«... اگر يک نکته يا نقص کوچکي در گوشهاي يافت شد، در همان حد مسئله را ببينيم و آن را تعميم نداده و بزرگ نکرده و ذهن مردم را براي مسائل جزئي مشغول نکنيم.»
اين دو عبارت بخشي از سخنان رياست محترم جمهوري دکتر روحاني است که عصر سهشنبه در ديدار کارگزاران نظام با مقام معظم رهبري و همچنين ديدار رؤساي قواي سهگانه در روز گذشته به ميزباني رئيس مجلس ايراد شده است.
اشاره رئيسجمهور به جنجال دريافتيهاي نجومي برخي مديران دولتي است که طي يک ماه گذشته برخي از آنها رسانهاي شده و بازتابهاي مختلفي را در پي داشته است. دکتر روحاني از رسانهها خواسته اين مسائل را به يک مسئله ملي تبديل نکنند و ذهن مردم را با اين مسائل جزئي! مشغول نکنند. فارغ از اينکه اين دريافتهاي نجومي حد و اندازه آن چقدر است و در شرايطي که بسياري از اقشار مختلف جامعه زير فشارهاي اقتصادي کمر خم کردهاند، آيا ميتوان اين مسائل را جزئي دانست يا خير، يک مثل فارسي هست که ميگويد: يک سوزن به خود بزنيد يک جوالدوز به همسايه.
بايد از رياست محترم جمهوري پرسيد در آستانه فتنه 88 و آزادي يکي از محکومان فتنه، مسابقه مسئولان دولتي براي ملاقات با وي و گرفتن عکسهاي يادگاري علاوه بر دهنکجي به نظام و دستگاه قضايي حاشيهسازي براي دولت نيست؟ اينجا حتي نميتوان تعبير اصلي فرعي کردن مسائل هم براي آن قائل شد.
همين چند روز پيش بود که پس از آزادي مصطفي تاجزاده از زندان، حسين فريدون دستيار ارشد رئيسجمهور براي اينکه از قافله عقب نماند به ديدار اين فعال فتنه شتافت و از افتخار گرفتن عکس يادگاري با وي باز نماند. انتقادها براي دهنکجي مشاور رئيسجمهور ادامه داشت تا اينکه روز گذشته در فضاي مجازي تصويري منتشر شد که در آن نشان ميداد، معاون مشارکتي رئيسجمهور در امور زنان و خانواده به ديدار تاجزاده رفت. اکنون سؤال اساسي از رئيسجمهور محترم اين است که آيا اين قبيل رفتارهاي ساختارشکنانه نمايش نوعي حاکميت دوگانه در نظام نيست؟ اگر مجرميت اين فعال فتنه در محاکم قضايي به اثبات رسيده (که رسيده)، ديدار دستيار و معاون رئيسجمهور با وي دهنکجي به محاکم قضايي و زير سؤال بردن احکام قضايي نيست؟ آيا اينان اولويت ديگري در دولت ندارند که وقت خود را صرف حاشيهسازي براي دولت ميکنند؟