
با تمام آل ِسعود بودنمان، تازه داریم میفهمیم ابنسعد چه كشیده بود. به او قول داده بودند بعد از راه انداختن كشتار به حكومت ری خواهد رسید، اما نرسید. دیدید با او چه طوری تا كردند؟! این امریكا هم الان با ما دارد همینطوری میكند.
بله، جناب امریكا ابنزیادبازیاش گل كرده و یزیدبازیاش رو شده. خوب است هنوز مأموریتمان تمام نشده و آدمهایمان در سوریه و عراق مشغولند و خودمان در یمن و دور و بر خودمان؛ با این حال این موجود دارد نارو میزند. اگر كار به اتمام رسیده بود میخواست چه كند؟!
یكی نیست به او بگوید ما آل سعود، خودمان اهل قربانی كردنیم؛ شما نیا ما را قربانی سیاستهایت بكنی. مگر نه اینكه نقشه حمله به برجهای دوقلو را خودشان دادند ما فقط مجری بودیم؟! میخواستند برجها را بكوبند، ما هم پروژه را كنترات برداشتیم! مگر نه اینكه خودشان در را باز كردند و راه را هموار، كه دو تا قارقارك ببریم برجكهایشان را بزنیم؟! مگرنه اینكه قرار شد هم آنها مدارك را از بین ببرند و هم ما؟! پس چرا ما كه مدارك را از بین بردیم، آنها نبردند؟!
ما واقعا نمیدانیم. ما كه هر چه میگوید میكنیم و هر چه بخواهد انجام میدهیم؛ پس چرا؟!
جلوه هاليوودی حمله به برجهااین امریكای دوگانهكار، به اسرائیل كه میرسد بودجه هم برایش تصویب میكند و وام بلاعوض هم بهش میدهد؛ اما نوبت ما كه میشود به فكر چاپیدنمان میافتد.
من نمیدانم آخر مگر این اسرائیل گور به گور شده چه از ما بیشتر دارد؟! اگر او مسلمان میكشد، ما هم میكشیم. اگر او تكفیریها را ساپورت میكند، ما برای تكفیریها چه نمیكنیم؟! اسرائیلیها كوبیدن غزه را این همه طول ندادند كه ما بمباران یمن را كش میدهیم. درست است كه اسرائیل سابقه درخشانی دارد و سابقه ما كدر است، اما همین اسرائیل هم مگر اولش از صفر شروع نكرد؟! حالا ما هم كه صفر نیستیم، ما تا حالا زیرزیركی اقدام كردهایم. این همه كه در منا قربانی گرفتیم، باید بگذارند به حساب چه؟! مگر نه اینكه این ابتكارات نتیجه تدبیرها و برنامهریزیهای فراجربزهای ماست؟!
بله، فقط جلوه هالیوودی حمله به برجها از كشتار حجاج در منا اكشنتر و پرهیجانتر بود؛ وگرنه طراحی آنها به پای ما نمیرسد. اولا كه ما در منا مسلمان كشتیم و نه غیره، ثانیا این كار را بیسر و صدا انجام دادیم، نه اینكه در بوق كنیم. ما طوری تمیز كار را تمام كردیم كه آب از آب تكان نخورد، اما جانها از تنها جداسازی و رهاسازی شد. بله، به جانها آب كه نرسید هیچ، هوا هم نرسید و خیلی دراماتیك از آب درآمد.
به من نچسب!ما اصلا كم نمیگذاریم. مگر نه اینكه هر جا هر چه حسینی گیر میآوریم میكشیم؛ پس چرا امریكا باید با ما چنین میكند؟! بله، حالا میفهمیم ابنسعد چه كشید.
اصلا ما هر چه ماجرای ابنسعد و ابنزیاد را مرور میكنیم، باز آخرش ابنسعد به گندم ری نمیرسد. خیلی سعی كردهایم برسد، اما نرسیده. میترسیم بازی ما با امریكا هم همینطور شود؛ و چه بسا تا حالا شده باشد.
هی یادمان میآید كه ابنسعد آمد و به ابنزیاد گفت: «ركاب مرا از نقره و طلا پر كن. من برترین آقا را كشتهام. كسی كه از نظر نسب بهترین انسانهاست. كسی را كشتهام كه برترین پدر و مادر را دارد. »
بعد یادمان میآید كه ابنزیاد همین حرف را بهانه كرده و گفته: «اگر حسین را چنین میشناختی، چرا وی را به شهادت رساندی؟! به خدا سوگند تحفهای از سوی من به تو نمیرسد. »
حالا اگر امریكا هم از این بهانهها برای ما بیاورد چه؟! اگر بگوید در منا مهمانكشی راه انداختهای و در یمن و سوریه و عراق همسایهآزاری؛ چه؟! اگر بگوید خودت را در دنیا بدنام كردهای و نباید به ما بچسبی كه سرایت نكند و جهانیان همپیالگیمان را نفهمند چه؟!
پول را داديم دست دزدباید چه كارش كرد؟! تهدیدش كرده بودیم كه اگر آن قانون را تصویب كند و به قاضیهایش اجازه بدهد به خاطر یازده سپتامبر از ما غرامت بگیرند، ما هم در عوض سرمایههایمان را از خاكش بیرون میكشیم تا بماند در خماری. حالا آن قانون را تصویب كردهاند، اما چه معنی میدهد كه با همان بردارند آن سرمایههایمان را بالا بكشند؟! این چه وضعش است؟! درست است كه شهر هرت است، اما اگر با همه بله، با ما هم؟! وای كه پولهایمان را دادهایم دزد برایمان نگه دارد. این است وضع ما. البته دقیقا وضعمان همین نیست؛ بدتر است: ما در امریكا صدها میلیارد دلار داریم، اما آنها با این شیوه دولاپهنا حسابكردنشان قصد دارند چند تریلیون به اسم غرامت تیغمان بزنند. آخر این چه معنی میدهد كه خسارتهای مادی، معنوی و روحی و روانی فرضی مطالبه كنند؟! آن وقت اگر راست میگویند پورسانت ما بابت مهیاسازی زمینه حمله به افغانستان و عراق را هم قصد دارند بدهند؟!
خفتگيری شيرهای نفتنمیدانیم چه هیزمتر یا نفت خشكی به امریكا فروختهایم كه با ما چنین میكند. او ما را در ِپیت میبیند؛ در ِپیتی كه روی پیت ِنفت منطقه است و مدام به آنها سوخت میرساند. میخواهم بدانم بدون نفت ما، هواپیماهایشان مثل برگ پاییزشان از آسمان اقصینقاط عالم فرونمیریزد روی سر جهانیان؟! بدون نفت ما، چرخ صنعتشان به عصر ِقبل از اختراع چرخ برنمیگردد؟! خوب است خفت شیرهای نفت را بگیریم كه قیمتش بكشد بالا و باز بشود به آن گفت «طلای سیاه»؟!