کد خبر: 815515
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۹۵ - ۲۱:۲۸
مردي كه متهم است 9 سال قبل در جريان رابطه پنهاني با زني آرايشگر، شوهر وي را به قتل رسانده بود، بار ديگر در دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شد.
به گزارش خبرنگار ما، بيست و يكم مهرماه 86 بود كه مأموران كلانتري دماوند جسد مردي را ته دره جاده دماوند به آبعلي همراه خودرواش كشف كردند. پس از آن به دستور قاضي كشيك، جسد به پزشكي قانوني منتقل و مشخص شد علت مرگ بر اثر خفگي بوده و تصادفي صورت نگرفته است. بعد از آن بود كه پرونده قتل تشكيل شد و مأموران تحقيقات خود را آغاز كردند. در تحقيقات از خانواده مقتول، مأموران به همسر احمد مظنون شدند و او را مورد بازجويي قرار دادند. نازنين در بازجويي‌‌ها گفت: همسرم به مواد مخدر معتاد شده بود و گاهي مشروب مي‌خورد. مدتي هم متوجه شده بودم با خانمي در ارتباط است. او به من و بچه‌ها توجهي نداشت و همين رفتارها باعث شد من با مردي جوان به نام صابر كه براي تدريس به خانه ما رفت و آمد داشت، ارتباط برقرار كنم. ارتباط ما ادامه داشت تا اينكه به يكديگر علاقه پيدا كرديم و تصميم گرفتيم با هم ازدواج كنيم، اما احمد مانع ازدواج ما شد به همين دليل صابر نقشه قتل او را طراحي و اجرا كرد. پس از اين اعتراف، مأموران صابر را بازداشت كردند و صابر هم در بازجويي‌ها حرف‌هاي زن مقتول را تأييد كرد.

بعد از تكميل پرونده و صدور كيفرخواست، اولين جلسه رسيدگي در تاريخ 6/7/88 در شعبه 113دادگاه‌هاي كيفري استان تهران تشكيل شد و بعد از قرائت كيفرخواست و درخواست قصاص از سوي اولياي دم، رئيس شعبه از متهم خواست تا در جايگاه ماجرا را شرح دهد.
متهم گفت: خواهرم براي آموزش به آرايشگاه نازنين مي‌رفت و از اين طريق با نازنين و خانواده او آشنا شده بود. نازنين دو فرزند داشت و به خواهرم گفته بود به دنبال معلمي براي پسرش مي‌گردد تا در منزل تدريس كند. وقتي خواهرم موضوع را به من گفت، قبول كردم و به عنوان مدرس به منزل نازنين ‌رفتم كه متوجه اختلافات نازنين با همسرش شدم تا اينكه كم‌كم با او ارتباط پيدا كردم و تصميم گرفتم با او ازدواج كنم. نمي‌توانستم موضوع ازدواج را با خانواده‌ام در ميان بگذارم، اما به برادرم كه با او  صميمي بودم، گفتم. او مخالفت كرد و از من خواست درباره آن درست فكر كنم و بعد تصميم بگيرم.

متهم ادامه داد: همسر نازنين مانع ازدواجمان بود به همين دليل تصميم گرفتم او را به قتل برسانم. براي انجام نقشه از دوست و برادرم كمك خواستم. دوستم راضي شد، اما مخالف بود. از آنجايي كه برادرم به مواد مخدر معتاد بود، تهديدش كردم كه موضوع اعتيادش را به پدر و مادرم مي‌گويم كه به همين دليل همراهم شد.

شب حادثه نازنين كليد منزلش را در اختيار ما قرار داد و خودش همراه بچه‌ها به منزل بستگانش رفت. وقتي وارد منزل شديم، احمد روي تخت خوابيده بود. با او درگير شديم و در اين درگيري همراهانم دست و پاي او را گرفتند و من با شيلنگ گاز او را خفه كردم. بعد جسد را به داخل ماشين برديم و در جاده آبعلي به ته يك دره در پيچ جاجرود انداختيم.
در آخر هيئت قضايي صابر را به جرم قتل عمد به قصاص، سه سال حبس و 99 ضربه شلاق و نازنين را به همراه برادر و دوست متهم به حبس و شلاق محكوم كردند و اين حكم در ديوان عالي كشور نيز تأييد شد.  متهم در ادامه توانست با واگذاري ملكي رضايت فرزندان مقتول را جلب كند، اما مادر مقتول همچنان درخواست قصاص داشت.

اين پرونده بعد از گذشت هفت سال به دليل اجرا نشدن حكم روز گذشته در شعبه 10 دادگاه كيفري استان تهران به تقاضاي متهم رسيدگي شد. در اين جلسه بعد از قرائت كيفرخواست رئيس شعبه از متهم خواست تا در جايگاه آخرين دفاع خود را بگويد.  متهم گفت: پشيمانم و آن روز اسير شيطان شده بودم و نمي‌دانستم چه اشتباهي را مرتكب مي‌شوم. در اين چندسالي كه در زندان بودم، سعي كردم اشتباهاتم را جبران كنم به همين دليل در كارهاي فرهنگي شركت كردم و مربي آموزش قرآن بودم. متهم در ادامه گفت: فرزندان مقتول مرا بخشيده‌اند به همين دليل پس از گذشت 9 سال از حادثه از هيئت قضايي درخواست دارم تا پرونده‌ام تعيين تكليف شود. هيئت قضايي پس از بررسي پرونده به خاطر اينكه مادر مقتول تا كنون تفاضل ديه قاتل را پرداخت نكرده بود، متهم را با قرار وثيقه آزاد كرد‌.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار