« اتاقهاي فكر روزهاي شنبه با انگيزههاي سياسي عليه دولت» سخنگوي امنيتيترين دولت پس از انقلاب، يك كد امنيتي ادعايي را روي تريبون رسمي دولت عيان ميكند تا نشان دهد اين دولت يازدهم چقدر در حلقه فشار مخالفان قرار گرفته و در چه فضايي از تخريب و عمليات ويژه، با مظلوميت پيش ميرود!
در اين ميان، فعلاً دو نكته قابل بيان است:
اول آنكه صراحتاً جناب سخنگوي دولت را به شفافيت دعوت ميكنيم. باقي نشانههاي اين اتاق فكر كذايي را كه عليه دولت تشكيل ميشود، بدهيد كه كسي فكر نكند تيري در تاريكي پرتاب كردهايد. از اين تيرها، هر كسي ميتواند بيندازد و به بقيه بگويد ما چقدر خوب و مظلوم و منتقدان ما چقدر وحشتناك هستند! دولت صراحتاً شفافسازي كند كه از چه كساني و كدام اتاق فكر حرف ميزند؛ ابهام، يعني انگشت اتهام به همه مخالفان و منتقدان دولت و هر كسي هم همچون اين سطور معترض شود، لابد خواهيد گفت ضمير مرجعش را يافته است. بازي قشنگي را محمدباقر نوبخت شروع كرده، اما قشنگ بودن الزاماً نشاني از اخلاقي بودن ندارد.
دولت روشن كند در مورد چه كساني حرف ميزند و بعد مثل خيلي دفعات ديگر، برود دادسراي فرهنگ و رسانه و مثل برخورد با يالثارات، وطن امروز، كيهان، جهاننيوز و... تشكيل پرونده بدهد تا باور كنيم ماجرا چقدر راست است.
يك جوري ژست مظلوميت نگيريد كه انگار نه شكايت قضايي ميكنيد، نه حمله كلامي به منتقدان داشتهايد و نه راه گلايه پيش بزرگترهاي رسانههاي منتقد را بلد نبودهايد.
دوم اينكه براي اقدام عليه دولت چندان نياز به اتاق فكر نيست؛ آنقدر موضوعات و سوژههاي مختلف توسط خود دولت در اختيار منتقدان قرار ميگيرد كه فرصت اتاق فكر باقي نميماند. همين سازمان تحت رياست سخنگوي دولت و فيشهاي نجومي حقوق مديران دولتي را درنظر بگيريد؛ اتاق فكر لازم است؟ يعني هر منتقدي در هر گوشهاي از ايران و بيارتباط با منتقدان ديگر، متوجه نيست آنچه را به خاطر آن عذرخواهی میکنید بايد مورد نقد قرار بدهد؟ حالا هواي آلوده، وعدههاي كذايي، بانكهاي پشت در تحريم مانده، ركود اقتصادي، ولنگاري فرهنگي، بيكاري، حواشي اقتصادي اطرافيان رئيسجمهور و... بماند.
و كلام آخر اينكه، تعجبمان از اينكه صحبت كردن عليه دولت در جلسات سياسي و اتاق فكرهاي مخالفان دولت هم بار امنيتي دارد و از نگاه دولت جرم تلقي ميشود، فيالحال بماند براي خودمان؛ در اين دولت انگار هيچ برخوردي با منتقدان عجيب نيست.