
سه ديدار اول اين فصل بوندسليگا نهايت فرصتي بود که سران تيم به اسکريپنيک دادند. پس از آنکه در اين سه بازي فقط چهار امتياز نصيب برمن شد کاسه صبر مديران وردربرمن لبريز شد تا جايي که خيلي زود حکم اخراج سرمربي به امضاي رئيس باشگاه رسيد. از آنجا که باشگاههاي اروپايي براي انتخاب سرمربي حساسيت زيادي به خرج ميدهند پس از بررسي کارنامه دستيار سرمربي برکنار شده، گزينه بهتري از نوري پيدا نکردند. حالا با نتايجي که برمن کسب کرده بيش از پيش قدر مربي دورگه خود را ميدانند.
از تيمهاي پايه تا بوندسليگاالکساندر نوري در سال 2014 فعاليتش را در تيم وردربرمن به عنوان دستيار آغاز کرد. پس از مدتي کوتاه مسئولان باشگاه که به قابليتهاي اين مربي پي برده بودند مسئوليت تيم «ب» وردربرمن را به او سپردند. در دو سال اخير نوري به خوبي از عهده وظايفش در تيم دوم برمن برآمد تا جايي که مسئولان باشگاه همواره از او رضايت کامل داشتند. اين در حالي است که اين مربي ايراني – آلماني در آن زمان نيز پس از رفتن اسکريپنيک مربي شده بود. حال آنکه نوري در ادامه و پس از گذشت دو سال در تيم دوم وردربرمن، سکان تيم اصلي را به دست گرفت تا اينبار قابليتهايش را در بوندسليگا به نمايش بگذارد. سرمربي 37 ساله که از پدري ايراني و مادري آلماني در سرزمين ژرمنها متولد شده است، در دوران بازيگري کارش را با برمن شروع کرده بود، اما هرگز فرصت حضور در تيم اصلي را پيدا نکرد. علاوه بر حضور در ليگهاي دسته پايينتر آلمان، نوري تجربه حضور در تيمهاي ملي نوجوانان، جوانان و اميد کشورمان را در کارنامه دارد. با وجود اين، اين بازيکن سختکوش در نهايت به تيم بزرگسالان ايران دعوت نشد. او پس از گذشت پنج سال از خداحافظياش از مستطيل سبز حالا يکي از سرمربيان بوندسليگا به شمار ميرود. برمن از زمان سرمربيگري نوري از قعر جدول جدا شده و به رده پانزدهم جدول ليگ دسته اول آلمان رسيده است. البته سبز و سفيدپوشان در ادامه راه دشواري در پيش دارند.
عشق به ايراندورگه بودن هم موجب نشده كه سرمربي وردربرمن ريشههاي خود در ايران را فراموش کند. الکساندر نوري در گفتوگو با سايت اينترنتي kreiszeitung از علاقه ويژهاش به کشورمان گفته است: «ايران بخشي از وجود من است. پدر من ايراني است و براي تحصيل به آلمان آمد. در هانوفر با مادرم آشنا شد و اينجا در شهر اولدنبرگ به تحصيل شيمي پرداخت. خيلي با پدرم در ارتباط بودم. به همين خاطر شناخت کاملي از ايراني بودنم، دارم. آخرين باري که در ايران بودم، سال 2005 بود و همراه پدرم به چندين شهر ايران رفتيم و با شهرهاي مختلف ايران نيز آشنا شدم. براي من خيلي مهم بود كه شناخت زيادي از فرهنگ ايراني داشته باشم. برخلاف ديگر فرهنگها، مردم در ايران بسيار مهربان هستند و برخورد خيلي خوبي با شما دارند. هنوز هم خيلي از نزديکان و بستگان من در ايران زندگي ميکنند و عدهاي نيز در امريکا هستند. تا حدودي فارسي ميدانم ولي براي برقراري ارتباط نياز به کمک دارم.
البته در زمينه غذا بايد بگويم که هيچ مشکلي ندارم و اگر به ايران بروم کاملاً شناخت خوبي دارم. غذاهاي ايراني بهترين هستند.» نوري از اينکه ديگر به تيم ملي کشورمان دعوت نشده، متأسف است: «به تيم نونهالان آلمان دعوت شدم و در سال 2005 نيز براي يک اردوي تدارکاتي، به تيم ملي ايران دعوت شدم. آسيبديده بودم و نتوانستم در اين اردو همراه تيم ملي ايران باشم. بعد از آن ديگر هيچ اتفاقي رخ نداد و ديگر به تيم ملي ايران دعوت نشدم.» موفقيت در وردربرمن به عنوان سرمربي آرزوي مهم اين مربي ايرانيالاصل به شمار ميرود: «طبيعي است که بيشتر از قبل معروف شدم. در وردربرمن بودم و با فضاي اين تيم آشنايي دارم. بايد تأکيد کنم تغيير خاصي براي من نبوده است چون با فضاي اينجا آشنا هستم. در کل همه تغييرات براي من مثبت بوده است. از رسانهها ترسي ندارم و فکر نميکنم آنها خللي در کار من ايجاد کنند.»