
كمتر كسي است كه نداند جرياني در داخل كشور ماهها قبل از نهايي شدن متن برجام، ارتباط مستقيم با امريكاييها را نخستين و مؤثرترين راه براي خروج كشور از بحرانهاي موجود اقتصادي دانسته و تلاش ميكردند تقصير مشكلات معيشتي مردم را به گردن حاكميت بيندازند، چراكه مسئولان ارشد نظام اسلامي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 57 تاكنون هيچگاه حاضر نشدهاند بر سر موضوعات مورد مناقشه في ما بين ايران و امريكا بر سر يك ميز با طرف مقابل بنشينند.
ماهها قبل از برگزاري انتخابات رياست جمهوري يازدهم هم فشارها به نظام اسلامي و شخصيتهاي برجسته نظام براي شكست چنين تابويي افزايش يافت تا آنجا كه تلاش شد دوگانهاي به نام مردم – حاكميت شكل گيرد و با ايجاد چنين تفكري كه «نظام عامل اصلي مشكلات ناشي از تحريم است نه امريكا» اين طرح را مقدمهسازي كنند كه افكار عمومي آرمانها و انديشههاي نظام اسلامي را مقابل خواستهها و نيازهاي روزمره و حتي اقتصادي و معيشتي خود ببينند و نهايتاً فرجام چنين تقابل و دوگانگي به اردوكشي خياباني و براندازي مستقيم نظام بينجامد.
از سوي ديگر حسن روحاني رئيسجمهور منتخب مردم در انتخابات سال 92 هم در جريان برگزاري تبليغات انتخابات رياست جمهوري آن سال با دو وعده اصلي توانست آراي بخش قابل توجهي از جامعه را به خود اختصاص دهد. وي در آن دوره زماني بارها وعده داد چنانچه وي رئيسجمهور كشور شود پرونده هستهاي ايران را به گونهاي به نتيجه خواهد رساند كه نخست «مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم» و سپس «رفع كامل تحريمها» صورت بگيرد. دو وعدهاي كه تا كنون بعد از گذشت يك سال از توافق هستهاي هيچگاه محقق نشده است و افكار عمومي همچنان منتظر آن هستند تا حداقل بخش اندكي از اين شعارها رنگ تحقق به خود بگيرد. جالب توجه است در حالي كه سه سال از عمر دولت يازدهم سپري ميشود وعده ديگر دولت مبني بر «چرخش همزمان چرخ زندگي مردم و چرخ سانتريفيوژها» هنوز بر زمين مانده است و نه تنها تعهدات طرف ايراني به صورت كامل انجام شده است – كه به معناي تعطيلي بخشهاي مهمي از صنعت هستهاي است- بلكه طرف مقابل با بدعهدي و حتي نقش بخشهايي از برجام اجازه نداده است تا چرخ زندگي مردم روال عادي به خود بگيرد.
تمام اينها در حالي است كه دو روز پيش وزير امور خارجه كشورمان هم با بيان عبارت «كم رمق بودن اجراي برجام توسط طرف امريكايي» از روند اجراي برجام توسط امريكايي لب به انتقاد گشود، كه خود ميتواند زمينه تغيير رفتار دولت در بحث برجام را طي روزهاي آتي فراهم كند، چراكه هستند افراد ديگري در دولت يازدهم كه مانند
ظريف – و حتي با ادبياتي تندتر از وي - از رويكرد طرف مقابل در برجام انتقاد كرده و آينده اجراي برجام را نااميدكننده توصيف كردهاند.
مجموع اظهارات و موضعگيري دولتمردان و حتي موافقان ديروز برجام را ميتوان پاياني بر «خوشبيني مطلق به امريكاييها» و «خاتمه تئوري مذاكره و توافق با امريكاييها را مساوي با بهبود اوضاع معيشتي مردم» دانست، چراكه از يكسو دولتمردان دولت يازدهم از موضع ديروز خود كاملاً برگشتهاند و از سوي ديگر موافقان برجام هم اظهارات ديروز خود را به نوعي پس گرفته و آينده برجام را تيره و تار ارزيابي ميكنند.
بازگشت موافقان برجام از مواضع ديروز خود
نوذر شفيعي، منصور حقيقتپور، عباسعلي منصوري آراني، ابوذر نديمي، محمدباقر شريعتي و... از جمله نمایندگانی بودند که در مجلس نهم به عنوان مدافعان برجام شناخته میشدند. شبکه خبر دانشجو در یک سالگی برجام به سراغ آنها رفته و پیرامون دستاوردهای برجام با آنها گفتوگو کرده است. آنچه درپی میآید دیدگاههای قابل تأمل این نمایندگان مجلس نهم است.
منصور حقيقتپور، نماينده سابق مردم اردبيل و نايب رئيس دوم كميسيون امنيت ملي مجلس نهم. او يكي از اعضاي كميسيون ويژه بررسي برجام هم بود. بعد از انتشار گزارش ويژه كميسيون اما زير ميز زد. وي با امضاي يك نامه سرگشاده به همراه چهار نماينده ديگر به آن گزارش اعتراض كرد. آراني، پزشكيان، تاجگردون و بروجردي به اتفاق حقيقتپور از امضاكنندگان نامه بودند. نامهاي كه 165 دستاورد(!) براي برجام برشمرده بود. در سالگرد يكسالگي توافق، از حقيقتپور درباره آن 165 دستاورد سوال شد که پاسخ داد:«برجام در يكسال گذشته دستاورد جدي و محسوسي نداشته است و دولت بايد پاسخگو باشد.»
حقيقتپور همچنين «برجام» را انتخاب بين بد و بدتر دانست و از وعدههاي آنچناني روحاني درباره توافق هستهاي انتقاد كرد. وي گفت:«دولت، برجام را فتح الفتوح اعلام كرد كه متأسفانه اشتباه بود. جايگاه رئيسجمهور در يك سال گذشته سستتر از هميشه شده است. روحاني آب، هوا و گرد و غبار مملكت را به برجام وصل كرد. اين امر حتماً در انتخابات آينده نمود پيدا خواهد كرد.»
ابوذر نديمي، نماينده سابق مردم لاهيجان و سياهكل و نايب رئيس كميسيون اقتصادي مجلس نهم. وي روزگاري برجام را «آرزوي مردم» ميدانست و مثل روحاني مدعي بود برجام سايه جنگ را از سر مردم دور كرده است. نديمي درباره تصويب سريعالسير برجام هم گفته بود:«ما تصميم گرفتيم در 20 دقيقه مردم را نجات بدهيم!» از وي درباره ديدگاه افكار عمومي درباره برجام سوال شد که پاسخ داد:«در ميان مردم دو نگاه خوشبينانه و بدبينانه نسبت به برجام وجود دارد. نگاه بدبينانه قائل به عدم عمل به تعهدات، فشار و مسائل مالي و ارزي از جانب غرب و امريكاست. نگاه خوشبينانه بهرغم اينكه معتقد است هنوز به دستاوردهاي مورد نظر نرسيدهايم، اما بر اين باور است روابطي شكل گرفته و مردم اميدوار شدهاند.»
نديمي اما معتقد است تودههاي مردم از دستاوردهاي اقتصادي برجام قانع نشدند. وي البته رأي نياوردن خود را در انتخابات اسفند، بيارتباط با اين موضوع ميداند. وي در گفتوگو با خبرگزاري دانشجو، تلويحاً رأي نياوردن خود و حاميان برجام در مجلس دهم را ناشي از دخالت برخي نهادها دانست و مدعي شد:«در انتخاب نمايندگان، توده مردم خيلي دخيل نبودند؛ زيرا برجام در ميان تودهها منفي نبود، بلكه آنها تحت تأثير فضاسازيهاي ايجاد شده قرار گرفتند.»
محمدباقر شريعتي، نماينده سابق مردم بهبهان و عضو كميسيون كشاورزي مجلس نهم. اصلاً با همان دستنوشته معروف شد. وقتي روز رأيگيري مقابل تريبون مجلس شوراي اسلامي ايستاد و تمامقد به دفاع از برجام پرداخت. روي پلاكاردش نوشته بود: «در دفاع از عقل سليم به برجام رأي ميدهيم.» بهسراغ او هم رفتيم تا دلايل رأي نياوردنش را جويا شويم. شريعتي با اشاره به مشكلات معيشتي مردم، تلويحاً همين «حمايت از دولت» را دليل عدم اعتماد دوباره مردم دانست. وي افزود:«مردم در حوزه انتخابي ميديدند كه من طرفدار دولت و برجام هستم و حس ميكردند با رأي دادن به شخص ديگري مشكلاتشان حل ميشود. از طرفي مردم فقط به مشكلات و مسائل حل نشده خود نگاه ميكردند؛ اين نوع مواجهه نگاه كامل و سازندهاي نيست.»
شريعتي همچنين درباره آن دستنوشته جنجالي هم گفت:«در آن شرايط احساس كردم بعضي از نمايندگان محترم در مجلس نظر مخالف دارند. البته نظرشان هم محترم بود. ولي خواستم با اين شعار تشويقشان كنم تا به برجام رأي بدهند. در افزايش تعداد موافقان هم موفق بودم و اگر دوباره برگردم اين كار را خواهم كرد.»
انقضاي تئوري«عدول از گفتمان انقلاب؛ پناهنده شدن در دامن امريكا»
هر چند ميتوان مصاديق فراواني را از گفتهها و اظهارات حاميان و موافقان ديروز برجام ذكر كرد كه امروز با تغييري محسوس درصدد جبران اشتباهات محاسباتي خود هستند و تلاش ميكنند عامل اصلي از بين برنده مشكلات داخلي را نگاه به درون و اقتصاد مقاومتي و نه مذاكره و تعامل با امريكا ذكر كنند كه بايد اذعان كرد اتفاقات سه سال اخير حول مسئله هستهاي بهخصوص نقض مكرر برجام و بدعهدي امريكاييها را بايد پاياني بر تئوري «عدول از گفتمان انقلاب؛ پناهنده شدن در دامن امريكا» دانست؛ طرحي كه به شكل گسترده و فراگير و البته عامدانه توسط جريان غربگراي داخلي و ناخواسته با همراهي بخشهاي اندكي از جامعه همراه شده بود.