کد خبر: 797793
تاریخ انتشار: ۲۶ تير ۱۳۹۵ - ۲۰:۱۳
آن كه اين «گوشه» جاي خلوت اوست...
كدخداي وسط آباد در بيانيه‌اي تأكيد كرد: «از وزراء خواسته‌‌ام تا در خصوص هرگونه پرداخت، حداكثر دقت را صورت دهند، تا ...
كدخداي وسط آباد در بيانيه‌اي تأكيد كرد: «از وزراء خواسته‌‌ام تا در خصوص هرگونه پرداخت، حداكثر دقت را صورت دهند، تا خداي ناكرده ‌ بي‌‌انضباطي مالي و رانت‌خواري مجدداً از گوشه‌‌اي سر برنياورد. » بياييد يك گوشه از اين بيانيه را باز كنيم.

    اهميت گوشه‌ها

گوشه‌ها خيلي چيزهاي مهمي هستند. اصلا زندگي بدون گوشه ارزش ندارد، همانطور كه پول بدون گوشه بي‌ارزش است!
آدم وقتي كه تنها و غمگين مي‌شود به يك گوشه پناه مي‌برد؛ به نظر مي‌رسد گوشه‌ها خاصيت درماني دارند. البته هنوز از نظر علمي ثابت نشده است.
بعضي‌ها جهانگيرند، بعضي‌ها ماهي گيرند، اما بعضي‌ها گوشه گيرند. يعني هر جا گوشه مي‌بينند فورا مي‌پرند آن را مي‌گيرند! اصولا آدمهايي كه گوشه گير هستند، گوشه هم به آنها گير مي‌دهد. بعضي‌ها هم بدون اينكه خودشان بخواهند، مدام گوشه گيرشان مي‌آيد!
يك ضرب المثلي هم داريم كه مي‌گويد: از اين گوشه تا آن گوشه فرج است!
  
حرف را بنداز يك گوشه!

هر چيزي يك گوشه‌اي دارد، حتي هنر موسيقي. گوشه‌هاي موسيقي جزو زيباترين گوشه‌هايي هستند كه تا بحال كشف شده‌اند.
چشم آدميزاد هم گوشه دارد. گوشه چشم براي خودش يك دنيايي است!
علماي علم كلام كشف كرده‌اند كه گوش انسان هم به خاطر اينكه در منتها اليه سر (يعني همان گوشه) قرار دارد، گوش ناميده شده است. بنابر همين موضوع، اهميت گوشه مضاعف مي‌شود. يعني مثلاً كسي كه گوش‌هايش تيز است، گوشه‌هاي تيز و بُرنده هم دارد! اما كسي كه گوشش بدهكار نيست يعني كاري به گوشه‌ها ندارد و بيشتر اهل وسط و ميانه است! به بيان ساده‌تر هر كس گوش‌هايش حرف مردم را شنوا باشد، تيغش بهتر مي‌بُرد؛ و اين بريدن همان بُرد - بُرد است.
بعضي‌ها هم اهل گوشه كنايه هستند (ما كه اصلاً بلد نيستيم!) و اين گوشه كنايه فرقش با كنايه‌هاي معمولي در اين است كه مثل يك بچه آرام و سر به زير يك گوشه نشسته است اما در موقع لزوم شيرين زباني مي‌كند و آتشي مي‌سوزاند كه صد تا بچه ديگر (يعني حرفهاي معمولي) حريفش نمي‌شوند! يك وجه تسميه ديگر هم دارد كه از اين ضرب المثل گرفته شده: حرف را بنداز يه گوشه صاحبش خودش آن را برمي‌دارد!
  
گوشه‌ها مايه دردسرند!

گوشة بعضي چيزها خيلي جاي خوب و باصفايي است و يك جورهايي حكم وي‌آي پي را دارد؛ مثل «جگر» آدميزاد! وقتي كسي خيلي عزيز است آدم او را «جگر گوشه» مي‌خواند؛ اين يعني گوشة جگر خيلي جاي خاص و مهمي است.
«گوشه» مي‌تواند وسيله شكنجه هم باشد؛ قوم ماياها وقتي مي‌خواستند كسي را شكنجه بدهند او را مي‌انداختند توي يك اتاق دايره‌اي، بعد مي‌گفتند: «برو بشين يه گوشه!»
هميشه خرابكاري‌ها از گوشه آغاز مي‌شود. نان از گوشه خشك مي‌شود. آستين لباس از گوشه كثيف مي‌شود. جنگ از گوشه كشور شروع مي‌شود. برگ از گوشه زرد مي‌شود. ديوار از گوشه ترك مي‌خورد.
بنا بر اين انسان بايد هميشه مراقب گوشه‌ها باشد. بايد چهار چشمي بپّاييم كه چيزي از گوشه‌اي سر بر نياورد. چون اگر سر بر بياورد ممكن است آبروي خيلي‌ها در گوشه و كنار مملكت بر باد برود و آرزوها در يك «چهار گوش» محصور شود!

   گوشه رو بگير آبرومون رفت!

به خاطر همين هم هست كه كدخداي وسط آباد در بيانيه‌اي تأكيد كرد: «از وزراء خواسته‌‌ام تا در خصوص هرگونه پرداخت، حداكثر دقت را صورت دهند، تا خداي ناكرده بي‌‌انضباطي مالي و رانت‌خواري مجدداً از گوشه‌‌اي سر برنياورد.»
بله، ملاحظه فرموديد؟ كدخداي مدبر ما، كه يك وسط آبادي اصيل است و اساسا از هر چه گوشه بيزار، اين بيانات را ايراد فرموده‌اند كه يعني اهالي حواسشان را جمع كنند كه هر چه هست همان وسط مسط‌ها باقي بماند و چيزي به گوشه‌ها درز نكند.
اصولاً اگر آدم هواي گوشه‌ها را داشته باشد كه ناغافل چيز ناجوري سر بر نياورد، مي‌تواند با خيال راحت به تدبير امور وسطي بپردازد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها