«بعد از سالها امروز به جرئت ميتوان گفت حضور حيوانهايي كه اصلاً خانگي نيستند برخلاف حيوانات خانگي در آپارتمانها و سطح شهرها به چشم ميخورد. اين نكته از آن جهت بسيار بد است چون نه تنها در زندگي شهري و اجتماعي جايي براي حضور حيوانهاي كه ساير مردم علاقهاي به بودنشان ندارند نيست بلكه در ميان ما ايرانيها هزار و يك دستور شرعي و اجتماعي براي منع نگهداري حيوانات خاص مثل سگ و گربه در خانه و محل سكونت وجود دارد».
اين بخشي از گفتههاي دكتر منصور بهرامي جامعهشناس در خصوص حضور حيوانات در شهرهاست. دكتر بهرامي در ادامه ميگويد: در كمال تأسف با همه تضادهايي كه ميان سبك زندگي ايراني و اسلامي ما و سبك زندگي غربي وجود دارد اين روزها ما در همه ابعاد بايد شاهد باشيم وصلههاي ناجوري از سبك زندگي غربي وارد خانههاي ما ميشود. نكته مهم اين است كه اغلب بزرگترها و قشر مذهبي جامعه به هيچ وجه نميتوانند با چنين تغييراتي كنار بيايند كه صدالبته حق دارند. نميدانم چه قصهاي است كه ما ساكنان كلانشهرها با خودخواهي تمام تلاش ميكنيم نه تنها خواست و سليقه خودمان را اجرا كنيم بلكه تلاش ميكنيم در مقابل اعتراض بقيه يا صدايشان را خفه كنيم يا آنها را هم مثل خودمان كنيم.
مثلاً يكي از دوستان من ميگفت كه همسايه جديدشان از آن دست پسرهايي است كه از زمان ورودش به مجتمع چند سگ با خودش آورد. اوايل اعتراض مديريت مجتمع هم با آنها همراه بوده و كلاً حضور سگ را در ساختمان به هزار و يك دليل غيرموجه عنوان كرده اما در گذر زمان همسر مدير مجتمع هم تصميم ميگيرد كه گربهاي بخرد. پس مدير رفتهرفته از موضع خودش كنار كشيد. ما هم كه ديديم تنها ماندهايم چارهاي جز سكوت نداشتيم.
اما چرا؟ مگر ساير مردم حق انتخاب ندارند؟ چرا بعضي از ما آنقدر خودخواه ميشويم كه بهجاي درك اطرافيان و احترام گذاشتن به سبك زندگي ايراني و اسلامي، چنين تصميمي ميگيريم. نگهداري حيوانات تنها بخشي از رفتار و سبك زندگي برخي از افراد علاقهمند به نگهداري از حيوانات است كه در قالبهاي مختلف و در نقاط مختلف شهر به چشم ميخورد.
شايد شما هم در گشت و گذاري كه در شهر داريد آدمهايي را ديده باشيد كه سگ، گربه، همستر، خرگوش، سنجاب، طوطي، مينا، زاغ و... همراه خود دارند و با اين حيوانات از خانه بيرون ميآيند؛ رفتاري كه بدون هيچ ترديدي الگوبرداري غلط از رفتارها و سبك زندگي غربي است. روانشناسان مهمترين علت علاقهمندي افراد به نگهداري از حيوانات درمنزل و تمايل براي دوستي با آنان را خلأ عاطفي در افراد ميدانند كه اين خلأ عاطفي البته ريشههاي گوناگوني دارد.
به عقيده روانشناسان كمبود محبت، خلأ عاطفي، تمايل براي نشان دادن برتري زندگيها، تقليد از سبك زندگي غربي، تمايل براي متفاوت نشان دادن سبك زندگي و... مهمترين علل وابستگي و دلبستگي افراد به حيوانات گوناگون از جمله سگ و گربه است.
البته بين انسان و حيوان هيچ خصومتي وجود ندارد چراكه ما انسانها ابتداي تمدن مان استفاده ابزاري از حيوانات بوده است؛ انسانها در كارهاي مختلف روزمره خود مانند كشاورزي و شكار از حيوانات گوناگون استفاده ميكردند و ما مسلمانان جزو پيروان ادياني هستيم كه توصيه به حفظ و مراقبت از حيوانات مكرر در آن عنوان شده است. اما اينكه اين حضور و حمايت چگونه باشد جزو خطوطي است كه بايد در سبك زندگي دينيمان مشخصش كنيم. جايگاه و تعريفي كه از حضور حيوانات در زندگي افراد وجود داشته است با آنچه امروز گاهي اوقات در برخي از خيابانهاي تهران و ساير شهرها ديده ميشود با نقش و كاركردي كه حيوانات در طول تاريخ در زندگي انسانها داشتهاند متفاوت است.
در سبك زندگي ما اينطور بوده كه ما ايرانيها از گذشته براي انجام كارهاي مهم روزمره اعم از كشاورزي، نگهباني و شكار حيوانات مختلف، از گاو، الاغ، سگ و ديگر حيوانات اهلي استفاده ميكرديم. پس حضور حيوانات با توجه به اقتضائات شرايط جامعه گذشته غيرممكن يا داراي ايراد نبوده است.
اما گذر زمان و تغيير سبك و نيازمندي ما از زندگي باعث تغيير در روند رفتاري ما در بهكارگيري حيوانات شد. مثلاً اگر تا چند سال پيش ما روستانشين بوديم و به اقتضاي شرايط براي نگهباني سگ داشتيم و براي حمل بار الاغ نگه ميداشتيم اما با تغيير به زندگي شهرنشيني رفته رفته به اين باور رسيديم كه حضور اين حيوانات نه تنها لازم نيست بلكه ممكن است روي ابعاد مختلف زندگيمان مثل مراودات اجتماعي و آرامش اطرافيان تأثيرگذار باشد.
در ساليان متمادي محل زندگي حيوانات، نوع خوراك و حتي نوع رفتار صاحبان حيوانات با آنها و برقراري ارتباط بين آنها كاملاً متفاوت بوده است، اما اين روزها گاهي اوقات شاهد اين هستيم افرادي كه اقدام به نگهداري از حيوانات مختلف مانند سگ و گربه ميكنند رفتار آنها و نوع ارتباطشان با اين حيوانات به گونهاي است كه محل سكونت و حتي خواب اين حيوانات در درون منزل و در محل سكونت افراد و اعضاي خانواده است.