تشويق و تنبيه دو ابزار نيرومندي است كه والدين و رهبران، مربيان و معلمها ميتوانند براي تربيت، هدايت، راهنمايي و شكلگيري شخصيت فرزندان خود از آنها بهره بگيرند تا بتوانند راهها و ايدهها و تفكرات صحيح را به فرزندان و شاگردان خود آموزش دهند. در حقيقت نياز به تشويق در بشر و خصوصاً كودكان و نوجوانان از جمله تمايلات فطري است كه در نهاد بشر قرار داده شده است.
اين تمايل فقط مختص دوران كودكي يا مقطع خاصي از رشد نيست بلكه بشر در تمام مراحل زندگي و در هر دوره سني كه قرار دارد نيازمند تشويق است، حتي تنبيه نيز براي جلوگيري و رفع اشتباهاتش مؤثر است البته در اينجا منظور از تنبيه از نوع بدني آن نيست بلكه بيشتر به معناي محروميت و ناديدهگرفتن رفتار و اعمال كودكانمان است. تشويق به معناي ايجاد اشتياق و وجد در كسي و ستودن اعمال و رفتار شايسته او است. احساس مطلوبي كه باعث ايجاد شور و هيجان و رضايت در وجود فرد شده و آثار مثبت بسزايي روي تربيت فرد دارد. بدون شك والدين و مربيان ابتدا بايد آداب تشويق و تنبیه را بياموزند و سپس از آن استفاده كنند.
معجزه تشويقانواع شيوههاي تشويق را ميتوان به دو نوع عملي و زباني تقسيم كرد. در شيوه عملي آن تشويق والدين يا فرد حمايتكننده براي فرزندان و كودكانمان، خريد انواع كادو و اسباببازي و شكلات و خوراكي و... بسته به مناسبت و دليلي كه براي تشويق آنها داريم و متناسب با سني كه فرزندانمان در آن قرار دارند، انجام ميشود. در نوع زباني تشويق انواع اظهار محبت ما به شيوه كلامي، دلجويي از كودك و... صورت ميگيرد.
اين تشويقها بايد متناسب با سن و موقعيت و مناسبت تشويقي براي فرد انجام شود. نكته ديگري كه در اين ميان حائز اهميت است اين است كه تشويق با فواصل زماني متناسب با انجام اعمال و رفتار مثبت كودك انجام شود، نه آنقدر زود و پشت سر هم باشد كه براي فرزندان خستهكننده و يكنواخت و تكراري شده و امري عادي جلوه كند و نه آنقدر دير و با فواصل طولاني باشد كه كودك از انجام و بروز رفتارهاي مثبت دلسرد شود.
تشويق اعمال و رفتار كودكان يا انجام رفتارهاي آنها مطابق ميل و خواسته والدين، به نوعي باعث ايجاد رغبت باطني و تمايل براي انجام و تكرار اين رفتار در كودكانمان ميشود. تجربه اين احساس مثبت در وجود آنها منجر به تكرار و مداومت و ايجاد تمايل از طرف خود آنها بدون زور و اجبار والدين ميشود.
طبق مطالعات انجام شده ايجاد احساس اشتياق باعث برآورده شدن و ارضاي نيازهاي رواني و روحي در فرزندانمان شده و علاوه بر انگيزه، مشوق و مؤلفهاي براي ايجاد تغيير در كودكانمان محسوب ميشود، همانطور كه اهميت مقوله تشويق بارها از طرف بزرگان علمي، ديني و... در طول تاريخ بشر ستوده شده است. به گفته رافائل سانتسيو، نقاش معروف عصر رنسانس اروپا، يك بوسه مادرم كه مرا در جمع تشويق كرد، باعث شد تا من يك نقاش معروف در دنيا شدم. به صراحت ميتوان گفت كه آثار تشويق روي ذهن و جسم و روان فرد در كنار انگيزه بشر به وضوح قابل مشاهده است.
برخي از آثار تشويق عبارتند از: از بين رفتن خستگي و بازگشت دوباره انرژي در بدن، نااميدي را از كودك دور ميسازد و باعث ايجاد جرقههاي اميد در ذهن و جان او ميشود. باعث ايجاد احساس هدفمندي و برنامهريزي منظم در عرصههاي مختلف در رشد كودك ميشود و...
حد و مرز تنبيهتنبيه به معناي هشدار و بيداري و آگاهي دادن به كودك از اشتباهات يا خطاهاي عملي و رفتاري است كه از فرد سر زده و موجب ناراحتي و آسيب به خود او يا سايرين ميشود، البته اين ابزار پرقدرت خصوصاً براي كودكان و نوجوانان بايد فقط در حد محروم كردن آنها از انجام يك يا چند كار، نخريدن وسيله مورد علاقه يا به عنوان نمونه محروميت بازي با كامپيوتر به كار گرفته شود و منظور ما در اينجا به هيچ عنوان استفاده از تنبيه بدني نيست، چراكه تنبيه بدني باعث ايجاد احساس خشم و تنفر در كودك شده و به عزت نفس و اعتماد به نفس او لطمه زده و آسيبهاي جبرانناپذيري وارد ميسازد.
يكي از بهترين ابزارهاي رفتاري كه ميتوانيم هنگام تنبيه فرزندانمان از آن بهره ببريم خاموشي يا بيتوجهي و سكوت به رفتار و اعمال كودكانمان است. در واقع ناديده گرفتن عمل يا رفتار اشتباهي كه از آنها سر زده است، مثلاً زماني كه كودك ما به رغم داشتن اسباببازيهاي متنوع باز هم هنگامي كه از منزل خارج شدهايم بهانه خريد اسباببازي را ميگيرد. يكي از بهترين اقداماتي كه در حل اين مشكل ما را ياري ميكند بيتوجهي و سكوت و ناديده گرفتن اين خواستههاي كودك است. كودك بعد از مدتي كه ميبيند نتيجهاي حاصل نميشود دست از اقدام خود برداشته و تسليم ميشود.
در دين مبين اسلام نيز راهكارها و شيوههاي تربيتي بسياري ذكر شده است. در اين باره اميرالمؤمنين(ع) ميفرمايند: خردمند، با ادب پند ميآموزد و حيوانات با كتك زدن تربيت ميشوند. شاهد اين مقوله هستيم كه تنبيه كردن در دين اسلام و شيوههاي تربيتي آن نيز رد شده و تنها باعث آسيب رساندن و ضعف شخصيت فرد ميشود.
ما به جاي تنبيه كردن خصوصاً از نوع بدني آن، بايد ترس از تنبيه شدن يا عواقب كار اشتباه را به فرزندانمان بياموزيم و به عينه آنها را از نتايج اعمال و رفتار خود مطلع كنيم نه اينكه به طور مستقيم از تنبيه استفاده كنيم، زيرا تنبيهات بدني يا رفتارهاي خيلي زننده، به خصوص در جمع، باعث ايجاد ذهنيت منفي و خاطرهاي تلخ در وجود فرزندانمان ميشود.
پسنديده است براي جلوگيري از رفتار و خطاهاي فرزندانمان از انواع تنبيه روحي و رواني استفاده كنيم. شيوههايي مانند اخم كردن، ملامت و قهر كردن، مثلاً چند ساعتي با كودك خود حرف نزنيم، البته بسيار كوتاهمدت از اين شيوه بهره ببريم.
عواقب و آثار منفي تنبيه بر فرزندانوالدين با تنبيه شديد كودك به خصوص در حضور ديگران باعث در هم شكستن و از بين رفتن تعادل شخصيت فرزندان خود ميشوند و به نوعي احساس خشم و كينه را در وجود آنها نهادينه ميكنند.
اين عوامل منجر به ايجاد نوعي احساس خودكمبيني و حقارت شده و اينها را در وجود آنها تقويت ميكند.
ملاحظه ميكنيم كه والدين و معلمان جزو مهمترين و اساسيترين الگوهاي فرد در زندگي هستند و تأثيرات بسزايي در ايجاد شخصيت سالم و متعادل دارند. پس بهتر است با استفاده بجا و مناسب از ابزارهاي تربيتي همچون تشويق، تنبيه و... در جهت رشد و ارتقاي شخصيت و كمال آنها بهره بگيريم نه اينكه از اين ابزار تربيتي براي سوءاستفاده از قدرت يا خالي كردن خشم خود استفاده كنيم.
*روانشناس