کد خبر: 780938
تاریخ انتشار: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۰
كلي حيوان‌فروشي‌هاي تهران را از نياوران و ولنجك زير و رو كرده تا به قول خودش گربه‌اي بخرد كه نژادش ايراني باشد...
زينب شكوهي‌طرقي
كلي حيوان‌فروشي‌هاي تهران را از نياوران و ولنجك زير و رو كرده تا به قول خودش گربه‌اي بخرد كه نژادش ايراني باشد. چند سال دنبال پيدا كردن يك ماده گربه Persian  بود و حالا چند سال را هم مي‌خواهد صرف پيدا كردن يك نرگربه از همين نژاد كند. چرا؟ چون معتقد است اين نژاد ناياب است و او بايد از اين دو گربه اصيل ايراني يك دوجين بچه گربه اصيل بسازد! چرا؟ اصلاً چه ضرورتي دارد؟ يكي نيست بگويد برفرض هم كه گشتي و با پرداختن كلي پول توانستي بخري و چند بچه گربه هم توليد كني آخرش چه؟ قرار است با اين همه هزينه و زحمت گره از زندگي چه كسي باز شود؟

گوشش بدهكار نبود. فكر و خيالش شده بود پيدا كردن جفتي كه چند هفته‌اي توانست با 3 ميليون تومان بخردش. بعد از چند ماه صبر كردن ديد باز هم ماده گربه بچه‌دار نشده كلي هزينه كلينيك و سونوگرافي و آزمايش لقاح داد. يك روز زنگ زد با دلخوري و ناراحتي با صدايي كه معلوم بود بغض راه نفسش را بسته گفت «باورت ميشه اينا بچه‌دار نميشن از شانس بده من صاحب قبلي ‌هردوتاشون كاري كردن كه بچه‌دار نشن...» با جزئيات داشت همه صحبت‌هاي دكتر دامپزشك را مو به مو تعريف مي‌كرد. تا قبل از آن حالم از او و سلايقش آشفته مي‌شد و حالا در زمان اين تماس حالم داشت از خودم به هم مي‌خورد كه وقتم را گذاشته بودم پاي مكالمه‌اي كه هدفش تعيين لقاح و عدم‌لقاح دو گربه بود!

باورم نمي‌شد درست زماني كه هم سن و سال‌هايم فكر دانشگاه رفتن، كار كردن و خريدن خانه هستند يكي اين وسط همه فكرش شده باشد توليد گربه ايراني آن هم تنها با اين هدف كه يك جزو گونه‌هاي ناياب است و دوم اينكه گربه سفيد و مشكي با ماشين سفيدش تناسب دارد!
خودش كم بود يك همسايه دختر مجرد هم نصيبش شده بود كه ركورددار خريد سگ‌هاي نژاد مختلف بود. وقتي قرار بود بروند ديدار يكديگر، خانه كم از باغ وحش نداشت. سگ مي‌زد و گربه آن وسط مي‌رقصيد! همه جاي خانه پر مي‌شد از دست و پا زدن حيوان. من كه به شرايط عادت كرده بودم و مدت‌ها بود قيد رفتن به خانه‌اش را زده بودم. هر بار دعوتش را به بهانه‌اي رد مي‌كردم تا شايد متوجه بشود اما نمي‌شد!

به خودم اميد مي‌دادم كه او اين گربه‌ها را براي داخل خانه خريده و قرار نيست هر بار كه مي‌آيد ديدن من يا دورهمي با خودش بياورد اما به سرعت پاي گربه‌ها به جمع باز شد. هر بار از دورهمي‌مان، به خاطر وجود گربه‌ها، يكي از دوستان از آمدن امتناع مي‌كرد. در مقابل يكي، دو نفر درجمع چند 10‌نفره‌مان بودند كه نه تنها از آمدن گربه‌ها استقبال مي‌كردند بلكه خودشان هم يكپا گربه‌باز شده بودند.

كار از كار گذشته بود. اين جمع گربه‌دوست ديگر حتي بدون گربه‌ها خريد هم نمي‌رفتند چه برسد به ميهماني و رستوران. بارها از زبان خودش شنيدم كه گلايه مي‌كرد يكي، دو بار تا مركز خريد هم برده‌شان اما مأمور انتظامات مركز مانع ورودش شده يا حتي با جسارت تعريف مي‌كرد يكبار مي‌خواستم ببرمشان سينما حيف كه نگذاشتند!

يكي اين وسط نيست كه جرئت كند و بگويد «اگر تو گربه دوست داري مردم چه گناهي كردن كه بايد تحملت كنن؟ بچه‌هاي بيچاره كه اكثرشون از گربه و سگ ميترسن چه گناهي دارن كه با تو هم محله شدن؟ خوبه خودت از يه حيون بترسي همسايه بغليت بره دقيقاً همون رو بخره و بياره توي خونش؟ چطور نميتوني درك كني كه مردم در اين شهر حق اجتماعي مسلم دارن و اينكه در آپارتمان، مركز خريد، سينما يا حتي خيابان سگ و گربه نبينند حق‌شونه و ميتونن بر اساس همين حق از تو شكايت كنن».  بماند از اينكه 8 ميليون تومان پول داد تا يك جفت پرشين كت اصيل و شناسنامه‌دار به قول خودش خريد، بعد هم يك 3‌ميليون تومان در چند مرتبه هزينه كرد تا بچه‌دار بشوند و بفهمد دقيقاً چرا زاد و ولد نمي‌كنند. هر ماه بايد كلينيك، معاينه و واكسن‌شان به راه باشد. غذايشان هم كه خاص است. برايشان هم كه مخزن شن، ظرف غذا و شير، محل استراحت و... آماده كرده است. خلاصه اينكه با يك حساب سرانگشتي 20 ميليون تومان در سال اول خرج خريد و رفاه اين جفت گربه كرده است.


آنقدر دوستشان دارد كه هر چند هفته يك بار آنها را به كلينيك مي‌برد. يك برس مخصوص براي شانه كردنشان، يك شامپوي مخصوص براي حمام كردنشان دارد و در كنار ظرف مخصوص غذا، يك اتاقك چوبي كوچك دارد كه خودش مي‌گويد از كلينيك اشانتيون گرفته ‌است.


در مقابل خانواده‌اش هم وقتي مي‌بينند كنار اين دو حيوان آرامش دارد و به قول خودشان سرش به كار خودش گرم است اعتراضي نمي‌كنند. پدرش هم در پاسخ به سؤالم كه همسايه‌ها ناراضي نيستند؟ مي‌گويد: «چرا باشند؟ خودشان بايد بفهمند كه اين روزها حيوانات جز زندگي تهراني‌ها شده‌اند. اينجا در سعدآباد خانه‌اي نيست كه در آن چند حيوان خانگي ديده نشود. حالا اگر همسايه‌ها با اين شرايط نمي‌توانند كنار بيايند مشكل خودشان است نقل مكان كنند. از طرفي دختر من با اين دو جفت گربه بي‌گناه هم‌صحبت است و خلأ عاطفي‌اش را با آنها پركرده است. انصاف نيست كه من او را با حذف گربه‌ها تنهاتر كنم.»

والدين مقصرند، نه كودكان و حيوانات!

دكتر مونا فرهادي روانشناس معتقد است كه حضور حيوانات در جمع خانواده‌هاي امروزي محقق نمي‌شود مگر به خواست بزرگ‌ترها. او در اين باره مي‌گويد: حتماً شما هم ديده يا شنيده‌ايد كه وقتي از خانواده‌اي مي‌پرسي چرا گربه خريديد جواب مي‌دهند چون دختركوچك‌مان دوست داشت. من به جرئت مي‌گويم كه اين جمله كاملاً كذب است. همانطور كه پدر و مادر نقش بسيار مهمي در علاقه‌مندي به حيوانات دارند، نقش بسيار مهم‌تري هم در جلوگيري از ايجاد علاقه‌مندي و وابستگي فرزندان به حيوانات و تمايل آنها براي نگهداري و دوستي با آنان دارند.  اين نقش و تأثيرگذاري تا به آن حد است كه گاهي اوقات شاهد هستيم كودكان خردسال با ديدن حيوانات اهلي مانند انواع پرنده‌ها تمايل به دوستي و نگهداري از آنها را دارند كه در اينگونه مواقع پدر و مادر‌ها بايد به شيوه‌اي صحيح و با تشريح غلط بودن اين رفتار به زباني آشنا براي كودكان فرزند خود را از نزديك شدن به اين حيوانات و دوستي با آنان برحذر دارند.


نقش پررنگ پدر و مادر در تربيت و رفتار كودكان به خاطر الگوپذيري بچه‌ها از آنهاست. اگر بخواهيم عوامل الگودهنده به اين رفتار اجتماعي را بررسي كنيم بايد از نقش رسانه‌ها غافل نباشيم. هيچ رسانه‌اي به اندازه رسانه ملي نمي‌تواند در اين خصوص تأثيرگذار باشد بنابراين متوليان ساخت برنامه‌هاي صدا و سيما با توجه به اينكه اين موضوع متأسفانه در حال گسترش و فرا‌گيري نيز هست بايد به اين موضوع ورود پيدا كرده و با ساخت برنامه‌هاي جذاب و آموزنده به افراد و خانواده‌ها تذكر لازم در خصوص تأثيرات نامطلوب دوستي با حيوانات و دلبستگي به آنان را بدهند. در مقابل هرچقدر رسانه‌هاي داخلي در خصوص منع حضور حيوانات در فضاي اجتماعي تلاش مي‌كنند ما در شبكه‌هاي خارجي برنامه‌هايي با عناوين مختلف براي تأكيد بر داشتن حيوانات مشاهده مي‌كنيم.

فراموش نكنيم وقتي كه ما فكر مي‌كنيم به عنوان پدر يا مادر اصول تربيتي و توجيه كردن فرزندمان را براي منع حضور چنين حيواناتي كاملاً درست اجرا كرده‌ايم در مقابل ممكن است پخش يك برنامه از هر شبكه ماهواره‌اي تمام رشته‌هاي ما را پنبه كند. مثلاً يكي از پربيننده‌ترين برنامه‌هاي شبكه‌هاي خارجي فارسي‌زبان در مورد تجربه‌هاي ديداري و بياني از مشاغل متفاوت اجتماعي است. در اين برنامه مجري كه دختر فارسي‌زباني است در هر قسمت سراغ يك شغل متفاوت و خاص مي‌رود، مشغول به‌كار مي‌شود و تجربياتش را به بيننده منتقل مي‌كند. چند قسمت متفاوت از اين برنامه مجري تلاش كرد با تجربه كردن مشاغل متفاوتي مثل آرايشگري حيوانات، پزشك حيوانات، فروش مواد غذايي و شهربازي حيوانات به خانواده‌ها لذت داشتن حيواناتي مانند خرگوش، سگ و گربه را القا كند.


علاوه بر اين يكي از مواردي كه به حضور اين حيوانات در شهرهاي امروزي كمك كرده است تنها بودن بچه‌هاست. به نظر مي‌رسد تمايل براي دوستي با حيوانات و نگهداري آنان در منزل در فرزنداني كه در خانواده‌هاي تك فرزندي زندگي مي‌كنند بيشتر باشد چراكه اين كودكان امكاني براي برقراري ارتباط با افرادي به نام خواهر و برادر كه همبازي او در منزل باشند را ندارند.
اين ارتباط عاطفي مي‌تواند تأثير مخرب روحي و رواني در افراد به جا بگذارد و اين درحالي است كه پزشكان نيز در خصوص خطرات بهداشتي همزيستي انسان و حيوان به خاطر وجود انواع انگل‌ها در بدن حيوانات و مضرات آن براي انسان‌ها بارها و بارها تذكر داده‌اند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها