نمره امريكا در دبستان برجام
وزير امور خارجه در چرخشي نسبت به گذشته كه همواره به مجموعه دستاوردهاي مندرج در برجام اشاره ميكرد و هر چيزي را كه روي كاغذ برجام نوشته شده بود، دستاورد تيم مذاكرهكننده و نظام ميدانست، اين روزها فقط به آن چيزي كه تا حدودي احراز شده است، مثل افزايش فروش نفت – هرچند با مشكل بازگشت پول!- اشاره ميكند، آن هم با ادبياتي كه بيشتر براي اقناع دانشآموزان يك دبستان به كار ميرود: «معني توافق اين است كه دو طرف راضي باشند، مگر اينكه بتوان نامش را قرارداد تسليم گذاشت وگرنه توافقي وجود ندارد كه هر يك از دو طرف بتوانند بگويند صددرصد به نفعشان است. چنين چيزي در جهان خارج وجود ندارد.» ظريف حتي به برجام و عملكرد امريكا نمره هم ميدهد تا براي همه ملموس باشد: «اگر بخواهيم به برجام نمره بدهيم، حتماً با توجه به ظرف زماني و شرايط بينالمللي نمره بسيار خوبي ميگيرد، اما اگر بخواهيم به نحوه اجراي امريكاييها نمره بدهيم احتمالاً نمره پايين ميگيرد.»
واضح است كه برجام براي ايران بدون منفعت نبود اما قرار هم نبود كه ما به همه تعهداتمان در برجام عمل كنيم و امريكا فقط به بخشي از آن! هرچند ظريف خود ميگويد: «نميگويم برجام فتحالفتوح است اما ميگويم سندي كاملاً قابل دفاع است.» اما بايد بداند كه قضاوت آيندگان از تاريخ برجام، آن چيزي نخواهد بود كه الان در مدرسه برجام تدريس ميشود و عمل نكردن امريكا به تعهدات برجام و تماشاي اين بدعهدي از سوي دولت يازدهم ايران بر پيشاني برجام در تاريخ حك خواهد شد.
هر صندوق صدقات يك معتاد!
از لحظه غروب آفتاب تا پاسي از شب، هر يك از صندوقهاي صدقات شهر تهران در قرق يك فرد معتاد قرار ميگيرد كه با ترفند سيمهاي فلزي قلابدار يا با چسباندن آدامس در انتهاي يك سيم باريك، اسكناس و حتي مسكوكات صندوق صدقات را بالا ميكشد.
اين كار اگرچه مقابل چشم رهگذران و در شرايط كاملاً عادي انجام ميشود، اما در بلندمدت تأثير منفي در ميزان كمكهاي مردمي به صندوقهاي صدقات خواهد گذاشت. مردم شرايط يك معتاد را درك ميكنند و براي همين واكنش نشان نميدهند اما ميدانند كه معتادان با درآمد بيشتر به سمت خالص كردن مواد مصرفي و افزايش كيفيت آن ميروند! بنابراين معتادان را مستحق واقعي صدقات خود نميشناسند. شايد بهترين راهكار رهايي از اين مشكلات و نيز هزينه بالاي تهيه و نصب صندوقهاي صدقات، راهاندازي يك سيستم الكترونيكي و پيامكي است تا مردم با ارسال اعداد يك تا 9 به يك شماره پيامكي مبلغ مورد توافق را به حساب كميته امداد واريز كنند.
رئيسجمهور ناگهان ايران را بين كشورهاي بحرانزده هل داد!
وقتي رئيسجمهور در جمع مردم كرمانشاه عليه كودتا در تركيه سخن ميگفت، راهحل ملتها را صندوق رأي معرفي كرد و ضمن نام بردن از كشورهاي بحرانزده منطقه، ايران را نيز در بين آنان هل داد: «امروز دوراني است كه تنها صندوق آرا ميتواند راهحل مسائل و مشكلات در كشورهاي منطقه از جمله ايران، تركيه، سوريه، عراق، لبنان بحرين و يمن باشد. راهحل رفع مشكلات منطقه و مردم، قرار گرفتن در مسير ايمان، مردمسالاري، احترام به مردم و دموكراسي است، همانطوري كه مردم ايران در 37 سال گذشته آن را نشان دادند هركجا كه بخواهند سخن خود را با صداي بلند به گوش جهانيان برسانند، پاي صندوق آرا حضور مييابند.» اينكه رئيسجمهوري ايران نام «ايران» را در كنار بحرين، سوريه و تركيه به عنوان كشوري كه ديگر در آن توپ و تانك جواب نميدهد، قرار ميدهد، اتهامي به ايران اسلامي است كه بايد ديد رئيسجمهور چه توضيحي براي اين اتهام زدن دارد.
قهر بر سر قوچاني
محمد قوچاني، سردبير گروه نشريات كارتل رسانهاي كرباسچي، محل اختلاف بين مرعشي و كرباسچي شده است و قهر مرعشي از حضور در جلسات حزب كارگزاران را به دنبال داشته است. خبرگزاري تسنيم مدعي شد كه علت درگيريهاي لفظي مرعشي با كرباسچي در جلسات اخير حزب كارگزاران و قهر او از شركت در اين جلسات، حضور برخي چهرههاي جوان در اين جلسات بوده است. هرچند اين خبر را برخي در شبکههاي اجتماعي تکذيب کردند، اما ناظران معتقدند سابقه قوچاني در نقد و هتك آيتالله هاشمي، علت نارضايتي مرعشي به عنوان يكي از نزديكان هاشمي شده است. محمد قوچاني در سالهاي آخر رياست جمهوري هاشمي و در دوره هشت ساله اصلاحات، از منتقدان سرسخت هاشمي بود اما ناگهان در زمان تصميم هاشمي براي ورود به انتخابات رياست جمهوري نهم، در چرخشي عجيب روزنامه شرق را به پايگاه حمايت و مقالات سفارشي در تمجيد از هاشمي بدل كرد. مقاله معروف او در زمان سردبيري روزنامه شرق كه نامزدهاي رياست جمهوري سال 84 را نوعي تقابل «فرماندهان» با «سياستمداران» معرفي ميكرد، از آن جمله است. در آن مقاله احمدينژاد با چهار ماه سابقه حضور در پشت جبهه به عنوان مهندس، يك فرمانده و هاشمي با هشت سال هدايت جنگ در پست جانشين فرمانده كل قوا، يك سياستمدار معرفي شده بود. محمد هاشمي نيز قبلا در اعتراض به صلاحيت نداشتن برخي افراد حزب كه آنان را ليبرال خواند، كارگزاران را ترك كرد.