
نوع پوشش و آرايش خانمها و آقايان به گونهاي است كه اصل موضوع فراموش شده است. فراموش كردهايم كه ما در اين مراسم براي تسلي خاطر بازماندگان مرحوم حاضر شديم، نه نشان دادن لباس و نوع آرايش خودمان. البته اين موضوع در كشور ما تقريباً در تمامي مراسمها فراگير شده است. نميدانيم كه در چه مراسمي بايد چه نوع لباسي را بپوشيم و چگونه رفتار كنيم. تنها سعي ميكنيم لباسي را كه به قيمت گزاف خريداري كرديم در اولين مراسمي كه برايمان پيش آمده است استفاده كنيم و خب معلوم است كه چرا اين كار را انجام ميدهيم.
فراموش نكنيم، اينكه بدانيم متناسب با چه مراسمي چه نوع پوششي داشته باشيم يك هنر است و نشان از سليقه و فرهنگ ما دارد.
آنچه در هر مراسمي بيشتر از همه مهم جلوه ميكند آراستگي و شيك بودن است، نه اينكه انواع و اقسام زيورآلات و آرايشهاي آنچناني را بدون هيچ هماهنگي و سنخيتي به خود آويزان كنيم و انتظار داشته باشيم كه مورد احترام هم قرار بگيريم.
تبعيت از مد به هر قيمتيديگران را نميدانم اما خود من سعي ميكنم متناسب با مراسمي كه دعوت شدم لباس بپوشم. به اين موضوع كاملاً اعتقاد دارم كه انتخاب يك لباس مناسب براي يك مراسم خاص هنر است و به شدت ميتواند نشانگر فرهنگ هر شخصي باشد. لازم است بدانيم لباسي كه براي يك جشن تولد ميپوشيم با لباسي كه براي عروسي و مجلس رسمي ميپوشيم بايد متفاوت باشد.
اينكه بخواهيم هر لباسي را كه مد شده است براي اولين مراسمي كه دعوتمان ميكنند بپوشيم كاملاً اشتباه است و كجسليقگي ما را به نمايش ميگذارد. هر چند نوع لباس پوشيدن واقعاً فقير بودن و ثروتمند بودن آدمها را نشان نميدهد، اما در يك نگاه كلي براي قضاوت در مورد شخصيت آدمها بسيار اهميت دارد. پس به مدل و نوع لباسي كه ميپوشيد دقت زيادي كنيد و مخصوصاً به هنگام حضور در جلسات مهمي همچون مصاحبه شغلي، اينكه چه لباسي ميپوشيد بسيار اهميت دارد.
خيلي از افراد جامعه صرفاً هر آنچه را كه مد ميشود ميپوشند بدون آنكه بدانند اين نوع پوشش يا آرايش سنخيتي با مراسمي كه ميخواهند حضور داشته باشند دارد يا نه، با توجه به اينكه «مدگرايي» آن است كه فرد، سبك لباس پوشيدن و طرز زندگي و رفتار خود را طبق آخرين الگوها تنظيم كند و به محض آنكه الگوي جديدي در جامعه رواج يافت، از آن يكي پيروي نمايد. لذا چنين فردي مسلماً نميداند كه نبايد در يك مراسم رسمي هنري با لباسي وارد شود كه در يك دورهمي دوستانه وارد ميشود يا در يك مراسم عروسي. آنچه بيشتر از مدگرايي اهميت دارد اين است كه پوشش مناسب داشته باشيم و بدانيم چه نوع لباسي را در چه مراسمي بپوشيم.
توجه متعادل به مد بد نيست اما توجه بيش اندازه به مد سبب ميشود افراد نتوانند در بسياري از فعاليتهاي اجتماعي شركت كنند و اگر هم حضور دارند به عنوان يك عنصر نامطلوب شناخته ميشوند. اما زماني، اين مسئله نگرانكننده ميشود و حتي در بسياري از موارد شكل بيماري به خود ميگيرد كه فرد از حالت عادي خارج شده و تمام فكر و ذهنش را به خود معطوف كند بهنحوي كه در بسياري از مواقع باعث بروز انواع بيماري و ناهنجاري ميشود.
شيك بودن يا فخرفروشي؟مادرم تعريف ميكرد كه يكي از خانمهاي همسايه براي خريد يك كيلو سبزي از مغازه سركوچه چنان لباسي ميپوشد كه فكر ميكنيد اول صبح دعوت شده براي مراسم عروسي. واقعاً چه لزومي دارد كه چنين فردي براي يك كار كوچك چنين لباسي بپوشد كه جلب توجه كند. مسلماً اين فرد به دنبال فخرفروشي است نه اينكه بخواهد شيك باشد. براي شيك بودن لازم نيست شما لباسهاي گرانقيمت بپوشيد يا اينكه آرايشهاي آنچناني كنيد. فقط كافي است درست لباس بپوشيد. به عبارت ديگر براي اينكه لقب شيكپوش بودن را يدك بكشيد لازم است هر عنصري از پوشش را درست و بجا استفاده كنيد نه اينكه براي خريد سبزي خوردن مانند شب عروسي خودتان لباس بپوشيد و فخرفروشي كنيد. بهتر است بدانيم فخرفروشي يك حالت روحي و ذهني است كه باعث ميشود فرد در حضور ديگري يا ديگران چنين وانمود كند كه به خاطر داشتن مزيتي يا متاعي كه ديگران فاقد آن هستند، نسبت به آنها برتر و بهتر است.
توجه به اين نكته ضروري است كه فخرفروشان بيشتر با طرز رفتار و قيافه گرفتن خودشان اظهار فخر ميكنند نه با زبان و سخن، اگرچه گاهي هم با زبان و سخن اين كار را ميكنند. شايد همه ما يادمان باشد كه پدر و مادرمان خيلي مواظب بودند در دوران كودكي و مدرسه به عنوان تغذيه چيزي براي ما نگذارند كه همكلاسيهاي ما توان خريد آن را نداشتند. اين همه تأكيد و وسواس باعث شده بود يك نوع يكرنگي و مساوات در ميان مدارس حاكم باشد. چرا اين تفكر زيبا را فراموش كرديم و از هر فرصتي براي فخرفروشي استفاده ميكنيم. بايد توجه داشت عملكرد ما بايد بر اساس باورها، نيازها و شرايط فرهنگي و قومي ايراني باشد نه تقليد كوركورانه. گاهي بعضي از مدها مانند مدل مو و لباس يا استفاده از آرمهاي خاص، نشانه گروههاي منحرف مانند شيطانپرستان و همجنسگرايان است كه جوان ايراني به علت عدمآگاهي از آن استفاده ميكند.
نگاهي به فرهنگ چند هزار ساله ما نشان ميدهد كه ايرانيان نسبت به نوع پوشش خود بسيار وسواس داشتند و از يكسري اصول پيروي ميكردند و بعد از گذشت سالهاي زياد انسان كنوني كه هيچ شناختي از نياكان خود ندارد ميتواند حدس بزند كه مثلاً اين نوع لباس براي چه نوع مراسمي استفاده ميشده است. ولي در حال حاضر ما با اين همه سبقه فرهنگي نميدانيم كه نوع پوشش مراسم عروسي با مراسم ترحيم كاملاً فرق دارد يا نوع پوشش و آرايش يك جشن تولد ساده با يك دورهمي دوستانه بسيار متفاوت است. اينكه بدانيم چه لباسي را در كجا و كي بپوشيم نياز به آموزش خاصي ندارد بلكه تنها نياز به تجربه و آگاهي از شرايط اجتماعي و البته سليقه و هنر دارد و بايد از ديگران و تجربيات آنها استفاده كرد.
بايد بدانيم نوع پوشش ما در هر جايي نشاني از فرهنگ، سليقه و هنر ما را به نمايش خواهد گذاشت و در نهايت منجر به نوع برداشت ديگران از ما خواهد شد. پس لازم است جدا از بحث مد نگاه تازهاي به نحوه لباس و آرايش خود داشته باشيم تا برداشتهاي غلطي براي ديگران ايجاد نكنيم.