كمرويي را ميتوان يك مشكل جدي و خيلي حاد در بعضي مواقع دانست چراكه اين بيماري تا حدي بيسر و صدا و آرام است كه گاهي اوقات شخص متوجه آن نميشود و ديگران در اثر تعاملات با او يا در اثر رفت و آمد با او و صحبت كردن در جمع متوجه رفتار و كمرويي شخص مقابل ميشوند. كودك يا كودكان كمرو يا اينكه بهتر است بگوييم افراد كمرو و خجالتي در موقعيتهاي ناآشنا و حتي آشنا و هنگام تعامل و گفتوگو با ديگران يا زماني كه تصور ميكنند مورد توجه اطرافيانشان قرار گرفتهاند، ناراحت و دگرگون و پريشان ميشوند. كمرويي كودكان براي والدين نيز يك معضل و يك دردسر بزرگ شده است، به طوري كه گاهي اوقات والدين به كلينيك مراجعه كرده و عنوان ميكنند فرزندشان كمرو است و اصلاً در جمع حاضر نميشود و هيچگاه در بين دوستان يا اقوام صحبت نميكند چراكه فكر ميكند اگر هم صحبتي كند مورد تمسخر ديگران قرار ميگيرد.
گاهي اوقات معلم فرزندتان از كمرويي او گلهمند است و ميگويد كه فرزندتان هنگام امتحان كتبي بهترين نمره را كسب ميكند اما هنگام امتحان شفاهي مرتب اين پا و آن پا كرده و در آخر هيچ جوابي كه درست باشد نميدهد يا اصلاً جوابي نميدهد. از نظر و ديدگاه روانشناسي پيامدهاي منفي و شدت و عمق كمرويي هر قدر هم كه باشد ميتوان بر آن غلبه كرد. براي اين كار لازم است والدين ريشهها و علل كمرويي را بشناسند و سپس براي درمان آن از يك برنامه مناسب و سنجيده استفاده كرده و كمرويي را در فرزند خود ريشهكن كنند، البته لازم به ذكر است در خانوادهاي كه پدر و مادر خود هر كدام كمرو هستند بايد در وهله اول خود را تغيير دهند و بعد در پي تغيير ديگري باشند، چراكه گاهي اوقات ديده شده است كه والدين كمرويي را با شرم و حيا اشتباه ميگيرند. بايد بدانيد كه اين دو مقوله كاملاً با هم متفاوت هستند.
كمرويي يا شرم؟
در وهله اول كمرويي را ميتوان به معناي عدم تمايل فرد به حضورش در جمع يا شركت نداشتنش در فعاليتهاي گروهي دانست كه در اين موارد با واژههايي مانند شخصيت درونگرا يا مضطرب بودن و... اشتباه گرفته ميشود. در كمرويي فرد به توانمندي خود ترديد كرده و در جمع دچار ترس و ترديد و نگراني ميشود.
اما شرم و حيا در پيشينه و در فرهنگ ما ايرانيان به معناي احترام گذاشتن به ديگران مخصوصاً در جلو و در جمع بزرگان است. در واقع فردي كه شرم و حيا دارد با نگرش مثبت به توانمندي خود و صرفاً به دليل رعايت به اصل احترام به بزرگترها بيشتر سكوت را ترجيح ميدهد.
علل و عوامل كمرويي كمرويي به دليل پايين بودن اعتماد به نفس است كه ميتواند در ابعاد مختلف رشد هر فرد به اقسامي كه در پي ميآيد به وجود آيد.
شاخه جسماني: در بعضي مواقع يا ميشود گفت در اكثر مواقع خلل در وضعيت جسماني هر فرد ميتواند عارضه كمرويي را در او جريحهدار كند. وقتي شخصي بنا به دلايلي از وضعيت جسماني خود راضي نيست حال به خاطر قد بيش از حد بلند، بيني بزرگ، شكل گوش، لاغري يا چاقي يا حتي كوتاهي يكي از پاها و... ميتواند كمرو شود، مثلاً در كلاس درس به جاي اينكه بيايد و سؤال را جواب بدهد و در نهايت مورد تمسخر همكلاسيهايش قرار گيرد، ترجيح ميدهد بگويد بلد نيستم و اين موضوع را معلم شايد به حساب كمرويي شاگرد قرار دهد. در اينجا معلمان بايد تفاوت اين دو ترفند را كاملاً بشناسند و در اين زمينه نصيحتهاي لازم را به شاگردانشان بدهند.
شاخه عاطفي: همه نياز به مهارتهايي چون بيان احساسات مثبت و منفي و همدلي با ديگران در شرايط مختلف اعم از غم و شادي و... را داريم. چنانچه فرد گاهي در ابراز اين گونه هيجانات مورد سركوب از طرف والدين، همسالان، معلمان و ديگر افراد قرار گيرد، در موقعيتهاي ديگر، خود به سركوب اين احساسات و هيجانات ميپردازد كه منجر به كمرويي ميشود.
شاخه شناختي: افراد كمرو اكثر مواقع قبل از صحبت كردن در جمع، با افكار منفي زيادي مواجه ميشوند، مثل اينكه «نكند سخنان من پوچ و بيارزش باشد و مخاطبان احساس كنند وقتشان را بيهوده تلف كردهام يا اينكه سؤالي از من پرسيده شود و من بلد نباشم.» تا وقتي كه فرد اين افكار را در مغز خود پرورش ميدهد هيچگاه نميتواند مثبت فكر كند يا اينكه كمرو نباشد. علت بروز اين گونه افكار، تجربههاي پيشين افراد در زندگي است كه به دفعات مورد مقايسه با ديگران قرار گرفتهاند.
شاخه اجتماعي: مهمترين و بزرگترين نماد ظاهري كه فرد كمرو از خود نشان ميدهد در اين بعد است. او هميشه از ترس حضور داشتن در جمع، از كسب بسياري از مهارتهاي اجتماعي مانند مسئوليتپذيري، روابط بين فردي بين يك يا چند فرد، انعطافپذيري و... باز ميماند و ترجيحاً خود را هميشه به صورت فردي گوشهگير، منزوي يا وابسته به ديگران نشان ميدهد، از اين رو همواره كودكان و نوجوانان كمرو به فعاليتهاي لذتبخش جمعي كه در مدرسه ترتيب داده ميشود مثل اردوها و بازيهاي جمعي علاقهاي از خود نشان نميدهند.
نشانههاي كمرويي با يك مشاهده ساده ميتوانيد آثار خجالتي و كمرويي را در چهره فرزندتان ببينيد! البته ناگفته نماند كه همه اين علائم يا بعضي از آنها بايد يك مدت طولاني با شخص همراه باشد.
- در وهله اول او قادر نيست و توان اين را ندارد كه در حين صحبت كردن با مخاطب خود يا با تعدادي از افراد در يك مجموعه، ارتباط چهره به چهره با آنان برقرار كند.
- حركات و عكسالعملها و سخنانش بسيار احتياطآميز است.
- صدايش در حين گفتوگو با ديگران خيلي آهسته و آرام، لرزان، بريده بريده يا با لكنت است.
- در سنين پايين و در دوران كودكي بيشتر مواقع خود را به صورت چسبيدن به مادر در حضور فرد يا افراد ناآشنا يا انگشت مكيدن و گزيدن و گريه و در پارهاي از مواقع به صورت فرياد نشان ميدهد.
- در اصل تمايل و رغبتي به شركت در كارهاي گروهي و دستهجمعي كه در آن تعاملات اجتماعي زيادي به چشم ميخورد، ندارد. مثل اجراكردن نمايشنامه و تئاتر، خواندن سرود و تواشيح، نواختن موسيقي به صورت گروهي و...
- از سؤال كردن در كلاس يا كنفرانس دادن يا اينكه معلم از او سؤالي بپرسد، شديداً پرهيز ميكند.
- دوستان كمي دارد و در كل فردي گوشهگير، منزوي و درونگراست.
- اكثر افراد كمرو استعداد فوقالعاده خوبي دارند اما به دليل پايين بودن اعتماد به نفسشان، هيچگاه توانايي ابراز وجود ندارند.
- وقتي مجبور ميشوند در جمعي صحبت كنند با علائمي از قبيل تپش قلب، لكنت زبان، من من كردن و در نهايت عرق ريختن و... مواجه ميشوند، البته در بعضي مواقع شديدتر آن هم ديده شده است مثل به هم ريختن ريتم تنفسي و سرخي صورت و در نهايت غش كردن! چراكه هميشه يكسري افكار منفي در مورد ارزيابي ديگران نسبت به خود در ذهن ميپرورانند.
پيامدهاي ناگوار براي افراد كمرو - هميشه مانع دفاع از حق وحقوق خود و ابراز عقيده و بيان ميشود.
- ملاقات با افراد جديد، دوستيابي و كسب لذت از تجربيات تازه را براي خود دشوار ميسازد.
- هيچ گاه ديگران نميتوانند ارزيابي مثبت و قابل قبولي از توانمنديهاي او داشته باشند.
- به دليل اينكه هميشه در برقراري ارتباط و روابط بين فرد مشكل دارد، بنابراين نميتواند به راحتي با آنان ارتباط برقرار كند.
- از ترس اينكه مورد قضاوت و داوري ديگران قرار بگيرد، هيچگاه از توان و استعدادهاي خود استفاده نميكند.
- كمرويي ميتواند منجر به ايجاد احساسات منفي مانند افسردگي، اضطراب و احساس تنهايي شود.
- فرد كمرو هميشه در فرايند يادگيري تحصيلي و اجتماعي خود دچار مشكل ميشود.
وظيفه والدين در قبال فرزندان فرقي نميكند فرزند شما دچار بيماري كمرويي است يا گاهي از خود كمرويي نشان ميدهد. شما به عنوان والدين او وظايفي رفتاري در اين زمينه داريد كه برخي از مهمترين آنها عبارتند از:
1- فرزندتان را با همه ويژگيهايي كه دارد پذيرا باشيد. گاهي اوقات ديده شده است كه خود پدر و مادر مته به خشخاش ميگذارند، مثلاً، دماغت بزرگه! بزرگتر كه شدي پول ميدم برو عمل كن!
2- به جاي اينكه مكرراً مشكلات و عيبهاي فرزندانمان را گوشزد كنيم، ويژگيهاي مثبت او را مورد توجه قرار دهيم.
3- سعي كنيد حس اعتماد به نفس را در كودكتان بالا ببريد و مرتب او را در زمينههاي مختلف تشويق كنيد.
4- تفاوتهاي فردي را به عنوان يك اصل بپذيريم و فرزندانمان را با يكديگر مقايسه نكنيم.
5- بايد بدانيد كه همه در يك حيطه قوي و چيرهدست هستند و اين گونه نيست كه تمام موهبتها در يك شخص جمع شده باشد.
6- الگوي مناسبي براي دلبندتان باشيد چراكه فرزندان از شما ياد ميگيرند. پدر يا مادري كه از صحبت كردن در جمع واهمه دارند يا مادري كه اظهار نظر نميكند مبادا مورد تمسخر قرار گيرد، از فرزندش چه انتظاري را بايد داشت؟
7- هر چه بيشتر كودكان يا نوجوانان خود را در فعاليتهاي لذتبخش جمعي شركت دهيد، كمك فراواني به اجتماعي شدن او كردهايد.
8- ورزشهاي گروهي و اردوهاي دستهجمعي نه تنها حس اعتماد به نفس را در فرزند بالا ميبرد بلكه باعث تخليه هيجاني او حين بازي در جمع ميشود.
9- فرزندتان را هنگام خريد يا گفتوگو با ديگران توأم با تماس چشمي آموزش دهيد، مثلاً به او بگوييد كه بهتر است هنگام صحبت با ديگران به چشمهاي آنان نگاه كند، چراكه اين كار باعث احترام شخص مقابل به شما ميشود.
10- براي تقويت رفتارهاي كلامي و غيركلامي در جمع ميتوان از تئاتر و موسيقي نيز بهره برد.
11- به صحبتهاي يكديگر خوب گوش دهيد. در گوش دادن فعال، رابطه چهره به چهره كه انتقالدهنده حس احترام به مخاطب است را رعايت كنيد.
12- بايد بدانيد كودكي كه بعد از مدرسه اتفاقات آن روز را براي مادر خود شرح ميدهد اگر مادر به چشمهاي كودك خود نگاه نكند و فقط بگويد: خب، بگو، گوشم با توست، اين اشتباه است چراكه گوينده احساس ميكند به حرفهايش اهميتي نميدهيد و دفعات بعد رغبتي براي بازگو كردن مسائل مدرسه از خود نشان نميدهد.
13- خطاها و رفتارهاي فرزندانمان را به همه ويژگيهاي شخصيتي او تعميم ندهيم. بايد دانست كه انسان جايزالخطاست. پس بهتر است بهجاي غرغر كردن به فرزند خود كه تو بيعرضه هستي، دست و پا چلفتي تشريف داري و اينكه تو هميشه مايه دردسر هستي و... كه ناخواسته شخصيت كودكتان را زير سؤال بردهايد، بياييد به او فرصت دوباره بدهيد تا اشتباهش را جبران كند.
14- محبت و علاقه خود را به فرزندتان آشكار سازيد. سعي كنيد به عناوين مختلف اين محبت را نمايان كنيد. گاهي اوقات فرزند به دليل عدم ابراز علاقه به او، تصور ميكند كه رفتارش مورد پذيرش والدينش قرار نگرفته است، بنابر اين با استفاده از تشويقهاي كلامي و خريدن هديههاي مناسب و در خور او، به مناسبتهاي مختلف او را مورد تشويق خود قرار دهيد.
15- به فرزندتان ياد بدهيد كه در مكالمات خود از واژه «من» استفاده كند. كاربرد اين كلمه نه تنها در او حس اعتماد به نفس را تقويت ميكند بلكه حس مسئوليتپذيري را در او قوي ميسازد. در اين صورت است كه او در صورت ايجاد خطا و اشتباه از جانب خود آن خطا و اشتباه را بدون سرزنش كردن خود ميپذيرد.
16- لقب «خجالتي» و «بيعرضه» را از فرزندتان پاك كنيد. بايد بدانيد كه كودكان و حتي بزرگسالان با صفتهايي كه به آنان داده ميشود رشد پيدا ميكنند و خود را با آن وفق ميدهند، پس هميشه از كلمات سازنده و مثمر ثمر استفاده كنيد.
17- همواره سعيتان بر اين باشد كه فرزند خجالتي خود را ابتدا با گروههاي كمجمعيت رو به رو كرده و در اين راستا كوچكترين تلاش او را براي مقابله با احساس كمرويي مورد تشويق و حمايت قرار دهيد.
18- موقعيتي ايجاد كنيد تا كودكان ديگر جذب فرزندتان شوند، مثلاً اگر به پاركي ميرويد سعي كنيد چند وسيله بازي از فرزندتان را همراه داشته باشيد تا كودكان ديگر بهخاطر بازي با فرزندتان به او نزديك شوند و با او بازي كنند.
19- با فرزندتان درباره علت احساس خجالتي و كمرو بودنش صحبت كنيد و حرفهايش را بشنويد، شايد علت خاصي باشد كه شما از آن غافليد. به او بگوييد كه احساس خود را نقاشي كند و نقاشي او را تجزيه و تحليل كنيد و اگر تبحر نداريد به يك روانشناس مراجعه نماييد.
20- در آخر اگر كمرويي فرزندتان خيلي حاد و جدي است حتماً با يك روانشناس يا مشاور مشورت كنيد و از او ياري بخواهيد، زيرا اگر كمرويي در سنين پايين درمان نشود از رشد اجتماعي يا حتي پيشرفت تحصيلي او جلوگيري ميكند.
*كارشناس روانشناسي باليني