کد خبر: 815905
تاریخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۳۹۵ - ۰۱:۳۹
دکتر یوسف بشارت منش

باراک حسین اوباما در  تاریخ 4 آگوست 1961 از مادری سفید پوست از ایالت کانزاس آمریکا و پدری کنیایی در هونولولو در ایالت هاوایی متولد شد،پدر بزرگ، پدر و ناپدری وی هر سه مسلمان بودند و در دوران تحصیل خود  وی به عنوان یک دانش آموز مسلمان در مدرسه کاتولیک ثبت نام کرد.  باراک اوباما به عنوان اولین سیاه پوست آفریقایی تبار به کاخ سفید راه یافت  و در روز سه شنبه بیستم ژانویه ۲۰۰۹ میلادی در حضور جمعیت بزرگی در شهر واشینگتن دی. سی. سوگند یاد کرد و رسماً به عنوان چهل و چهارمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا برگزیده شد. وی مصر بود در مراسم تحلیف از نام میانی خود يعني "حسين"  که آن را از پدربزرگ مسلمان خود به یادگار دارد و ریشه در اصالت اسلامی او دارد استفاده کند. با ورود باراک حسین اوباما به کاخ سفید انتظار می رفت با توجه به شعار تغییر او در مقابل  سیاستهای جنجالی دولت جرج واکر بوش  در راستای تحقق بخشیدن به بازیابی نقش رهبری ایالات متحده   شاهد تغییرات اساسی در در سیاست خارجی امریکا ومخصوصا  نحوه برخورد باراک حسین اوباما با اسلام به واسطه اصالت اسلامی وی می بودیم.اکنون سوالی که پاسخ زیر را به دنبال خواهد داشت این است که آیا مسلمان تبار بودن  باراک اوباما تاثیری در  نحوه اعمال این تغییر را  در پی داشته؟ آیا یک کارگزار با ریشه ای  اسلامی  توانایی تاثیر بر ساختاری  که شالوده  آن بر مبنای " دشمنی  و به در کردن ایدئولوژیهای رقیب است "  را داشت؟

نظر به اینکه رویکرد دولت جورج بوش نسبت به  جهان اسلام  انتقادات فراوانی را پس از دو جنگ خونین در دو کشور اسلامی افغانستان و عراق در پی داشت، باراک اوباما در مبارزات انتخاباتی خود یکی از محورهای اصلی رویکرد خود را نسبت به امور بین الملل و به ویژه جهان اسلام تجدید نظر در سیاستهای گذشته آمریکا را  در قالب کلمه   " تغییر"  اعلام کرد. در همین راستا سخنان اوباما در دانشگاه قاهره که در واقع اعلام مواضع جدید آمریکا در قبال جهان اسلام به شمار می رفت ، این گمان را در برخی از محافل ایجاد کرده که احتمالا جهان در دوران ریاست جمهوری اوباما شاهد تغیرات اساسی و جدی در رویکرد ایالات متحده نسبت به جهان اسلام خواهد بود . اوباما که با شعار تغییر و با رویکرد تکثر گرایی جمع محور و چند جانبه گرایی به دنبال نوعی موازنه گرایی وتعادل بود  وبا در نظر گرفتن شرایط و مقتضیات حاکم بر مناسبات و تحولات بین المللی عرصه ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا را در دست گرفت ،با نشان دادن تمایلات خود به سوی مسلمانان و با حفظ ظاهر و با هدف باسازی چهره رهبری خود در اوج بردباری ،نهایت حسن نیت خود را در برابر جهان اسلام به نمایش گذاشت و مدعی شد که اسلام ریشه در تاریخ آمریکا دارد و قانون اساسی آمریکا با پایه های آزادی و برابری پذیرای تمام ادیان می باشد. وی در در اکثر سخنرانی های خود لحن گفتاریش را نسبت به اسلام تلطیف نموده و اسلام را حامل پیام صلح معرفی می کرد وخواستار این بود که رسانه های آمریکا پیام صلح طلبانه اسلام و مسلمانان واقعی را به تصویر بکشند. اوباما که برای اولین بار درهفتمین سال ریاست جمهوری خود به همراه چند تن از نمایندگان مجلس و سناتورهای آمریکایی در مرکز اسلامی بالتیمور درمیان مسلمانان آمریکا حاضر شده بود ، با نشان دادن خشوع در برابر مساجد خواست به نوعی مواضع خود را در مقابل این دین مبین دوباره تمدید کند.

سياست خارجى‌ ايالات مـتحده‌ امـريكا همواره در طول تاريخ اين كشور با توجه به عواملی چون:چينش قدرت‌ در نظام جهانى،جـايگاه بين‌المللى ايالات متحده،شرايط و ماهيت داخلى و در نهايت چشم‌اندازهاى‌ تصميم‌گيرندگان آن در عرصه‌ جهانى‌ به كار گرفته شده است . با قدری تامل در ساختار و سیاست های کلی امریکا  درمی یابیم که ارزشها و اهداف اساسی مد نظر نخبگان  این کشور که شالوده سیاست خارجی آمریکا را تشکیل می دهند ، در برابر تغییر مقاوم اند و آمریکا در برخی زمینه‌ها سیاست سنتی خود را تغییر نداده و با تغییر رؤسای جمهور سیاست این کشور دچار تحول نشده است ، اين بدين‌معنا مى‌باشد كه ايالات متحده سياست‌هاى خود را در عرصه جهانى‌ شـدن‌ بـه گـونه‌اى ترسيم می نمايد تا‌ بتوانند‌ به طرز مؤثرى به منافع خود دست یابد. با توجه به اینکه فرایند تصمیم گیری در  آمریکا دارای لایه های متفاوتی بوده و عموما نهادهای مطالعاتی و دانشگاهی هستند که از سوی جریانهای جهت دار حمایت می شوند و تحت تاثیر  طراحان و تئورستین هایی (معاصر) چون هانتینگتون،برژِینسکی ،برناند لوئیس و یا استراتژیست هایی مانند ریچارد پرل ،پاتریک کلاوسون بوده که همگی برآنند که اسلام را به عنوان یک تهدیدی برای غرب  وآنرا به عنوان سدی بر سر راه آمریکا در جهت رسیدن به منافعش نشان دهند ودر نتیجه رقیب و دشمنی درخور برای آمریکا بتراشند، تصیم گیری شخص نیز نمی تواند در زاویه ای مخالف با این طراحان باشد  و تاثیر پذیری از این جریان اجتناب ناپذیر است . در همین راستا برا اساس  نظریه ساختار – کارگزار ،اوباما به عنوان یک کارگزار متاثر از ساختار است که این ساختار قابلیت تحمیل خود را بر اوباما خواهد داشت .در  هفت سال  گذشته سیاست خارجی آمریکا عمدتاً ثابت باقی مانده و دستخوش تغییر و تحول عمده‌ای نشده است (در صورت تغییر احتمالی در راستای منافع ملی آمریکا بوده) .لذا تغییر مد نظر اوباما تغییر در روشهاست نه در سیاست ها ، به عبارت دیگرشعار  اوباما تغییر روش است نه تغییر سیاست، لذا هر گونه معماری ساخت قدرت و سیاست در جهان اسلام برگرفته از این مهم خواهد بود  و اوباما  نیز در صورت تمایل قلبی هم قدرت تاثیر بر این فرایند و تغییر جهت در چگونگی برخورد آمریکا با جهان اسلام را نخواهد داشت .در واقع ساختار آمریکا در خصوص برخی مسائل مانند دموکراسی، حقوق بشر، سیطره و رهبری خط فکری ثابتی را دنبال نموده است و آنها در پی رقابت با دیگر ایدئولوژیهای رقیب و از میدان به در کردن آنها بوده اند.لذا  نحوه برخورد با اسلام نیز از این قاعده مستثنی نبوده است .اسلام روزگاری به عنوان ابزاری برای رویارویی با کمونیست ها در افغانستان مورد استفاده امریکاییها قرار گرفت و پس از آن امریکایها  به بهانه واقعه 11 سپتامبر دو کشور اسلامی را به اشغال خود درآوردند و اسلام سیاسی را به عنوان رقیب و دشمن امریکا و جایگزین کمونیسم مطرح نمودند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار