
نگاهي به تاريخ گذشته ايران معلوم ميكند كلام و گفتار اعم از مكتوب و غير مكتوب معمولاً بر اساس تلاقي و تعاطي افكار در چارچوب قواعد منطقي و برقرار ساختن دستگاهي از گزارههاي انتزاعي شكل نميگيرد و در اغلب موارد يكسويهنگري و پذيرش انفعالي و اقناعي جاي گفتوگو و رويارويي فكري را ميگرفت. به ديگر سخن انديشهورزي مبتني بر گفتوگو در دورههاي گذشته امر نادر و كمنظيري بوده است.
منظور از گفتوگو مبادله صوري و تفننآميز افكار و اندوختهها نيست، بلكه تلاش براي درك و فهم انديشه ديگران و در صورت لزوم نقد و ارائه آنها به جامعه است و تا زماني كه زمينه قابل قبول براي گفتوگو به وجود نيايد، تصور فهم مسائل و راهيابي در يك شكل منطقي و غير شخصي ضعيف خواهد بود. از اين منظر گفت وگو شيوهاي از تفكر است و به عبارت ديگر تفكر خصلتي گفتوگويي دارد. فكر يعني گفتوگو با خود، هستي و انسانهاي ديگر و گفتوگو تنها زماني امكانپذير ميشود كه افراد و جريانها نسبت به هم انعطاف و گشودگي داشته باشند. در اين حالت طبيعي است كه طرفهاي گفتوگو رويكرد فرضيهاي خواهند داشت. به اين معني كه طرفين ديدگاه خود را حداكثر فرضيهاي ميدانند كه بهطور مداوم به مداقه كشيده، آزموده ميشود و محك ميخورد.
در موضوع تاريخ شفاهي بايد توجه كرد كه بنياد هر نوع فعاليت مربوط به اين حوزه گفتوگوست. در گفتوگو درونمايه شخصيتها به نمايش گذاشته ميشود و به رخدادها نيرو و زندگي ميبخشد. در يك گفتوگوي مكتوب هر چند مصاحبهشونده را نميبينيم، اما از نحوه سخن گفتن او به شخصيت او پي ميبريم و متوجه ميشويم از كجا آمده و از چه قماش آدمي است.
در يك گفتوگوي موفق سه خصوصيت عمده آشكار ميشود:
1ـ خصوصيات جسماني و ظاهري
2ـ خصوصيات رواني و خلقي
3ـ خصوصيات اجتماعي و فكري
اصليترين نقطه عزيمت در بحث مربوط به مصاحبه پرسش است. اهميت پرسش بالذات است، يعني اگر ما نپرسيم و به سراغ آن نرويم، پرسش به سراغ ما خواهد آمد. پژوهش زماني شكل ميگيرد كه با سؤال آغاز شود و مواجهه انجام بگيرد؛ مواجهه با كساني كه مثل ما فكر نميكنند. تنها در مجموعههاي بسته و عنكبوتي است كه سؤال و گفتوگو شكل نميگيرد. كسي كه موضوع يا روايتي را مطرح ميكند نميتواند يك طرفه تنها حرف خودش را بزند و به سؤالات پيرامون آن اعتنا نكند. بعضي عادت دارند فقط خود بگويند و بنويسند و ديگران فقط گوش بدهند. در چنين حالتي ارتباط با ديگران به وجود نخواهد آمد. لازمه برقراري ارتباط گفتوگوي طرفيني است و يك نظام پژوهشي با نقد و پرسش شكل ميگيرد.
در گذشته و در نظام آموزشي و حوزهاي وقتي كه يك سؤال فقهي مطرح ميشود، ايرادها و اشكالات مرتبط و پيراموني هم در كنار آن مطرح و پاسخ داده ميشد. بنابراين در يك جامعه سالم نيز توافقهاي اجتماعي بر تبادل فكر و گفتوگو امكانپذير شده است و به تعبيري انديشه ميان ذهني به شكل نهادينهاي صورت ميپذيرد. رواج گفتوگو از طريق چرخشي ديالكتيك خرد ارتباطي و تفكر بينالاذهاني را شكل ميدهد و در اين صورت حقيقت هر چيزي بيشتر روشن ميشود. بيتوجهي به گفتوگو پژوهشهاي تاريخي را عقيم ميكند و خودگويي به معني در جاي خود بودن و توجه نداشتن به محيط پيرامون و فراموش كردن مخاطب است.
روايتهايي كه از زبان راويان درباره يك واقعه يا رخداد بيان ميشود يكسان نيست. بهطوري كه برخي متشابه، بعضي متفاوت و گاهي متضاد هستند. در اين صورت اظهارات هيچيك از راويان را نميتوان بهطور مستقل روايت تاريخي قلمداد كرد، بلكه مجموع روايتها و گزارههايي كه هر كدام از راويان بهرغم درك متفاوتشان بيان ميكنند چنانچه در كنار هم قرار گيرند و در يك نظام مجموعهاي و كليت مطالعه شوند، در آن صورت ميتوانند بهگونهاي منسجم، انداموار و مرتبط با يكديگر روايت تاريخي را به دست دهند. تأكيد بر يك روايت و ناديده گرفتن روايتهاي گوناگون در مورد امر واقع جز تصلب، فروبستگي، امتناع و ركود انديشه حاصلي به بار نخواهد آورد. البته غث و ثمين اظهارات راويان همچون گزارشها، اسناد و منابع مكتوب بسيار است و كم نيستند راويان و نويسندگاني كه از نظر منافع و مصالح خود به وقايع نظر كردهاند. با اين همه بايد بپذيريم درك درست از تاريخ و هر نوع تبادل فكر و انديشه در نتيجه گفتوگو و برقراري نوعي مباحثه، همانديشي و همسخني امكانپذير ميشود و بايد اين سخن را به جان پذيرفت كه حتي در نوشتهها و حرفهايي كه از سر بازيچه نوشته و گفته شدهاند پندي نهفته است.
در گفتوگوي مربوط به تاريخ شفاهي رعايت نكات زير الزامي است:
1ـ رعايت منطق ارتباط در موضوعات گفتوگو: در بعضي از مصاحبهها متأسفانه اين نكته مغفول ميماند، بهطوري كه هيچگونه نظم و ارتباطي كه بتواند موارد را در بيان خاطرات به هم بپيوندد وجود ندارد. سؤالكننده به هنگام پرسش بايد اين نظم و ترتيب را رعايت كند تا گوينده در پاسخ به هر پرسش در محدوده همان سؤال جواب بدهد و مطالب را به صورت درهم بيان نكند.
2ـ داشتن هدف در مصاحبهها يكي ديگر از الزامات و گفتوگو در هر موقعيت و براي هر مقصود ملزم به داشتن هدف است. در غير اينصورت نتيجه حاصل نخواهد شد، بلكه به گفتوگويي دوستانه و غير حرفهاي تنزل خواهد كرد.
3ـ هر طرح تاريخ شفاهي بدون پشتوانه مطالعاتي و پژوهشي علمي انجام نخواهد شد.
4ـ رعايت جنبههاي فني مصاحبه مثل يادداشتبرداري، بهرهمند بودن از روش و زبان ارتباط، جهت دادن به مصاحبه، نپريدن در جريان توضيحات مصاحبهشونده، توجه داشتن مداوم به او و پرهيز از بيتوجهي، رعايت نزاكت، پرهيز از بازجويي، رعايت حال مصاحبهشونده و دانستن اينكه به چه نحو مصاحبه را پايان دهد و. . . الزامي است.
5ـ مصاحبهكننده بايد بداند نقش او به عنوان واسط ميان گوينده و شنونده است و همچنين او تاريخ را در جريان گفتوگو محقق ميكند. چنانچه تعليمديده و حرفهاي باشد ميتواند جريان نقل وقايع از سوي مصاحبهشونده را طوري هدايت كند كه شخص اتفاقاتي را كه سالها به فراموشي سپرده است، به هنگام پرسش به آساني به ياد بياورد. پرسشهاي او چنانچه بهموقع و مناسب باشد، مصاحبهشونده به چيزي پاسخ خواهد داد كه در غير اين صورت آن را به فراموشي ميسپرد.
6ـ مصاحبه فعال ميتواند عناصر پنهانشده، وقايع گمشده و حلقههاي مفقود در رخدادها را كشف و آشكار كند.
واحد تاريخ شفاهي مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران از ابتداي فعاليت خود همواره كوشيده است خاطرات رجال و شخصيتهاي علمي، فرهنگي، سياسي و نظامي را كه از دوران قاجاريه و پهلوي اطلاعاتي دارند، از طريق مصاحبه و گفتوگو ثبت، جمعآوري و منتشر كند. تاكنون بيش از 50 مصاحبه در نشريات وابسته به مؤسسه منتشر شده است. مجموعه آثاري كه هم اينك از آن سخن ميرود و كتابهايي از اين دست كه بعداً منتشر خواهند شد، مجموعهاي از اين سنخ گفت وگوهاست كه ميتواند دستمايه تاريخنگاران در تحليلهاي آنان قرار گيرد. اميد آنكه مؤسسه با انتشار اين مجموعه از اسناد خويش، كمكي به رشد جريان تضارب آرا در اين حوزه كرده باشد.