم.


منبع:  www. thehopeline. com
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها