کد خبر: 781415
تاریخ انتشار: ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۰۹:۲۷
زندگي تجملي، دينداري تفنني
تجملگرايي در هر كجا وارد شود آن را فاسد مي‌كند. از هديه دادن در نظر بگيريد كه يك عمل مستحبي است و...
زهرا حيدري
تجملگرايي در هر كجا وارد شود آن را فاسد مي‌كند. از هديه دادن در نظر بگيريد كه يك عمل مستحبي است و به تدريج باعث كاهش رفت‌و‌آمدها مي‌شود تا سخت‌تر شدن ازدواج‌ها و بالاتر از آن تأثير بر مسائل كلان جامعه. تجملگرايي اگر جزء منش مسئولي شد فاتحه آن مملكت خوانده خواهد شد چراكه درك فقر و سختي همنوعان دشوار و دشوارتر مي‌شود. انگار نسبت به رنج ديگران گوش‌ها ناشنوا خواهد شد و چشم‌ها نابينا. نه اينكه اسلام با خانه وسيع و مركب هموار مشكلي داشته باشد؛ بالعكس، اينها همه دستورات دين ماست. اسلام با اسراف و تجمل‌پرستي و خوي حاصل از آن مشكل دارد؛ خويي كه به سرعت بسياري از خوبي‌ها را در‌مي‌نوردد.
         
دلمان خوش است كه مسلمانيم، اما...

برخوردمان با دين گزينشي شده است؛ هر چه را دوست داريم عمل مي‌كنيم فارغ از روز حساب. شايد به اسم، شيعه بودن را يدك بكشيم اما به رسم نه. خودمان را سرگرم كرده‌ايم و زندگي مي‌كنيم با قواعد دل ناپخته‌مان و دلخوشيم كه دينداري هم مي‌كنيم؛ دينداري تفنني! هر موقع دلمان خواست گوش مي‌سپاريم و هر موقع دلمان دستور داد، نه. يادش به خير روزي بود كه اگر به دنبال جنس با كيفيت بوديم به نوعي براي صرفه‌جويي بيشتر و استفاده طولاني‌تر از آن بود، اما امروز بعضاً مي‌بينيم كه خريد كالاهاي گران قيمت و برندهاي معروف براي به چشم آمدن و نوعي هويت‌بخشي كاذب به شخصيتمان است. در واقع ديگران در برخورد با ما بيشتر شيفته خانه اشرافي و ماشين مدل بالا و بوي چرم لباسمان مي‌شوند تا شيفته شخصيتمان. از استفاده طولاني مدت از كالاها خبري نيست و ماه بعد دلمان را مي‌زند و خدا نكند با وجود اين همه اجناس رنگارنگ درگير اين تنوع‌طلبي‌ها و دلزدگي‌ها شويم.

همان لباس‌هاي ساده، شايد لذت‌بخش‌تر از لباس‌هاي آنچناني زمان حال بودند؛ چراكه از اين همه اسراف خبري نبود و آن لباس‌ها قرار بود يك سالي را مهمان تنمان باشند و اكنون سالي چند بار اين خريدها تكرار مي‌شود و همين كه فلان كالا را دوست داشته باشيم يا دلمان بخواهد اگر جيبمان اجازه دهد بدون درنگ مي‌خريم و نازل‌تر از آن چاشني شدن چشم و همچشمي و رقابت در اين خريدهاست. رقابتي تلخ؛ رقابتي كه پاياني ندارد و رقيبان آن يكي دو تا نيستند. رقابتي كه به شدت مصرف‌گرايي را دامن خواهد زد و جالب اينجاست در برخي كشورها كه شايد در ذهن ما اسطوره مد و كلاس هستند از اين همه مصرف‌گرايي و تجملگرايي خبري نيست. امان از اين دل تربيت نشده. در روايت داريم كه براي هر چيز جديدي لذتي هست و قطعاً خريدهاي مكرر هم خالي از لذت نيست اما بد نيست كه عقل‌گرايي و پرهيز از اسراف را در خريدهايمان مورد توجه قرار دهيم و گوشه چشمي هم به فقرا داشته باشيم. به ويژه براي كودكان يا افرادي كه چشم‌انتظار عزيزانشان در خانه سالمندان، پرورشگاه‌ها و مراكز بهزيستي هستند.


كودكان بي‌سرپرستي كه شايد راحت‌تر از سالمندان و معلولين بتوان دل غصه‌دارشان را شاد كرد چراكه سالمند سرد و گرم روزگار چشيده را خانواده و عزيزانش و شخص بيمار و ناتوان را سلامتي شاد خواهد كرد و ما از هر دو اينها معذوريم. اما مي‌توان زخم دل كودكان را با هديه‌اي كوچك، ساعتي بازي و گردشي كوتاه، لحظه‌اي مرهم بود. با همه اين اوصاف، شايد مصاديق اسراف در ذهنمان درست تعريف نشده است و تنها شامل صرفه‌جويي در منابع انرژي مي‌شود. اگر و البته آن هم اگر آب و گاز و برق را هدر ندهيم و نا‌بجا استفاده نكنيم، گمان مي‌كنيم كه اسرافكار نيستيم فارغ از اينكه اسراف بسياري از شئون زندگي ما را در برگرفته است. شايد بد نباشد معناي اسراف را مرور كنيم.


گناه كبيره‌اي كه مد شده است


آيت‌الله دستغيب گناه اسراف را اينگونه بيان مي‌كنند: «اسراف، به معناي تجاوز از حد و زياده‌روي كردن است و آن يا از جهت كميت است كه صرف كردن مال است در موردي كه سزاوار نيست «شرعاً يا عقلاً» هر چند به مقدار درهمي باشد يا از جهت كيفيت است و آن صرف كردن مال است در موردي كه سزاوار است ليكن بيشتر از آنچه شايسته است. مانند اينكه لباسي به قيمت 500 تومان بخرد و بپوشد در حالي كه لباسي كه لايق به حال و شأن او است معادل 100 تومان باشد. و بعضي صرف مال را در موردي كه سزاوار نيست تبذير گفته‌اند و صرف مال را در زيادتر از آنچه سزاوار است اسراف دانسته‌اند». با كمي دقت درمي‌يابيم كه اين گناه كبيره، گناهي مرسوم در زندگي ما شده است.


آنقدر عادي كه براي آن عذاب وجدان هم سراغمان نمي‌آيد و شايد حتي اگر كسي به ما بگويد فلان خانه يا فلان لباس گرانقيمت در شأن ما نيست بِهِمان هم بر بخورد و ناراحت شويم.
دشمن خدا بودن، اصحاب آتش بودن، برادر شيطان بودن كه برگرفته از آيات قرآن است، عباراتي هستند كه از كودكي كم و بيش شنيده‌ايم و با اندك تفكري در هر يك عمق فاجعه را احساس مي‌كنيم اما نمي‌دانم چرا روحمان نسبت به اين عبارات سِر شده است و تأثيري بر ما ندارد. شايد مصاديق اسراف را گم كرده‌ايم يا سياهي اين گناه كبيره در وجودمان رنگ باخته است. آنقدر شيريني تجملگرايي كه نمود عيني اسراف است برايمان جلوه‌گر شده كه اگر شرايط مالي اجازه دهد فارغ از حال و شأن در اين ورطه با افتخار گام برخواهيم داشت؛ افتخاري كاذب. قرار است بهاي شبانه‌روز كار كردن‌هايمان، بهاي ماشيني زندگي كردن و بهاي عمرمان را با تغيير دكوراسيون و نمايش تيپ و وسايل خانه معاوضه كنيم. كاش به دور از اسراف و تجملگرايي از فرصت زندگي استفاده مي‌كرديم و ذهن و روح خود را از اين اسارت نجات مي‌داديم.


اسارتي كه دير يا زود اعضاي خانواده‌مان را هم از جنبه روحي يا از جنبه فشارهاي مالي تحت تأثير قرار خواهد داد و يادمان باشد شايد همه ما در ايجاد چنين فضايي ـ تجملگرايي ـ سهيم بوده‌ايم چراكه افراد تجملگرا از اين سبك زندگي بازخورد خوبي هم دريافت كرده‌اند و آن هم كسب احترام بيشتر از جانب اطرافيان بوده است و حتي گاهي اوقات اين سبك زندگي باعث شده برخي عيوب پوشيده شود و اين موضوع در قالب ضرب‌المثل هم بين مردم رواج پيدا كرده است. همين بازخوردهاست كه من و شما را ترغيب خواهد كرد تا فضاي بيروني‌مان را بيشتر و بيشتر با زيبايي‌هاي مادي پيوند بزنيم، غافل از لطمه‌هايي كه به شخصيت خود وارد مي‌كنيم به گونه‌اي كه شايد خودمان هم عيب‌مان را فراموش كنيم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها