در دنياي امروز زماني كه بحث از اعتياد و وابستگي به ميان ميآيد به طور حتم ذهنيت اكثر مردم به سمت و سوي مواد مخدر، الكل و... ميرود اما در عصر مدرن اعتياد پاي خود را در كفش حوزههاي ديگر نيز كرده است. يكي از مهمترين اقسام آن اعتياد به اينترنت و شبكههاي مجازي است؛ جرياني كه شكلگيري آن در دوران پستمدرن رخ داده و ظاهراً باعث ايجاد ارتباط بين افراد، سنن، هنجارهاي مختلف در نواحي و عرصههاي مختلف جهان شده است، اما ارتباطي كه اعتياد آورده و همه را اعم از زن و مرد، كوچك و بزرگ درگير تبعات خود كرده است.
اعتياد، وابستگي به عمل يا رفتاري است كه تمركز ساير حواس و نيرو و انرژي عمده فرد را به خود جذب كرده و افراد را از انجام وظايف و مسئوليتهاي خود در ساير حيطههاي زندگي اعم از شغلي، تحصيلي، خانوادگي و... باز ميدارد تا حدي كه گاهي ابعاد مختلف زندگي فرد را تحتالشعاع قرار داده و او را به ورطه نابودي ميكشاند. در آخر هم منجر به آسيبهاي فيزيكي، روحي، رواني، اجتماعي و... در وجود افراد ميشود.
واژه اعتياد به اينترنت اصطلاحي است كه اولين بار توسط يانگ در سال ۱۹۹۶ معرفي شد. هنوز توافق بين تعريفها و ميزان سنجش در رابطه با آسيبهاي رواني ايجاد نشده است اما طبق تحقيقات و سنجشهاي انجام شده، اعتياد به اينترنت و شبكههاي اجتماعي را ميتوان از نوع زيرمجموعه اختلالات تكانهاي در نظر گرفت؛ در واقع اعمال و رفتار و وابستگيهايي كه ميتواند براي زندگي فرد در حيطههاي مختلف اعم از تحصيلي، روانشناختي، شغلي و... اختلال ايجاد كند. در حقيقت اين روزها هر چه در عصر سرعت و تبادل اطلاعات در عرصه دهكده جهاني گام برميداريم علاوه بر اثرات مفيدي كه اينترنت و ساير رسانهها بر زندگي ماشيني و شهرنشيني ما داشتهاند، آثار سوء و زيانبار متعدد آنها را نيز شاهد هستيم.
پريناز مهرابي، روانشناس در اين زمينه ميگويد: امروزه با دسترسي راحت و آسان به اينترنت، موبايل، تبلت و... در شيوه گذران اوقات فراغت، تحصيل و ديگر ابعاد زندگي تأثيرات و تغييرات قابل توجهي ايجاد شده است، به عنوان مثال شما در هر خانهاي كه قدم ميگذاريد اينترنت فراهم است و بدون هيچ معطلي خود را به عرصه و حيطه دهكده جهاني متصل ميكنيد، بدون اينكه به خانواده، دوستان يا اقوام خود توجهي كنيد. اين اعتياد و وابستگي به فضاي مجازي، منجر به ايجاد شكاف عاطفي و تنهايي ميشود و تنها ماحصل عصر مدرنيته بوده و در دوران و فضاي پستمدرن رخ داده و نشان داده شده است.
در نتايج پژوهشي كه محققان و صاحبنظران اين حوزه انجام دادهاند نشان داده شده كه يكي از دلايل مهم اعتياد به اينترنت در افرادي كه روابط خانوادگي و صميمانه كمتري دارند، به دست آوردن و كسب حمايت اجتماعي از جانب فضاي مجازي است. رابطه ما انسانها با فضاي مجازي همان گره كوري است كه با دستان خود ايجاد كردهايم. اين غرقگياي است كه خودمان باعث بروز آن شدهايم. زماني كه طعم تلخ غرقگي نابجا را در اعماق زندگي و لايهها و سطوح خانواده و جامعه نظاره كردهايم، براي پر كردن وقت و تنهايي خود، كسب حمايت از طرف سايرين و... ميخواهيم با روي آوردن به عاملي كه خود معضل است، مشكل را دور بزنيم. در همين جا با يك پارادوكس در رابطه با جايگاه و مفهوم آن در فضاي مجازي مواجه ميشويم؛ معضل نگرانكنندهاي كه با دور زدن ما حل نخواهد شد بلكه هر روز پيچيدهتر شده و براي ما و جوانان و كودكانمان خطرآفرينتر خواهد شد.
به اعتقاد روانشناسان و كارشناسان اعتياد به اينترنت و فضاي مجازي به آسيب و اختلالي در جامعه تبديل شده كه بزرگ و كوچك و پير و جوان نميشناسد و در هر گروه و طبقه اجتماعي از جامعه در خانوادهها رسوخ كرده است. گسترش اين فضا در گروه سني كودكان در جامعه براي والدين بسيار نگرانكننده است. وابستگي به بازيهاي اينترنتي آنلاين و... در كودكان بر ابعاد روحي، رواني و ذهن آنها تأثيرگذار است. وابستگي به اين بازيها در اكثر مواقع باعث تبليغ و رواج خشونت شده و باعث ایجاد استرس و اضطراب در كودكان و نوجوانان است، به همين دليل خانوادهها و مسئولان فرهنگي، جامعهشناسان، روانشناسان و متخصصان اين امر را در آينده از علل اصلي افت تحصيلي كودكان و نوجوانان در تحصيل و انگيزه آنها براي ساير فعاليتهاي هدفمند در حيطه اهداف، برنامهريزي براي اوقات فراغت و... دانستهاند و شيوع آن را مرگ تدريجي اهداف جوانان آيندهساز كشور برميشمارند. پس شاهد هستيم كه اعتياد و گرايش وصفناپذير به فضاي مجازي مشكلات و آسيبهاي بسزايي را در حيطههاي اساسي و مهم زندگي آنها از جمله تحصيل، فراغت و به خصوص عامل تخريبكننده ذهن و روان كودكان و نوجوانان رقم ميزند.
خانوادهها و تمامي مسئولان ذيربط بايد اين اپيدمي افسارگسيخته را رها كرده و برنامهريزيهاي گستردهاي در اين حيطه انجام دهند، پس بهتر است با تبليغ و گسترش آگاهي و اطلاعرساني به خانوادهها و والدين، همچنين آموزش و ارائه توضيحات به فرزندان، آنها را از آسيبهاي پنهان و خاموش اعتياد به فضاي مجازي اعم از فيسبوك، تلگرام، بازيهاي مختلف و... آگاه سازيم.
با شيوع و گسترش يافتن اين فضاها در عرصه جامعه كمكم روابط عاطفي فرزندان با خانواده و اعضاي آن كمرنگ شده و تمايل حضور در جمع، شركت در مهمانيها و دورههاي فاميلي از بين ميرود، حتي با گسترش اين ابزارها شاهد تنبلي و سستي در ورزش و تحرك، شادي و نشاط در جوانان هستيم.
از جمله اختلالات شايعي كه در بزرگسالان شاهد به وجود آمدن آن هستيم، به هم خوردن روابط و نظم در انجام كار و پيشرفت شغلي، عدمتمايل براي كنترل خود نسبت به زماني كه به گشت و گذار در سايتهاي مختلف ميگذرد، وابستگي براي ديدن فيلمها و صحنههاي مبتذل، اعتياد براي ايجاد روابط و دوستيهاي متعدد، اعتياد به بازيها و خريدهاي اينترنتي و... كه بروز و دنبالهروي از اين اعمال و رفتار همگي منجر به هدر رفتن و اتلاف بيهوده زمان، هزينه و انرژي در افراد ميشود و نتيجه و حاصلي جز ايجاد آسيب و اختلالات متعدد در روح و روان افراد خصوصاً بر بنيان خانواده به وجود نميآورد. برخي از اين آسيبها كه افراد در فضاي مجازي با آن روبهرو ميشوند به خصوص افرادي كه داراي چند شخصيت هستند و به صورت تصنعي نقش بازي ميكنند و هيچ يك از ويژگيها و ابعاد شخصيتي خود را به درستي نشان نميدهند، رواج دروغ و افزايش روابط دوستانه در فضاي اينترنتي است. با فرو رفتن در دنياي مجازي و دهكده جهاني تنها ميشويم و اگر ذهن و روان، بنيان شخصيت خود و فرزندان كه اعضاي تشكيلدهنده جامعه هستند را ايمن و عايق نكنيم، درگير خطرات و آسيبهاي جبرانناپذير آن در عرصه جامعه خواهيم بود.