
بارها گفتهام، ورزش قهرمانى در واقع نخبهپرورىِ در باب ورزش است؛ اين ميشود يك قله؛ تا قله نباشد، دامنه نيست. وقتى يك قله درست شد، آن وقت دامنه - يعنى ورزش عمومى- شكل خواهد گرفت. بنابراين بنده به ورزش قهرمانى معتقدم؛ به اين قهرمانهايى هم كه ميروند و پرچم كشورمان و سرود ملى كشورمان را اينجا و آنجا به چشم و گوش مردم دنيا ميرسانند، علاقهمندم؛ از آنها هم تشكر ميكنم؛ خيلى هم دوستشان ميدارم؛ گاهى هم پيش من مىآيند.
حرف من اين است كه چرا ما بايد يك نخبه علمى را كمتر از يك نخبه ورزشى بها بدهيم؟ ما چقدر نخبههاى علمى داريم كه در قلهاند؛ چقدر نخبه علمى داريم كه اگر چنانچه دست كشورهاى ديگر به اينها برسد، آنها را فوراً ميقاپند و ميبرند؛ اينها را بايد تجليل كنيم. ما نخبگان علمى تاريخىمان را هم ترويج نميكنيم؛ خيلى از مردم كشور ما علماى بزرگ و دانشمندان بزرگِ رشتههاى مختلف را نميشناسند؛ نه فقط در رشته فقه و فلسفه و علوم دينى، بلكه دانشمندانى كه در رشتههاى رايجِ امروز دنيا - در فيزيك، در رياضى، در شيمى، در مكانيك - در تاريخ خود ما برجسته بودند و كارهاى بزرگى آن روز انجام دادند و بعضى از اختراعات آنها حتى امروز مورد استفاده است. نه جوانهاى ما اسمهايشان را ميدانند، نه ترويجى از آنها ميشود نه يادى از آنها ميشود! خيلى نقيصه بزرگى است. اين هم بايد حتماً اصلاح شود.
بيانات رهبر انقلاب در جمع نخبگان بهمن ۸۹