کد خبر: 783525
تاریخ انتشار: ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۲۰:۵۹
جستارهايي در نقش آيت‌الله العظمي سيد‌محمدهادي ميلاني در احياي علمي حوزه علميه مشهد
41 سال قبل در چنين روزهايي، عالم مجاهد و مرجع پرآوازه جهان تشيع مرحوم آيت‌الله العظمي حاج سيد محمدهادي حسيني ميلاني (قده) روي از جهان برگرفت و رهسپار ابديت گشت
احمدرضا صدري
41 سال قبل در چنين روزهايي، عالم مجاهد و مرجع پرآوازه جهان تشيع مرحوم آيت‌الله العظمي حاج سيد محمدهادي حسيني ميلاني (قده) روي از جهان برگرفت و رهسپار ابديت گشت. آن بزرگ در دوران زعامت خويش برحوزه علميه مشهد مقدس، با عزمي راسخ و برنامه‌ريزي دقيق، توانست تحولي بزرگ ايجاد وآن را از ركود پيش از آن خارج سازد. مقالي كه پيش روي داريد، به مناسبت سالروز ارتحال آن مرجع نامدار و در تشريح خدمات فرهنگي ايشان به نگارش در آمده است. اميد آنكه مقبول افتد.
   
  دوران ركود حوزه علميه مشهد
دوران ركود حوزه علميه مشهد به سال 1314 و ماجراي مواجهه علماي شاخص مشهد با حاكميت رضاخان بازمي‌گردد. درآن دوران به اين كانون علوم اسلامي نيز بسان ديگر مدارس علميه سراسر ايران، حملاتي سخت صورت گرفت. دو تن از روحانيون بزرگ مشهد كه اداره امور علمي اين حوزه را در اختيار داشته‌اند، يعني آيت‌الله العظمي حاج‌آقا حسين قمي و آيت‌الله آقاميرزا محمد آقازاده از مشهد تبعيد و بسياري از علماي معروف ديگر اين شهرستان نيز دستگير و روانه زندان شدند.
در پي اين رويدادها و نيز اعمال دشواري‌هاي گسترده حاكميت درباره استفاده روحانيون از لباس خويش، حركت علمي حوزه مشهد نيز رو به ركود و خموشي گذاشت و پس از حادثه خونين مسجد گوهرشاد در سال 1314، به‌كلي تعطيل شد و مدارس بزرگ و معروف مشهد به تصرف ادارات دولتي و اوقاف حكومت وقت درآمد. اين دوران خاموشي و عدم تحرك تا سال 1373. ق كه مرحوم حضرت آيت‌الله العظمي سيد محمدهادي ميلاني(قده) در اين شهر رحل اقامت افكند، تداوم يافت.

  به سوي اصلاح
تغيير شرايط علمي و عملي حوزه علميه مشهد و به اوج و شكوفايي رساندن محافل علمي و حوزوي در اين شهر مقدس، چيزي نيست كه بتوان در اين مختصر بدان اشاره كرد. عظمت و گستردگي تلاش‌هاي آيت‌الله‌العظمي ميلاني در رونق بخشيدن به اين مركز علمي، خود شرح مفصلي را مي‌طلبد. در اين باره همين بس كه رهبر معظم انقلاب اسلامي، حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي (دام ظله)تلاش وي را در اين راستا بس وسيع و پر عظمت خواندند و پس از گذشت 20 سال از رحلت وي در نخستين روز شروع درس خارج خود از عظمت علمي آيت‌الله ميلاني تمجيد كردند و چنين فرمودند: «... ما ديديم مرحوم آيت‌الله ميلاني از كربلا به مشهد آمدند و يك حوزه علميه بزرگ را به وجود آوردند... اين يك واقعيت است....از بركات الهي براي حوزه علميه مشهد وجود آيت‌الله ميلاني بود.»(1)
در روزهاي حضور حضرت آيت‌الله ميلاني در مشهد و تحول در حوزه علميه اين شهر، در مجله «العلوم» اينگونه آمده است: «....امروز تعداد طلابي كه در مشهد مقدس مشغول تحصيل و تحقيق هستند نزديك به 2500 نفر است كه در مدارس متعددي حضور دارند. آنان درباره تحصيل هر موضوع علمي از قبيل فقه، اصول، لغت، فلسفه و....از اساتيد برجسته‌اي برخوردارند و رياست و زعامت كليه حوزه را عالم رباني و دانشمند كم‌نظير، علامه بزرگوار سيد محمدهادي ميلاني عهده‌دار است كه خود از اساتيد بزرگ علم فقه و اصول به شمار مي‌رود. وي همان كسي است كه نزديك 400 نفر از افرادي كه قريب‌الاجتهاد هستند در مجلس درسش حاضر مي‌شوند.‌»(2)

  نخستين گام
نخستين قدم آيت‌الله ميلاني براي انسجام بخشيدن به حوزه مشهد، نظم دادن به برنامه‌هاي دروس بود كه بعدها تقريباً همين برنامه در ديگر حوزه‌هاي سراسر كشور و حتي مراكز فرهنگي نيز نمايان گشت.
آن مرجع آگاه به زمان به‌ نيكي مي‌دانست كه ريشه متفرق گشتن عالمان مشهد در ادوار گذشته، نبود فقدان اساتيد دانشمند و آگاه در اين سامان است و هم از اين روي بود كه در آغاز اقدامات اصلاحي خويش، استادان فعال، نامدار و فاضلي را به اين حوزه جذب نمود و خويشتن نيز بر كرسي تدريس نشست.
محفل درسي خارج و اصول آيت‌الله العظمي ميلاني كه در مسجد گوهرشاد تشكيل مي‌يافت، در ارتقاي علمي دروس حوزه مشهد به ويژه درس فقه آن، تأثيري درخور توجه يافت و در طول زمان، عالمان و مدرسان شاخص را به حضور در شهر و حوزه علميه مشهد تشويق كرد. او در دوره‌اي كوتاه، دگرگوني مهمي را در شيوه تدريس علوم اسلامي درحوزه مشهد ايجاد كرد كه مهم‌ترين مورد آن، برنامه‌اي بود كه به تفرقه و عدم انسجام ِ موجود در محافل حوزوي مشهد خاتمه بخشيد و به حوزه پرقدمت و بزرگ مشهد، توان و انگيزه‌اي مضاعف داد. برنامه‌هاي درسي ايشان كه برحسب استعداد محصلين علوم ديني تنظيم شده بود، در پنج مرحله به شرح زير اجرا مي‌شد:
مرحله اول، دوره مقدمات كه شامل ادبيات عربي، صرف و نحو، تجزيه و تركيب، منطق، خط، املا، انشا، رياضيات، حفظ قرآن، دعاهاي وارده و احاديث اخلاقي مي‌شد و به مدت سه سال طول مي‌كشيد.
مرحله دوم، اين دوره نيز سه سال استمرار مي‌يافت و شامل معاني، بيان و بديع، اصول فقه در حد معالم، فقه در حد شرح لمعه، عقايد در حد باب حادي عشر و تاريخ مي‌شد.
مرحله سوم كه دوره پنج ساله بود. طلاب در اين مرحله به تعليم رسائل و كفايه در اصول، مكاسب در فقه، شرح تجريد در اعتقادات، آشنايي با اديان و مذاهب و تفسير مي‌پرداختند.
مرحله چهارم، دوره چهار ساله تخصصي فقه و اصول بود كه در مدرسه امام صادق(ع) داير مي‌شد.
مرحله پنجم، تخصص در ساير علوم اسلامي بود كه طلاب به حسب ذوق خود وارد اين مرحله شده و به مطالعه و تحقيق مي‌پرداختند.
وي براي آشنايي با زبان‌هاي خارجي نيز اهتمام فراواني داشت و در اين خصوص طلاب متعهد را ياري مي‌كرد. در همه اين مراحل امتحانات ماهانه، سالانه، ارتقاي رتبه، حضور و غياب و كنترل كيفيت دروس نيز با جديت پيگيري مي‌شد.

  ترويج تبليغ
گذشته از تأسيس مدارس ديني در شهر مقدس مشهد و تعمير مدرسه بزرگ حقاني در قم و ده‌ها مركز علمي، فرهنگي و ديني در شهرهاي مختلف ايران و كشورهاي ديگر اسلامي مهم‌ترين تلاش آيت‌الله ميلاني در جهت حاكم ساختن ارزش‌هاي اسلامي در جامعه مسلمين بود و براي تحقق اين امر مهم اهتمام زيادي هم به خرج مي‌داد و از آنجا كه بهترين راه رسيدن به اين هدف بزرگ را تبليغ احكام اسلامي و نشر آن در ميان مسلمانان جهان مي‌دانست، بيشتر از هر چيز در اين راه سرمايه‌گذاري مي‌كرد و مي‌گفت روزگاري كه فساد و بي‌ديني در همه جاي عالم پا گرفته است، نبايد طلاب ايام تعطيل را در حجره‌هاي مدارس سپري كنند. لذا براي ايام تعطيلي پنج‌شنبه و جمعه حوزه نيز برنامه تبليغ احكام اسلام را قرار داده بود، بدين نحو كه طلاب در اين دو روز به شهرهاي نزديك و روستاهاي اطراف مشهد اعزام مي‌شدند و به تبليغ احكام و معارف اسلامي مي‌پرداختند و در عين حال مشكلات روستاييان را در جهت نداشتن مسجد، حمام و امثال اينها به اطلاع ايشان مي‌رساندند.

  شيوه تبليغ
آيت‌الله ميلاني با همه اهتمامي كه نسبت به تبليغ احكام الهي داشت، آن را فقط در شيوه صحيحش مي‌‌پسنديد و براي عملي شدنش اصرار مي‌ورزيد. در ايام محرم و ماه مبارك رمضان هنگامي كه روحاني‌ها عازم شهرها و روستاهاي كشور بودند، ويژگي‌هاي تبليغ صحيح احكام اسلامي را براي آنان برمي‌شمرد. او هميشه توصيه مي‌كرد اسمي از خود ايشان به ميان نياوريد. مي‌گفت: «اگر از شما پرسيدند از جانب چه كسي آمده‌ايد، خود را سربازان امام زمان(عج) معرفي كنيد. جنبه اخلاص كار را ملاحظه كنيد. از مردم هديه قبول نكنيد و به نظرات مراجع معاصر اطلاع يابيد و فتواي هر مرجع محترم را براي مقلدينش بيان كنيد و به تقليد مردم كاري نداشته باشيد.
دعاي كميل را شب جمعه و دعاي ندبه را در صبح آن بخوانيد.
مردم را به اهل بيت عصمت و امام عصر(عج) متوجه سازيد.
با حسن اخلاق كه نمايانگر اخلاق اسلامي است با مردم رفتار كنيد.
وقتي وارد عمل تبليغ مي‌شويد بيشتر با فقرا و ضعفاي مردم همنشين و با آنها مأنوس شويد.‌»(3)
وي در يكي ديگر از سخنراني‌هايش در اين باره چنين مي‌گويد: «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم، الحمدلله رب العالمين، و الصلوه و السلام علي خير خلقه محمد و آله الطيبين الطاهرين. وَ لْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّه يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. (4) امام صادق(ع) فرموده است: كسي كه خير و صلاح را براي مردم بيان مي‌كند بندگان زمين، ماهيان دريا و تمام انسان‌هاي بزرگ و كوچك در حق وي طلب بخشش مي‌كنند.
امروزه مردم ما اطلاع كافي از احكام اسلامي ندارند و از طرفي در اثر بعضي از تبليغات گمراه‌كننده اسلام را آن‌گونه كه بايد نفهميده‌اند، لذا نياز مبرم به ارشاد و هدايت و دعوتي دارند كه توأم با تبيين احكام اسلامي و به همراه ادله باشد. چنان‌كه خداوند سبحان فرموده است: ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَه وَ الْمَوْعِظَه الْحَسَنَه وَ جَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ. (5)
از طرفي مسلم است كه به تنهايي از عهده چنين كار بزرگي برنمي‌آييم. در اينجاست كه تكليف متوجه همه طلاب مي‌شود تا در كنار هم براي نجات مردم از گرايش‌هاي ضد ديني و ضد ارزشي تلاش كنيم.....
در اين امر مهم همه تكليف داريد! شما مبلّغين احكام الهي و حتي ساير مردم همه مكلفيد در اين دوره حساس در خدمت دين و مذهب باشيد و به‌قدر طاقت و با جان و مال از آن پاسداري كنيد. رسول خدا(ص) فرمود: «كلُّكم رَاع وَ كلُّكم مَسئُول عَن رَعيتِهِ»(6) همه شما نسبت به رعيت مسئوليد، لكن وظيفه علما در اينجا سنگين‌تر است. مصداق كلام امام علي(ع) است كه فرمود: «....خداوند از اهل علم پيمان گرفته است كه آنچه را ياد گرفته‌اند به ديگران بياموزند.‌»(7)
اميدوارم خدمت و تلاش شما مورد توجه امام عصر قرار گيرد. قطعاً به آنچه كه يك مبلّغ بايد داشته باشد مستحضر هستيد، لكن چند موردي را تذكر مي‌دهم:
1ـ خلوص نيت، خلوص در نيت چيزي است كه حتماً بايد مبلّغ داشته باشد، زيرا در خلوص دو اثر مهم هست، يكي براي مبلّغ كه موجب رشد و تقويت قدرت معنوي وي خواهد شد. به دليل اينكه نيت مبدأ همه اعمال است كه انسان با آن به خدا تقرب مي‌يابد و به سوي كمالات معنوي سير مي‌كند. چنان‌كه رسول خدا فرموده است: «مَن اَخلَصَ لِلهِ اَربَعينَ يوماً فَجَّرَ اللهَ ينَابِيعَ الحِكمَه مِن قَلبِهِ عَلَي لِسَانِهِ» هر كس 40 روز براي خداوند اخلاص بورزد، او چشمه‌هاي حكمت را از قلبش بر زبانش جاري كند. دوم از اثر اخلاص نيت اين است كه وقتي انسان اخلاص داشت كلماتش در دل‌ها تأثير بسزايي خواهد داشت، زيرا كلام وقتي از قلب خارج شود در دل‌ها اثر مي‌گذارد و اين همان چيزي است كه شهيد ثاني در شرايط خطيب جمعه فرموده است كه همانا وقتي موعظه از دل خارج مي‌شود، بر دل نيز وارد مي‌شود و هنگامي كه بر زبان جاري مي‌شود از گوش تجاوز نمي‌كند.
2ـ از جمله شرايط مبلّغ اين است كه هر چه را به آن آگاهي دارد بگويد. هيچ‌گاه در سخنان خود به حدس، ظن و گمان تكيه نكند، چون چه بسيار ديده شده است كه كلام مبتني بر ظن و گمان بعداً غير صحيح از آب در آمده است و اين در مبلّغ فرق مي‌كند. وقتي مبلّغ حرفي را كه به گمان خود صحيح بوده است بگويد و مردم بدان عمل مي‌كنند، اگر در واقع امر اين سخن صحيح نباشد همه گمراهي‌ و خطاي مردم به گردن مبلّغ خواهد بود.
3ـ مبلغ بايد حال مجلس را مراعات كند. بايد بداند با چه كساني سخن مي‌گويد تا به‌قدر درك آنها سخن بگويد كه اين مفيد خواهد بود. شايد اين همان معنايي است كه آيه شريفه فرموده است: «وَ مَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ»، ما رسولان خويش را نفرستاديم مگر آنكه با زبان مردمشان با آنان سخن بگويند و احكام ما را تبليغ كنند. (8)
خلاصه اينكه خطيب بايد آنچه مي‌گويد برگرفته از مطالعاتش از آيات، روايات و تاريخ صحيح باشد و براي شنوندگان قابل فهم و استفاده باشد.
-4 تقوي در عمل براي مبلّغ لازم است. از خدا مي‌خواهم براي همه ما عنايت كند. كلام امام علي(ع) كه فرمود: «كونُوا دُعَاه النَّاسِ بِأَعْمَالِكمْ» همين معنا را بيان مي‌كند. اگر مردم در مبلّغ دين كمي انحراف ببينند به حرفش توجه نمي‌كنند، بلكه منحرف نيز مي‌شوند. مردم معمولاً عقل‌هايشان در چشم‌هايشان است. پس بايد دل مبلّغ پر از تقوا و پاك باشد. اينجاست كه اين پاكي در اعضا و جوارح او نيز منعكس خواهد شد و كلامش بر دل‌ها خواهد نشست.....»
شايد يكي از جالب‌ترين اسناد در باب اهتمام آيت‌الله ميلاني به تبليغ، نامه‌اي است كه رهبر معظم انقلاب از يكي از سفرهاي تبليغي خويش براي آن بزرگوار ارسال داشته است:
بسم‌الله تعالي
به شرف عرض مبارك مي‌رساند: مرجو و مسئول از ساحت قدس احديت دوام وجود و بقاي توفيقات آن حضرت است. چندي قبل عريضه‌اي توسط آقاي غروي حفظه‌الله به حضور مبارك تقديم شد. قاعدتاً مشرف به دست بوس شده است. اخبار مهم هفته گذشته تشكيل مجلس جشن باعظمتي از طرف حوزه علميه و القاي مطالب لازم بر طبق آنچه از آراي سركار عالي مستفسر شده و استفاده كرده بوديم. و به دنباله آن گرفتاري سه نفر از خدمتگزاران مجلس بود كه بحمد الله دو سه روز قبل پس از شش روز گرفتاري خلاص شدند. عملي شدن موضوع اعزام مشمولين طلاب مشهد موجب اضطراب و دهشت اهل علم اين جا شده است. البته هنوز خصوصيات مطلب براي ما روشن نيست. اميد است به لطف خداوند و همت و اراده آيت اللهي اين نگراني رفع شده و موجبات آسايش فكر اهل علم حوزات علميه فراهم‌ آيد. در عريضه قبل راجع به عزم سفر زاهدان خاطر مبارك را مستحضر ساختم. فردا قبل از ظهر از قم حركت كرده، و از راه يزد و كرمان عازم آن زاويه بعيده خواهم شد. ان‌شاءالله. البته با اوضاع حديثه و اقتضائات جديده برنامه منابر و مطالب هم تفاوت يافته و بنده و ديگران در اين جهت محتاج ارشاد حضرتعالي هستيم. اگر منتي بر حقير گذاشته و به جواب عريضه كه حاوي مطلب مزبور باشد سرافرازم فرماييد كمال تشكر را خواهم داشت. البته در اين صورت به آدرس زاهدان توسط جناب آقاي كفعمي ارسال خواهيد فرمود. با تقديم احترامات فائقه
ارادتمند علي الحسيني الخامنه
24 شعبان المعظم

  اهتمام در امور مردم
در جريان زلزله عظيم سال 1347 در جنوب خراسان كه منطقه كاخك مبدل به ويرانه شد و عده زيادي كشته، مجروح و بي‌خانمان شدند، تلاش‌هاي آيت‌الله ميلاني در جهت امدادرساني به آسيب‌ديدگان براي هميشه در تاريخ اين سرزمين ثبت شده است. در زلزله كاخك خراسان 280 روستا ویران شد و هزاران نفر از بين رفتند، كساني هم كه جان سالم به در برده بودند آواره شدند كه وي در اين جريان مردم را به امداد فرا خواند و تعداد زيادي از طلاب علوم ديني را براي كمك‌رساني و رساندن لوازم زندگي به منطقه فرستاد و بعدها با احداث ساختمان‌هاي مستحكم براي افراد آسيب‌ديده و بي‌خانه و كاشانه نهايت دلجويي را از آنان كرد.
جالب اينكه هر خانه‌اي كه از طرف آيت‌الله ميلاني به مردم واگذار مي‌شد سند مالكيت آن را خود مي‌نوشت و در اختيارشان قرار مي‌داد.

پي‌نوشت‌ها در سرويس تاريخ «جوان» موجود است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها