مقالات محققان ايراني در سالهاي اخير رشد فزايندهاي داشته است اما كيفيت توليدات علمي قابلقبول نيست. البته شكي نيست كه تعداد مقالات در پيشرفت علمي يك كشور، امر مؤثري است اما نوع نوشتن مقاله كه اين روزها باب شده، آفت و سم است. مقاله را بايد بنويسند تا افكار يا نتايج و دستاوردهاي پژوهشي خود را در معرض نقد قرار دهند تا مثلاً ديگران بيايند بگويند اين بخشش ايده خوبي است يا فلان اشكال را دارد؛ اما نوشتن مقاله نبايد هدف باشد، درحاليكه الآن مقاله مينويسند تا صاحبنام يا استاد شوند يا از ساير مواهب مالي و امتيازات مترتبه بهرهمند شوند. اينطور مقاله نوشتن نوعي بلاست.
مقالهنويسي بايد يا در توليد علم و نوآوري اثر داشته باشد، يعني بگويند اين فرمول يا ايده يا قانون مال يك ايراني است و مرزهاي دانش را جلو ميبرد، يا بايد در رفع نيازهاي جامعه مؤثر باشد. ما الان همهچيز را وارد ميكنيم و توليد واقعي علممان درصد كمي از فعاليتهاي بهاصطلاح علميمان بوده است. بيايند با آمار دقيق، نه آمار ساختگي، بگويند كه اين مقالات چقدر از نيازهاي ما را برطرف كرده است. من در شوراي عالي انقلاب فرهنگي سؤالي را در اين زمينه مطرح كردم، ولي متأسفانه جوابي نشنيدم. سؤال بنده اين بود كه از سال 2005 / 1384 تا 2012 / 1391 تعداد مقالات ايران در مجلات بينالمللي پنج برابر شده، اما آيا ميزان صادراتمان تغيير محسوس كرده يا وارداتمان حتي يكپنجم كم شده است؟! علم بايد دو بعد داشته باشد، يا در فهم واقعي جهان هستي و دانش بشري نقش داشته باشد يا نيازهاي محيط را رفع كند. ولي الآن در كشور ما هيچكدام از اين دو نقش را ندارد. تا اين مسائل را علاج نكنند، پيشرفت نخواهيم كرد، ولي متأسفانه يكجور غفلت عمومي در اين زمينه حاكم است.