
سلامتي انسان تحت تأثير عوامل زيادي قرار دارد؛ عواملي مانند ژنتيك، محيطزيست، مراقبتهاي پزشكي و از همه مهمتر سبك يا شيوه زندگي. اين يك واقعيت است كه مردم دوست دارند سلامتي خود را حفظ كنند. البته انسانهاي قديمي تصور ميكردند كه پزشكان به دليل اينكه علم حفظ سلامتي را دارند بيمار نميشوند. به همين خاطر وقتي بيش از 110 سال پيش يعني در سال1284 هجري شمسي ميخواستند ادارهاي براي سلامت تأسيس كنند، اسم آن را حفظالصحه گذاشتند. در حالي كه امروزه پزشكان و گروههاي وابسته به آنها بيشتر از كسب دانش حفظ سلامت، ياد ميگيرند كه وقتي سلامتي از دست رفت، چگونه آن را برگردانند.
در حقيقت، نظامهاي سلامت با تقاضاي مردم براي خدمات شكل گرفته است. مردم تا زماني كه احساس سلامت داشتند چيزي را تقاضا نميكردند، ولي وقتي بيمار ميشدند به علت درد و ناراحتي در جستوجوي چاره بر ميآمدند و به هر چيزي كه احتمال ميدادند آلام و دردهايشان را تخفيف دهد، متوسل ميشدند و هزينههاي آن را نيز ميپرداختند. از طرف ديگر دانش حفظ سلامت نيز به صورت علمي وجود نداشت. هرچند آموزهها و توصيههاي اديان الهي و بهخصوص دين اسلام در جهت حفظ سلامت بود، ولي همه انسانها به اين توصيهها قائل يا عامل نبودند. در نتيجه نظامهاي سلامت نه بر اساس نيازهاي واقعي، بلكه بر اساس تقاضاهاي درك شده شكل گرفت. با گذشت زمان به علت وجود بازار براي درمان سودجويي نيز به اين تقاضا اضافه شد و با وارد شدن تكنولوژي پيشرفته به مقوله درمان هم هزينههاي درمان و هم سود گردانندگان اين بازار افزايش يافت. گردانندگان اين بازار در اصل به دنبال سود هستند تا علم و تأمين سلامت. سلامت كالايي است همگاني كه در همه جاي دنيا مشتري دارد. اين گردانندگان به طور عمده شركتهاي دارويي و سازندگان تجهيزات پزشكي، اعم از تشخيصي يا درماني هستند. اين گروهها براي فروش بيشتر محصول خود نميتوانند آگهي بدهند و تبليغات رسانهاي بكنند، بلكه ترجيح ميدهند مردم بيشتر مريض شوند و خودشان با پاي خودشان به سراغ آنها بروند.
البته نميتوان در اين مسير منكر ارزشهاي تكنولوژي و در نتيحه پايين آمدن دردهاي بشري و نجات انسانها از مرگ زودرس شد ولي اين تكنولوژي به علت گراني براي همه مردم در دسترس نيست و تنها تعداد معدودي از مردم دنيا از آن سود ميبرند. به عبارت ديگر اين پيشرفت شگرف در تكنولوژي پزشكي نه تنها موجب افزايش سطح سلامت عمومي مردم جهان نشده بلكه با از بين بردن درمانهاي مؤثر و ارزان، موجب افزايش رنج و ناراحتي مردم فقير نيز شده است.
معمولاً درمانهاي ارزان در سبكهاي زندگي نهفتهاند؛ زندگيهايي كه با تمام تجملاتشان ميتوانند به سادگي مديريت شوند. در گذشته بيماريهاي انگلي و عفوني و ناتواني انسان در درمان آن عامل اصلي مرگ و مير به شمار ميآمد اما در حال حاضر بيماريهاي غير واگير عامل مرگ و مير انسان شده است؛ بيماريهايي كه حاصل شيوه زندگي غلط و كمتحركي است.
در جوامع سنتي مردم از مواد غذايي كاملاً طبيعي استفاده ميكردند. بين غذاي دريافتي و انرژي مصرفي هم تعادل وجود داشت و مهمتر اينكه اين تعادل توسط فعاليت فيزيكي ايجاد ميشد.
اما زندگيهاي نوين شيوه كاملاً متفاوتي به خود گرفته و بسيار راحت و آسان شده است. امروزه هرچند كه دسترسي به انواع مواد غذايي بسيار آسان شده اما ارزش غذايي، ميزان انرژي دريافتي از اين غذاها و در كنار آن شيوه رفت و آمدها و تحركات اجتماعي موجب كاهش فعاليت انسان شده كه تأثير منفي بر سلامت انسان گذاشته است. در حالي كه در سبك زندگي انسان امروزه نياز كمي به مصرف انرژي است، اما فرآوردههاي مدرن غذايي در بستهبنديهاي پر زرق و برق مردم را به مصرف بيشتر تشويق ميكند و اين همان راهي است كه همان گروه كذايي به جاي تبليغ داروهايشان، ترجيح ميدهند كاري كنند تا افراد خودشان محتاج مصرف دارو شوند. آيا تاكنون به اين انديشيدهايم كه اين همه سرطان و ديابت و چاقي و بيماريهاي ديگر از كجا آمدهاند؟