
هر روز كه ميگذرد نشانههاي جديد و بيشتري از تغيير رويكرد تركيه در سوريه مشاهده ميشود. رجب طيب اردوغان رئيسجمهور تركيه پيش از عزيمت به لهستان براي شركت در نشست سران ناتو در گفتوگو با خبرنگاران در فرودگاه آتاتورك استانبول دربخشي از پاسخ خود به سؤال خبرنگار در خصوص طرح مسئله سوريه در اين نشست با بيان اينكه تركيه داراي تاريخي كهن است به طور تلويحي بر حفظ تماميت ارضي سوريه تأكيد كرد و گفت: «نميتوانيم چشمان خود را به روي حذف اين كشور از نقشه جهان ببنديم.» در همين حال بينعالي ييلديريم نخست وزير تركيه نيز در سخناني از امكان سازش با سوريه سخن گفته و تأكيد كرده همه بايد براي تحقق اين هدف فداكاري كنند. در اين ميان روند آشتي تركيه با روسيه به عنوان بزرگترين متحد بينالمللي سوريه نيز هرروز ابعاد گستردهاي به خود ميگيرد و خبرها از ديدار قريب الوقوع سران دو كشورحكايت دارد و حتي بحث بر سر اين است كه روسيه در تلاش است تركيه را از ناتو جدا كند و به عنوان شريك راهبردي در كنار خود نگه دارد. در واقع نخستين نشانههاي عملي تغيير رويكرد تركيه در سوريه زماني مشاهده شد كه ترکیه پس از چند ماه مقاومت با درخواست روسيه موافقت و بابت سرنگوني يك فروند هواپيماي سوخوي 24 روسي در مرز سوريه عذرخواهي كرد و مسئوليت آن را بر دوش گرفت. اين اقدام تركيه مسير دولت و كابينه جديد اين كشور به نخستوزيري بينعالي ييلديريم را نيز مشخص كرد و نشان داد اردوغان با كنار گذاشتن احمد داوود اوغلو در پي سروسامان دادن به سياست خارجي و منطقهاي آشوبزده خود است. با وجود اينكه سياست تنش صفر مرزي با همسايگان را احمد داووداوغلو مطرح كرد اما تركيه از زمان مشاركت در پروژه اخواني كردن منطقه يا مشاركت در طرح براندازي دولت و نظام سياسي سوريه به طور شتابزده از اين سياست خداحافظي كرد و همين امر موجبات خيلي از چالشهايي كه تركيه امروزه در زمينههاي مختلف اقتصادي، سياسي و بهخصوص امنيتي و نظامي با آن مواجه است را فراهم كرد.
از اين رو به نظر ميرسد دولت جديد تركيه به نخست وزيري بينعالي ييلديريم به نوعي بازگشت به سياست تنش صفر مرزي با همسايگان را براي برونرفت از چالشهاي جاري در دستور كار قرار داده و اگر چه اتخاذ اين سياست ديرهنگام است اما بسيار لازم و ضروري است و حداقل ميتواند جلوي ضرر بيشتر را براي تركيه بگيرد. در واقع تركيه با بازگشت به اين سياست ميخواهد پلهاي تخريب شده را بازسازي و ترميم سازد و برخورد روسيه نشان ميدهد كه اين كشور به عنوان متحد بينالمللي سوريه نيز از اين تغيير رويكرد استقبال ميكند. مقايسه وضعيت تركيه در قبل و بعد از مشاركت اين كشور در پروژههاي اخواني كردن منطقه و براندازي دولت سوريه به روشني نشان ميدهد كه تركيه نه تنها از مشاركت در اين پروژهها هيچ سودي نبرده است بلكه برعكس در همه عرصهها ضررهاي هنگفتي متحمل شده است كه برخي از آنها بهخصوص در حوزههاي امنيتي جبرانناپذير شده است. اگر اين فرض را بپذيريم كه بزرگترين چالش امنيتي تركيه از ناحيه كردهاي جداييطلب ناشي ميشود، اين چالش بعد از مشاركت تركيه در طرح براندازي دولت و نظام سياسي تركيه به مراتب بيشتر شده است به گونهاي كه نيروهاي كرد شمال سوريه نيز اكنون تحت حمايتهاي پ.ك.ك و امريكا تمايلات استقلالطلبانه خود را پنهان نميكنند. بر اين اساس ترديدي نيست كه تركيه با ترميم و اصلاح رويكرد چند سال گذشته خود در قبال سوريه كه در عين حال با آشتي اين كشور با روسيه نيز همراه است ميخواهد با چالشهاي امنيتي، سياسي و اقتصادي ناشي از مشاركت بيمحابا در طرح براندازي دولت و نظام سياسي سوريه مقابله كند و دستكم مخاطرات آن را به حداقل برساند.