حال و روز تيراندازان جا مانده از تورنمنت بينالمللي فرانسه را که تمامي حريفان اصليشان در المپيک حضور دارند فقط و فقط ورزشکاراني درک ميکنند که در ماههاي اخير از بيتوجهيها و جو غيرالمپيکي حاکم بر ورزش ناله کردهاند، اما در نهايت با وعدههاي رنگارنگ روبهرو شدهاند. درست مثل تيراندازان كه با منت و سختي عازم شدند. بزرگترين وعدهاي که تا به امروز از سوي دولتيها براي رفع موانع موجود بر سر راه کاروان اعزامي به ريو مطرح شد و تنها پس از يک روز نم کشيد قول مساعد معاون اول رئيسجمهور بود که حاصلش شد ادامه مشكلات و مصائب تيم ملي تيراندازي براي اردوهاي برون مرزي! در روزهايي که فوتباليستهاي درجه سوم يا حتي پايينتر کمتر از يک ميليارد قرارداد نميبندند و در آخر هم يا نيمکت نشين ميشوند يا حاشيهساز، المپينهاي تيراندازي مهمترين مسابقه پيش از المپيک را از دست دادهاند.
صدها بار هشدار دادهايم که فرصتي تا روشن شدن مشعل المپيک باقي نمانده، هم رسانهها بارها اين نکته حياتي را متذکر شدهاند و هم مربيان، ورزشکاران و مديران المپيکي. با اين حال آقايان مسئول همچنان بيخيالي طي ميکنند و برايشان اهميتي ندارد که بيپولي امان تيمهاي مدالآور را بريده است. وقتي سهميههاي تيراندازي ايران در ريو به عدد پنج رسيد اهالي ورزش و تيراندازي حسابي خوشحالي کردند، خوشحالي از اين بابت که پتانسيل بالقوه اين رشته به بالفعل تبديل شده و سرانجام تلاشهاي فدراسيون و تيراندازان کشورمان به بار نشسته است. در اين بين حضور چهار بانوي تيرانداز در آوردگاهي چون المپيک شايستگي زنان ايراني را بيش از پيش به رخ جهانيان خواهد کشيد. همه اين موارد اما فقط در حد حرف باقي مانده و حتي پيش پا افتادهترين چالشهاي پيشروي تيم ملي را نيز برطرف نکردهاند. بيپولي اين روزها همچون خوره به جان ورزش افتاده و بهرغم همه قولهاي داده شده کماکان اين مشکل حل نشده است. در حالي که تمامي رشتههاي المپيکي و به ويژه اميدهاي ايران براي کسب مدال در المپيک از نرسيدن اعتبارات گلايه دارند و به همين دليل بسياري از برنامههايشان عملي نشده اما وضعيت تيراندازي از سايرين بحرانيتر است. اعزامهاي تيم ملي تيراندازي در يک سال گذشته بارها و بارها به علت واريز نشدن بودجه مصوب لغو يا با تأخير فراوان انجام شده است. بحران لغو اعزام به اردوها و مسابقات برونمرزي در شرايطي دامن مليپوشان تيراندازي را گرفته که اين ورزشکاران تا به امروز بدون کوچکترين چشمداشت و درخواستهاي غيرمعقول در تمرينات حاضر شده و با تعصب مثال زدني خود پنج سهميه ارزشمند براي کاروان کشورمان کسب کردهاند. سير صعودي تيراندازي ايران واقعيتي است که هيچ منتقدي قادر به کتمان آن نيست. پس از المپيک لندن و بعد از درخشش الهه احمدي بود که پتانسيل بالاي اين رشته بر همگان آشکار شد.
حتي بهترين عملکرد تاريخ ورزش بانوان ايران نيز به نام الهه احمدي در لندن ثبت شده است. روند رو به رشد تيراندازان با صعود احمدي به صدر رنکينگ فدراسيون جهاني و کسب پنج سهميه مهر تأييدي است بر تلاشهاي شبانهروزي مليپوشان، مربيان و مديران فدراسيون که تا اين اندازه موفق ظاهر شدهاند. سرمربي خارجي تيراندازي اگرچه طلب 400 هزار دلاري از فدراسيون دارد ولي بدون اينکه قهر کند و حرفي بزند شاگردانش را هدايت ميکند تا به هدفشان که تصاحب مدال در ريو است، برسند. تيراندازان المپيکي را بايد يکي از کمتوقعترين ورزشکاران ايران دانست. سالانه ميلياردها تومان در فوتبال دست به دست ميشود اما يک درصد آن هم به رشتههاي المپيکي مدالآور نميرسد. مسئولان وزارت ورزش در حالي به جمع منتقدان بيپولي پيوستهاند که رئيسجمهور دستور برطرف کردن مشکلات را داده است. جهانگيري معاون روحاني هم در جلسه اخير خود بر رفع مشکلات تاکيد کرده اما دستورات دولتي هم دردي از دردهاي المپيکيها دوا نکرده است. گذشته ورزش ايران را که مرور کنيد پر است از وعدههايي که آرزوي عملي شدنش را به دل ورزشکاران گذاشتهاند، اما اين بار فرق ميکند. پاي آبروي کشورمان در ميان است.اي کاش يک نفر پيدا شود و اهميت حضور موفق در المپيک را براي مسئولان تشريح کند. چراکه وزير به اصطلاح ورزشيمان نيز شرايط المپيكيها را درک نميکند!