دولت عراق و نيروهاي بسيج مردمي اين كشور موسوم به حشد الشعبي از زمان ظهور داعش موفقيتهاي زيادي داشتهاند و موفق شدهاند اكثر مناطق شيعهنشين و كردنشين عراق و همچنين بخشهاي وسيعي از مناطق سنينشين اين كشور را از اشغال داعش آزاد سازند و آنها را در موضع كاملاً دفاعي قرار دهند. با اين حال موفقيتهايي كه دولت و نيروهاي بسيج مردمي اين كشور در عمليات آزادسازي فلوجه بهدست آوردهاند از ابعادي متمايز است كه اين امر بر اهميت اين پيروزيها و اساساً بر مهم بودن عمليات فلوجه ميافزايد. فلوجه در 50 كيلومتري بغداد قرار دارد و بررسيهاي موجود حاكي از اين است كه اغلب عملياتهاي تروريستي و انتحاري در بغداد در اين شهر سازماندهي و هدايت و مديريت ميشد. ميتوان انتظار داشت كه عمليات آزادسازي فلوجه ضريب امنيتي و ثبات را در بغداد افزايش خواهد داد و نتايجي مشابه عمليات جرف الصخر براي ملت عراق به ارمغان خواهد آورد. بر همين اساس است كه دولت عراق عمليات آزادسازي فلوجه را بر عمليات موصل مقدم قرار داد و آن را بر خواسته امريكا مبني بر مقدم قرار دادن آزادسازي موصل ترجيح داد. با توجه به اينكه فلوجه مركز فكري داعش به شمار ميرود و در واقع نطفه اوليه داعش در فلوجه بسته شد از اين رو پيشبيني ميشود با آزادسازي فلوجه پايگاه فكري و عقيدتي داعش تضعيف شود و شيرازه آن را از هم بگسلد. همچنين با توجه به اينكه داعش براي تداوم اشغال فلوجه از همه تاكتيكها و تكنيكهاي نظامي استفاده كرده از اين رو آزادسازي فلوجه ميتواند روحيه نيروهاي داعش را بيش از پيش تضعيف كند و آزادسازي موصل را تسهيل سازد. به اعتقاد كارشناسان اگر عمليات آزادسازي موصل (همچنان كه امريكا در پي آن بود) مقدم بر عمليات فلوجه قرار ميگرفت نه تنها عمليات موصل به سختي پيش ميرفت بلكه داعش اين امكان را مييافت كه نيروهاي خود را از موصل به فلوجه منتقل كند و به چالشسازيهاي خود عليه دولت مركزي ادامه دهد. مشخص ميشود كه اقدام دولت عراق در اولويتبندي آزادسازي باقيمانده مناطق تحت اشغال داعش كاملاً بجا و كارشناسي شده بوده است. يكي از عوامل موفقيتآميز بودن عمليات آزادسازي فلوجه را ميتوان در اين واقعيت جستوجو كرد كه دولت عراق بنا به ملاحظات و نيازهاي امنيتي خود اين عمليات را طراحي و به مرحله اجرا گذاشت. همين مسئله موجب شد كه نيروهاي مختلف عراقي از ارتش گرفته تا نيروهاي بسيج مردمي از انگيزه بيشتري براي حضور كيفي در عمليات برخوردار شوند. البته نبايد از نقش فرماندهي واحد به رياست حيدر العبادي نخستوزير عراق براي ايجاد انسجام بين نيروهاي مختلف حاضر در عمليات آزادسازي فلوجه غافل شد. حضور حيدر العبادي در خط مقدم عمليات علاوه بر ايجاد انسجام و هماهنگي بين نيروهاي مختلف شركتكننده در عمليات بازپسگيري فلوجه روحيه آنها را نيز تقويت كرده است. بر اين اساس گفته ميشود ويژگيهاي شخصيتي حيدر العبادي نيز در موفقيت عمليات فلوجه مؤثر بوده است. از همه مهمتر اينكه نيروهاي عشاير سني منطقه نيز همكاري خوبي چه در زمينه مشاركت در عمليات آزادسازي و چه در تثبيت پيروزيهاي بهدست آمده داشتهاند و اين خود شاخص روشني در رد برخورداري داعش از پايگاه مردمي در مناطق تحت اشغال دارد. شواهد موجود حاكي از اين است كه داعش با همكاري بعثيها با زور سرنيزه توانستهاند باقيمانده ساكنان مناطق تحت اشغال را به تمكين از خود وادار سازند. به محض اينكه عمليات آزادسازي فلوجه آغاز شد، داعش اعدامهاي دستهجمعي و خانوادگي را شدت بخشيد و خانههاي كساني كه قصد خروج از شهر را داشتند به آتش كشيد و با هراسافكني مانع از اين شد كه ساكنان فلوجه بتوانند از فرصتهاي ايجاد شده توسط دولت براي ترك شهر استفاده كنند. همين كار موجب شد دولت عراق روند عمليات را كند سازد و اولويت را به نجات ساكنان شهر اختصاص دهد. حتي دولت مفرهايي را نيز در غرب شهر براي فرار و خروج نيروهاي داعش باز گذاشت تا در شرايطي قرار نگيرند كه براي حفظ جان خود از ساكنان غيرنظامي شهر به عنوان سپر استفاده كنند. همچنين با توجه به اينكه دولت عراق به خوبي ميداند كه هزينه بازسازي فلوجه همانند ساير مناطق اين كشور در نهايت از خزانه دولت و از جيب مردم اين كشور تأمين خواهد شد لذا نهايت تلاش خود را بهكار گرفته تا از وارد شدن خسارات بر شهر جلوگيري كند و اين شهر را با حداقل خسارات آزاد سازد. تصميم دولت عراق در اين زمينه بر تجارب حاصله آزادسازي شهر رمادي مبتني است كه استفاده گسترده امريكا از بمبارانهاي هوايي چيزي جز ويراني از شهر باقي نگذاشت و اين به روشني نشان ميدهد عملياتهايي مثل فلوجه كه به دست دولت عراق سازماندهي و اجرا ميشود چقدر با عملياتهايي كه امريكا رهبري و هدايت آن را برعهده دارد، تفاوت دارد. براين اساس دولت عراق تصميم دارد عمليات آزادسازي فلوجه برخلاف آزادسازي رمادي نه تنها به تخريب اين شهر و آوارگي ساكنان آن نينجامد بلكه برعكس امكان بازگشت آوارگان فلوجه را در اسرع وقت فراهم كند. همچنانكه ملاحظه ميشود دولت عراق نهايت تلاش خود را بهكار گرفته است تا از وارد شدن هرگونه آسيب به ساكنان شهر جلوگيري كند و اين شهر را با حداقل خسارت و تلفات آزاد سازد اين در حالي است كه رسانههاي سعودي و قطري در رويكردهاي خود ضمن سرپوش گذاشتن بر اين واقعيات ميكوشند پاپوشي براي دولت عراق درست كنند و آن را به نقض حقوق غيرنظاميان فلوجه متهم كنند. اما واقعيت اين است كه آنها با اين تبليغات دروغين دارند فضاي تنفسي براي داعشيها فراهم ميكنند و با ايجاد هجمه عليه دولت عراق ميخواهند از ادامه موفقيتآميز عمليات فلوجه جلوگيري كنند. اتخاذ چنين برخوردي نشان ميدهد كه داعشيها و همكاران بعثي آنها در عراق و بخصوص در فلوجه از حمايت صريح اين كشورها برخوردارند. نكته قابل تأمل در اين ميان اين است كه اين كشورها بهخصوص عربستان بخشي از جوسازيهاي خود را عليه دولت عراق از طريق نهادهاي بينالمللي همچون سازمان ملل به پيش ميبرند و يكي از شاخصهاي روشن در اين زمينه گزارشي است كه سازمان ملل از تعداد ساكنان فلوجه داده و در حالي كه پيش از اين ساكنان باقيمانده اين شهر حدود 50 هزار نفر اعلام شده بود اما اين سازمان در گزارش اخير خود آن را 90 هزار نفر اعلام كرده و اين در حالي است كه از آغاز عمليات فلوجه ساكنان شهر كم شده است. اين ميتواند نشانهاي از يك سناريوي جديد باشد؛ به اين معني كه آمار ساكنان شهر بيش از تعداد واقعي نشان داده و سپس ادعا شود كه در جريان آزادسازي فلوجه تعداد زيادي از ساكنان آن كشته شدهاند. نماينده سازمان ملل اين آمار را پس از آن اعلام كرد كه اين سازمان تحت فشار عربستان مواضع خود را در خصوص نقش عربستان در كشتار كودكان يمني تغيير داد و همين امر نقش عربستان را نيز در افزايش نشان دادن آمار ساكنان فلوجه آشكار ميكند. اين تلاشها نشان ميدهد كه تلاشهاي منطقهاي و فرامنطقهاي در كار است كه جلوي آزادسازي فلوجه به عنوان مركز فكري داعش گرفته شود اما جديت و اجماع ملي عراق مانع از اين ميشود كه اين كارشكنيها به نتيجه برسد.