
به گزارش خبرنگار ما، مردادماه سال 93 بود كه مردي ميانسال به مأموران پليس در شهرك وليعصر تهران خبر داد كه پسر 20 سالهاش ناپديد شده است. او گفت: ياشار با 100 ميليون تومان پول نقد خانه را ترك كرد و ديگر بازنگشت. ياشار گفته بود كه قصد دارد پول را براي سرمايهگذاري هزينه كند.
بعد از طرح شكايت تماسهاي ياشار بررسي و مشخص شد كه آخرين تماس او با شمارهاي از يك سيمكارت سرقتي انجام شده است. در تحقيقات بيشتر مشخص شد ياشار قصد شراكت با يكي از دوستانش (جواد) كه صاحب يك جگركي بود داشته است اما جواد وقتي مورد تحقيق قرار گرفت گفت كه از سرنوشت ياشار خبر ندارد. او موفق شد تا هشت ماه بعد از وقوع حادثه پليس را گمراه كند اما سرانجام نهم مردادماه سال قبل در جريان تجسسهاي فني به قتل اقرار كرد. جواد گفت: من و ياشار هر دو مغازه جگركي داشتيم. وقتي متوجه شدم كه ياشار 100 ميليون تومان پول نقد دارد وسوسه شدم پولهايش را سرقت كنم. او را فريب دادم و خواستم پولش را در كار طلا سرمايهگذاري كند. با بهانه اينكه يكي از دوستانم در كار طلا فعاليت ميكند، ياشار را به مغازه جگركيام در پاسگاه نعمتآباد كشاندم و با اسلحهشاهكش كه از قبل تهيه كرده بودم سه گلوله به سرش شليك كرده و او را كشتم و 95 ميليون تومان پولي كه داشت را سرقت كردم. بعد جسد را داخل چاه هشت متري كه از قبل حفر كرده بودم انداختم و روي آن را سراميك كردم. وي ادامه داد: متهم گفت: 4 ميليون تومان را بابت بدهي پدرم به پدر مقتول دادم. 14 ميليون تومان را هم براي همسرم طلا خريدم و با 10 ميليون تومان هم مغازه ديگري در سه راه آذري اجاره كردم. براي آمرزش گناهم نيز به چند پيرزن كمك مالي كردم و مقداري از پولها هم باقيمانده است. متهم گفت: در مدت هشت ماه در حالي كه جسد در كف مغازه دفن بود براي مشتريان جگر كباب ميكردم تا اينكه گرفتار شدم. با اقرار متهم بود كه مأموران پليس و آتشنشانان در مغازه جگركي حاضر شده و بعد از حفر محل، جسد ياشار را خارج كردند. جواد در بازجوييهاي بعدي هم به جرمش اقرار و صحنه جرم را بازسازي كرد. بعد از كامل شدن تحقيقات، بازپرس احمدبيگي جواد را به اتهام قتل عمد، سرقت مسلحانه و نگهداري و حمل سلاح جنگي مجرم شناخت و كيفرخواست را عليه وي صادر كرد. جواد به زودي در دادگاه كيفري شماره يك استان تهران پاي ميز محاكمه حاضر ميشود.