کد خبر: 816036
تاریخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۳۹۵ - ۲۱:۵۹
پسر جواني كه متهم است يك سال قبل دوست دوران كودكي‌اش را به قتل رسانده، مدعي است فحاشي مقتول به والدين فوت‌شده‌اش انگيزه‌اي براي ارتكاب جنايت بوده است.
به گزارش خبرنگار ما، جلسه رسيدگي به پرونده، روز گذشته در شعبه دوم دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد. نماينده دادستان ابتداي جلسه در جايگاه حاضر شد و در شرح كيفرخواست گفت: بيست و هشتم ارديبهشت ماه 94 كاركنان يكي از بيمارستان‌هاي تهران مرگ مشكوك پسر جواني را به پليس گزارش دادند. تحقيقات نشان داد كه جسد متعلق به پسري 29 ساله به نام رضا است كه با ضربه چاقو مجروح و بعد از انتقال به بيمارستان فوت شده‌است. بعد از حضور بازپرس و انتقال جسد به پزشكي قانوني، بررسي‌ها در اين باره ادامه پيدا كرد.

خيلي زود مشخص شد كه ضارب پسري به نام افشين است كه بازداشت شد. نماينده دادستان گفت: افشين در بازجويي‌ها به جرمش اعتراف كرده است و براي او درخوست صدور مجازات قانوني دارم. بعد از آنكه اولياي‌دم درخواست قصاص كردند، متهم به درخواست قاضي در جايگاه قرار گرفت و گفت: مدتي قبل از حادثه به دختر جواني علاقه‌مند شدم و قرار شد ازدواج كنيم. روز حادثه به خانه آن دختر رفته بودم تا در حضور خانواده‌اش با او حرف بزنم كه دو نفر از دوستان رضا با قمه و گاز اشك‌آور مقابل خانه آمدند و به حضور من اعتراض كردند. وقتي مقابل در رفتم به بهانه اينكه مزاحم اين خانواده هستم، درگير شدند و با قمه مرا تهديد كردند. يكي از آنها به چشمانم گاز اشك‌آور زد. به هر صورت مشاجره تمام شد و راهي خانه‌مان شدم. در راه برگشت، رضا را مقابل خودم ديدم و با هم درگير شديم. من چيزي همراه نداشتم. او شروع به فحاشي به خانواده‌ام كرد. رضا مي‌دانست كه من پدر و مادرم را از دست داده‌ام به خاطر همين توقع نداشتم به آنها فحاشي كند. به هر صورت اين درگيري هم تمام شد و به خانه رفتم. نيمه شب بود كه براي هواخوري از خانه خارج شدم. از ترس درگيري با خودم چاقو برداشتم. در خيابان رضا را ديدم كه با دوستش سوار يك پرايد بود.

وقتي مرا ديد، پياده شد و دوباره با هم درگير شديم. رضا چاقو همراه داشت وقتي آن را از زير پيراهنش درآورد، من هم براي دفاع از خودم چاقو را درآوردم. او يك ضربه به دستم زد وقتي خواستم به دستش ضربه بزنم ناگهان به گردنش خورد و ضربه ديگر از پشت به كتفش برخورد كرد. وقتي او را خونين بر زمين ديدم، خيلي ترسيدم و نگرانش شدم. راننده پرايد كه دوست رضا بود، او را رها كرد و رفت. وقتي   دوست چندساله‌ام را روي زمين ديدم، همان موقع پشيمان شدم و هر چه تلاش كردم تا او را سوار موتور كنم، نتوانستم. هيچ ماشيني هم نگه نمي‌داشت تا او را به بيمارستان برسانم. سراسيمه اورژانس را كه در همان نزديكي بود، خبر كردم و آنها رضا را به بيمارستان رساندند. به خانه رفتم اما بي‌تاب بودم. به پشت بام رفتم و مدام براي زنده ماندن رضا دعا مي‌كردم تا اينكه متوجه شدم رضا در بيمارستان فوت كرده است. متهم در آخرين دفاعش گفت: من با رضا رفيق بودم و فكر نمي‌كردم اين كار را بكنم. از مادر رضا خجالت مي‌كشم و نمي‌توانم به صورتش نگاه كنم. مي‌خواهم مرا عفو كند تا خدا هم مرا ببخشد. هيئت قضايي بعد از آخرين دفاعيات متهم وارد شور شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار