کد خبر: 812939
تاریخ انتشار: ۰۲ مهر ۱۳۹۵ - ۱۸:۴۴
حاشيه‌اي بر انتشار يادمان شهيد حجت‌الاسلام والمسلمين عبدالله ميثمي
اوايل سال 1360شهيد رداني‌پور گفت: «بيا برويم سري به آقا عبدالله بزنيم. »
سيد علي بني لوحي
در يكي از روزهايي كه جبهه دارخوين بوديم، اوايل سال 1360 را مي‌گويم، قبل از اينكه عمليات ثامن‌الائمه(ع) را انجام دهيم، آقاي مصطفي رداني‌پور گفت: «بيا برويم سري به آقا عبدالله بزنيم. » آن زمان آقاي عبدالله ميثمي در ياسوج بود. يك وانت برداشتيم و راهي شديم. آقا مصطفي با شور و حال و هواي عجيبي طي مسير مي‌كرد، درست مثل عاشقي كه به ديدار معشوق مي‌رود.
در آن چند ساعتي كه از اهواز به ياسوج مي‌رفتيم، آقا مصطفي كه خود روحاني عارف و دل‌سوخته‌اي بود مرتب تعريف آقا عبدالله را مي‌كرد. قبل از آن آقا عبدالله را ديده بودم و به منزل پدر ايشان كه بسيار ساده و داراي نورانيت خاصي بود رفته بودم، اما حالا مي‌رفتيم تا از بركت وجود نوراني او بهره بيشتري ببريم.
آقا مصطفي آن‌قدر از جبهه دارخوين و حال و هواي خط مقدم و ياران امام(ره) گفت كه آقا عبدالله براي آمدن به جبهه سر از پا نمي‌شناخت. در همان يكي دو ساعت اول ديدار آن هم در يك اتاق كه در اوج سادگي با يك موكت نصفه نيمه فرش شده بود، احساس مي‌كردم آن طلبه جوان گمشده امام خميني(ره) است. همان طلبه دوست‌داشتني، ساده و مخلصي كه امام امت تلاش مي‌كرد شاگرداني چون او را تربيت كند. آن وقت‌ها شنيده بوديم رهبر انقلاب به بعضي از علماي حوزه فرموده بودند: «آقايان طلبه بمانند»، زيرا ايشان تأكيد مي‌كرد روحانيت با دور شدن از وابستگي‌هاي ظاهري و مادي بهتر خواهد توانست مسئوليت‌هاي بزرگي را كه به آنها سپرده شده است به انجام برساند. در نگاه من آقا عبدالله همان طلبه‌اي بود كه امام خميني تلاش مي‌كرد فرهنگ حاكم بر رفتارهاي او را گسترش دهد. از آن زمان تا لحظه‌اي كه خبر شهادت او را شنيدم، اين روحاني بزرگ بهترين الگو و انسان كامل و دست‌نايافتني در ذهنم بود. حالا هم اگر از او چيزي خواهيد خواند، انصافاً قطره‌اي از درياي بي‌كران وجود اوست.
مقام معظم رهبري در پيام خود به مناسبت شهادت ايشان، آقا عبدالله را «عالم عامل» ناميدند و اين بهترين تعبير درباره شخصيت آن روحاني بسيجي است.
    
***
چند سال قبل حضرت آيت‌الله‌العظمي خامنه‌اي ديداري با مردم اصفهان داشتند و در تجليل از حضور اثرگذار مردم و شهداي زيادي كه براي دفاع از انقلاب اسلامي تقديم كرده بودند به نام شهيدان مصطفي رداني‌پور، حسين خرازي، حاج همت و عبدالله ميثمي اشاره كردند. آن زمان از خدا خواستم در راه گسترش فرهنگ و تفكر بسيجي و در قالب فرهنگ مكتوب، به نام و ياد اين شهيدان بزرگ قدمي هر چند ناچيز بردارم تا شايد باقيات صالحاتي شود. اين مختصر - كه هم اينك در قالب كتاب «عبدالله »به شما ارجمندان معرفي مي‌شود- گامي اندك از مسيري طولاني است كه مي‌كوشد به مخاطبان خود يادآوري كند انقلاب اسلامي ايران، مخصوصاً در ميان روحانيت مرداني از «رهروان مدرس شهيد» داشته كه توانسته است از گردنه‌هاي صعب‌العبور بگذرد تا اسلام ناب محمدي(ص) در دوره‌اي كه عاشقان حقيقت در انتظار رؤيت خورشيد لحظه‌شماري مي‌كنند گسترش يابد.
  
***
با توجه به اينكه مخاطبان اصلي اين كتاب، غير از جوانان پرشور و پرچمدار انقلاب روحانيت معظم، خصوصاً طلاب جوان هستند در طراحي كتاب فرازهايي از منشور روحانيت(1) كه فرمان راهبردي امام خميني(ره) به مدارس علميه و روحانيت است، به همان ترتيبي كه در پيام ذكر شده آورده شده است. اميد آنكه نورانيت كلام مقدس بنيان‌گذار جمهوري اسلامي ايران ما را به اين باور برساند كه «ولايت فقيه، ولايت پيامبر» است و آن‌گونه كه شهيد ميثمي‌ها زندگي كردند به لحظه لحظه حيات خويش رنگ خدايي ببخشيم.

پي‌نوشت:
1ـ صحيفه امام، ج21، ص273
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها