صفحات روزنامهها و خبرهاي فضاي مجازي را كه مرور ميكنم مثل روند چند سال اخير پر از ابراز نگراني و آمارهاي وحشتناك بالا رفتن ميزان اعمال جراحي و مصرف لوازم آرايشي و ساير رفتارهاي شخصي در راستاي زيبا شدن قشر خاص زنان است. رفتارهايي كه در مجموع بيشتر در قشر خاص جوان ديده شده و اين روزها به جمع نوجوانان و ميانسالان نيز كشيده شده است. آنقدر بحث از جراحيهاي زيبايي و مصرف لوازم آرايش در ميان زنان زياد است كه هيچ وقت فرصت نكرديم بپرسيم اصلاً اين نوع رفتارهاي ما مثل جراحيزيبايي، استفاده از لوازم آرايشي، شيكپوشي و نظير اين رفتارها در مجموعه كدام يك از رفتارهاي اجتماعي يا شخصي ما قرار ميگيرد. زماني را كه شما به آراستگي و زيبايي ظاهري خود فارغ از جراحيها اختصاص ميدهيد، آن بخش از زمان روزانه و كلي زندگيتان كه صرف آراستگي و زيبايي ظاهرتان ميكنيد را مجموعه رفتارهاي نگهداري و مراقبت شخصي مينامند. آمارها و بررسيهاي جهاني نشان ميدهد اين آمار براساس جنسيت در ميان زنان و مردان كاملاً متفاوت است و در مقابل براساس مليت و فرهنگ نيز تفاوتهاي بسياري دارد. مثلاً به طور كلي و در قياس جهاني زماني كه زنان به مراقبتهاي شخصي اختصاص ميدهند بيش از مردان است و اين زمان در ميان زنان خانهدار نيز بيش از زنان كارمند است.
در طرف ديگر اين بررسيها تفاوتهاي زماني است. مثلاً در كشورهاي پيشرفته مراقبتهاي شخصي زنان صددرصد بهداشتي است و در كشورهاي عقبمانده يا در حال توسعه مراقبتهاي زنان بيشتر از نوع آرايشي است. دليل مهم تفاوتها در مورد مراقبتهاي شخصي بين دو جنس و حتي در ميان زنان ميزان و سطح فرهنگ، اقتصاد، علم و تمدن است. جامعهشناسان براساس همين چند ملاك نتيجه ميگيرند زناني كه در كشورهاي متمدن، بافرهنگ و پيشرفته زندگي ميكنند و از طرف ديگر سطح سواد بيشتري دارند بيشتر زمان مراقبتهاي شخصي خود را به مراقبتهاي بهداشتي اختصاص ميدهند. در مقابل هرچه از عوامل تأثيرگذار كاسته شود مثلاً هرچه زنان از سطح دانش، اقتصاد و فرهنگ كمتري برخوردار باشند يا در كشورهاي در حال توسعه زندگي كنند از مراقبتهاي فردي بهداشتيشان كاسته ميشود و روي مراقبتهاي فردي آرايشي متمركز ميشوند.
فارغ از همه بحثهاي مربوط به سلامت و هزينههايي كه از طريق اين سبك رفتار به بدن وارد ميشود و از طرف ديگر با ناديده گرفتن ميزان خسارات اقتصادي كه به چرخه توليد و گمرك كشور تحميل ميشود نكته اينجاست آماري كه به تازگي منتشر شد يك شوك بزرگ براي جامعه سنتي و مذهبي ايران بود: «مردم ايران در تابستان 94 روزانه 13 ساعت و 39 دقيقه از زمان روزانهشان را صرف نگهداري و مراقبت شخصي كردهاند كه در اين ميان سهم زنان در مقايسه با مردان تقريباً 70 درصد است.» براي آشنايي با ابعاد مختلف اين نوع رفتار اجتماعي خاص و تأثيرگذاري آن روي سبك زندگي مردم كشورهاي مختلف به ويژه ايرانيها بايد به تعريف ابتدايي مراقبتهاي فردي، عوامل تأثيرگذار بر آن، رفتارهاي مرتبط با اين ويژگي و تأثيرش در جامعه پرداخت.
توجهي به قدمت آفرينش بشردكتر محمدجواد شكوري، مورخ و پژوهشگر
نگهداري و مراقبت شخصي قطعاً به اين اسم و اين مضمون در تاريخ ما وجود نداشته است اما بشر از زمان آفرينشش نسبت به زيبايي و جذابيتش تلاش زيادي ميكرده است. آثار توجه به زيبايي و آراستگي در ميان انسان از قديميترين تاريخهاي بشري ديده ميشود. استفاده از لوازم بهداشتي، توجه ويژه به سلامت فردي و استفاده از عطرها، اسانسها و روغنهاي طبيعي از روشهاي مرسوم پرداختن به اين وجه زندگي بشر بوده است. براي مثال تمدنهاي باستان در 10هزار سال پيش از ميلاد لوازم آرايشي را در مناسك مذهبي و در تعيين سطوح اجتماعي به كار ميبردند. اين نوع توجه در ميان اقوام مختلف نيز متفاوت بوده است يعني در مقابل آسياييها كه معمولاً توجهشان را با استفاده از رنگها بروز ميدادهاند مصريان باستاني ديده ميشوند كه استعمال روغنهاي معطر و نرمكننده به ميزان فراوان را رواج دادهاند. استعمال روغنهاي معطر، روغنها و نرمكننده پوست و ماسكهاي معطر بدن به ميزان فراوان در ميان مصريان باستان رايج بوده است تا آنجا كه لوازم بهداشتي و آرايشي بخش جداييناپذير در بهداشت و سلامت فردي آنها به شمار ميرفته است. در متون هندي «ويشنو پورانا» و «مانوسمريتي» به جزئيات دقيقي در ارتباط با بهداشت فردي اشاره شده است.
بيتفاوتي دشمن توسعه استپوريا منجزي، پژوهشگر در حوزه توسعه
جايي خواندم كه بررسيهاي يك جامعهشناس نشان ميداد برخي از مردم ايران دچار بيتفاوتي شدهاند و در انتظاري بيهوده براي رويدادن اتفاقي يا كمكي معجزهوار در زندگيشان ميگردند. از دلِ اين بيتفاوتي طبيعي است كه فرد از نقش اجتماعي، مهارت كسب كردن، ادامه تحصيل دادن و افزايش كار كم كند و رفتارهايي مانند مراقبتهاي شخصي را بهطور افراطي بروز دهد. توسعه انساني مفهوم جديدي نيست. از اواخر سال 90 ميلادي سازمان ملل شاخصهاي HDI را معرفي كرد. در اين شاخصها بحثِ آموزش، درآمد سرانه، توليد ناخالص داخلي و اميد به زندگي است. بنابراين از زاويه جهاني و مطابق با معيارهاي بينالمللي ما با چنين شاخصهايي روبهرو هستيم و سازمان ملل نيز هرساله گزارش توسعه انساني در كشورهاي مختلف را ارائه ميدهد. در حالي كه براساس آخرين گزارش توسعه انساني ملل متحد در سال 2014، مهمترين دغدغه فعالان حقوق بشر كار بياجر و مزد زنان خانهدار و همچنين توزيع ناعادلانه درآمدها ميان زنان و مردان است، ما در ايران در گير و دار بالا رفتن ميزان مراقبتهاي فردي و كمرنگ شدن فعاليتهاي اجتماعي مردممان هستيم.
زياد بودنِ مدت زمان مراقبت شخصي در ميان ايرانيان را اگر مانعي براي توسعه بدانيم بايد آن را به پارامترهاي روانشناختي مانند خلق و خوي ايرانيها مرتبط كنيم. قطعاً زمانِ زياد مراقبت شخصي ميتواند مانعي براي توسعه باشد. در دنياي امروز فعاليتهاي توليدي و نيز شركت در سپهر عمومي جامعه كه گاهي از آن تحت عنوان سرمايه اجتماعي ياد ميشود سنگ بناي تمدن و توسعه است. فراموش نكنيم كه بالارفتن آمار در اين زمينه تنها به مراقبتهاي فردي محدود نميشود بلكه رفته رفته همين قشر عظيم از يك جامعه در ورطههاي باطل ديگري بعد از مراقبتهاي شخصي مثل عملهاي جراحي زيبايي، خوشباشيهاي كاذب، پرسهزنيهاي بيهوده در فضاي مجازي ميافتند كه همه اينها با مفهوم توسعه در هر معنايي كه باشد مغايرت دارد. مراقبت شخصي يا بهطور كل فرايندي كه از آن تحت عنوان فردگرايي {individualism} ياد ميشود، ميتواند مانع توسعه قلمداد شود. ظهور طبقهاي در ايران با دغدغه خشنودي و رفاهِ فردي بهمعناي وجود داشتن يك مشكل در زمينه توسعه است. اگر فرض بر اين است كه مراقبت شخصي بخش زيادي از زندگي ايرانيهاست، ميتوان آن را عكسِ توسعه در نظر گرفت.
گرچه در امر توسعه بايد به فاعليت فرد و جدالش با ساختارهاي جامعه نيز توجه كرد بدين معنا كه توسعه فردي محملي براي فاعليت مردم است يا ميتواند باشد اما فردگرايي گواه نوعي فاعليت تهي و ابتر است كه به هيچ توليدي نميانجامد. بنده معتقدم كه در نهايت ساختار يعني علقههاي مشترك، پيوندهاي يك جامعه، انتزاعياتي مانند وجدان جمعي با توجه به خصلت اجتماعي بودن انسان هويتي را براي افراد دستوپا خواهند كرد و در نهايت ساختار بر عامليت برتري خواهد داشت. وجود بيتفاوتي در ميان مردم ايران در مقايسه با گذشته بسيار زياد شده است. از دلِ اين بيتفاوتي نيز رفتارهايي مانند مراقبتهاي شخصي بهطور افراطي بيرون خواهد آمد.
اول من، دوم من، سوم هم من پروانه صدوقي، كارشناس ارشد جامعهشناسي
طبيعي است كه وقتي ما ميبينيم اطرافمان كساني وجود دارند كه با بيشترين ميزان رسيدگي به خودشان جايگاه شغلي و اجتماعي بهتري كسب ميكنند پس ما هم رفتارهايي از خودمان بروز ميدهيم كه بتوانيم بهترينها را براي خودمان كسب كنيم اما در بررسيجامعهشناسي نكته اينجاست كه چه زمان مرز اين مراقبتهاي شخصي به افراط تبديل ميشود و اين تبديل شدن چه عوارض خطرناكي در پي دارد.
شايد اگر به يك شهروند معمولي بگوييد ميخواهيم در مورد مراقبتهاي شخصي مطلبي بنويسيم نظر شما چيست كلاً با شنيدن اين دو كلمه تعجب كند چه برسد به اينكه نظرداشته باشد، اما اهميت موضوع به اين مهمي را زماني ميتوان دريافت كه بدانيد سالانه بيش از 300 بيليون دلار در سراسر جهان صرف توليد محصولاتي ميشود كه در دو گروه بهداشت و آرايش مراقبت شخصي قرار ميگيرند!
كمك به ايجاد حس بهتر و ظاهري بهتر، آنچنان در ميان ما پررنگ بوده است كه توليدكنندگان بسياري درجهان با اين هدف توليد محصولات بهداشت فرديشان را نسبت به گذشته چند ده برابر كردهاند و همين موضوع نشاندهنده اهميت توجه به مراقبت شخصي است. قطعاً اگر به يك فرد عادي بگوييد كه آمارها نشان ميدهد هر ايراني در فصل تابستان بيش از 13 ساعت در روز خود را به مراقبت شخصي اختصاص داده است نظرخاصي نداشته باشد ميدانيد چرا؟ چون اين فرد از آمار عملكرد كلي هر ايراني خبر ندارد تا بتواند اين زمان را با ساير زمانهاي مفيد در روز ما مقايسه كند و نظر بدهد. بگذاريد واضحتر بگويم؛ براساس نتايج بررسي وضعيت گذران وقتي كه مركز آمار ايران در بازه زماني تابستان 94 ارائه داده كمترين زمان صرف شده در شبانه روز در ميان ايرانيان كار و فعاليتهاي شغلي ۲ ساعت و ۴۶ ثانيه و مراقبتهاي شخصي ۱۳ ساعت و ۳۹ دقيقه از شبانهروز افراد را شامل ميشود. در ادامه اين بررسي گفته شده هر ايراني در روز 2 ساعت و 16 دقيقه از زمان خود را صرف استفاده از رسانههاي جمعي ميكند و متوسط كمترين زمان صرف شده در شبانه روز مربوط به گروه فعاليت داوطلبانه و خيريه برابر با 2 دقيقه بوده است.
غمانگيزترين بخش اين آمار آنجاست كه درست زماني كه ميدانيم ميتوانيم كاري انجام دهيم كه سايرين از آن نفع ببرند تنها 2 دقيقه فعاليت ميكنيم و زماني كه قرار است در ازاي آن آورده مالي داشته باشيم تنها 2 ساعت زمان اختصاص ميدهيم اما زماني كه قرار است صرف مراقبتهاي شخصيمان كنيم بيش از 13 ساعت است و اينجاست كه منيت پررنگتر از هميشه بروز ميكند. نكته مهمتر اينكه در اين بررسي مركز آمار ايران كه نيمه دوم سال گذشته منتشر شده است (پس آمار قديمي نيست) نشان ميدهد كه تفاوتهايي ميان مردان و زنان در نحوه گذران زمانشان وجود دارد كه مربوط به همه مردان و زنان است و من مطمئن هستم در اين زمينه ملاكهاي تأثيرگذاري مانند تحصيلات، شاغل بودن و نبودن و... وجود دارد. مثلاً در اين دادهها آمده است كه در تابستان 94 در ميان شاغلان بعد از فعاليت نگهداري و مراقبت شخصي كه در هر نفر 13 ساعت و 39 دقيقه بوده است، متوسط بيشترين زمان صرف شده در شبانه روز مربوط به كار و فعاليتهاي شغلي با 7 ساعت و 8 دقيقه و كمترين زمان صرف شده مربوط به فعاليتهاي داوطلبانه و خيريه با 2 دقيقه است.
حالا ميخواهم يك مقايسه مهم كنم. زماني كه گفته شده در سال 94 و در فصل تابستان مردان شاغل 7 ساعت و 26 دقيقه و زنان شاغل 5 ساعت و 10 دقيقه از 24 ساعت خود را به كار و فعاليت شغلي پرداختهاند و در مقابل اختصاص 13 ساعت و 39 دقيقه به مراقبتهاي شخصي كه سهم زنان بيش از 70 درصد است، آيا فاجعه نيست؟
در نهايت اينكه آمارها نشان ميدهد گذران وقت در بين هر يك از طبقات جمعيت غيرفعال اقتصادي گوياي آن است كه متوسط بيشترين زمان صرف شده فارغ از شاغل بودن يا نبودن و ميزان تحصيلات مربوط به فعاليتهاي نگهداري و مراقبت شخصي است.
سبك زندگي ما در خطر استمهندس احسان شريفي، قائم مقام معاونت توسعه منابع انساني شهرداري تهران
آمار زمان خودمراقبتی در حالي منتشر ميشود كه مصداق بارزي است براي پي بردن به اين نكته كه نقش آموزش و يادگيري در يك روزِ ايرانيها بسيار كمرنگ است. با توجه به اين آمار معتقدم ادامه اين روند باعث ميشود كه سهمِ توسعه فردي در كشور صفر شود چون در حال حاضر اين سهم در مرز نزديك به صفر است.
من معتقدم نقش زياد نگهداري و مراقبت شخصي در زندگي ايرانيها يك معضل است. در اين زمينه من ايمان دارم كه بايد قبل از هر چيز سبك زندگي مردم را مورد بازبيني قرار داد، زيرا چنين سهمي پيامدهاي ناگواري در آينده خواهد داشت. ما نميتوانيم امروز به بهانه اينكه اين يك آمار جنسيتي يا اجتماعي است از زيربار تبعات آن شانه خالي كنيم. بايد بپذيريم كه اين آمار نشاندهنده تغييرات مهمي در زمينه سبك زندگي است چون اين آمار نشان ميدهد مطالعه، آموزش و ورزش در زندگي ٢٤ ساعته يك ايراني كمتر از ٣٠ دقيقه است در حاليكه بايد توجه كرد اگر در كشور هدفي براي دستيابي به توسعه وجود دارد بايد توسعه فردي هم در دستور كار قرار گيرد.
من ميگويم زمان آن رسيده كه با توجه به كارهايي كه ايرانيها در طول يك روز انجام ميدهند بايد ديد نقش توسعه در اين ميان كدام است. چه دلايلي منجر شده تا فعاليت روزانه ايرانيها بيش از همه به نگهداري و مراقبت شخصي بينجامد؟ اين تغيير سبك زندگي چه تأثيراتي در روند كار و فعاليت اجتماعي و آيندهنگري تكتك ايرانيها دارد. قطعاً آسيب اين تغيير رفتار بسيار زياد است و فكر هر ايراني بهجاي اينكه معطوف به مسائل مهمتر باشد به مسائل شخص محور و زائد محدود شده كه همين باعث ميشود رفتهرفته نسبت به مسائل مهم اجتماعي و پيرامونش بيتفاوت شود.
اين آمار نشان ميدهد هر مسئول و سازماني كه متولي آموزش سبك زندگي اسلامي و مطالبات رهبري در زمينه زندگي ايراني و اسلامي است بايد به فكر باشد و به خودش نهيبي بزند. وقتي بالا رفتن بازدهي كاري و زمان كار جزو مطالبات مهم رهبري است و زماني كه هميشه به نقش فعال اجتماعي و خانوادگي زنان تأكيد ميكنند چون معتقدند زنان محور تغييرات و آموزش خانواده هستند ما ميآييم و با كمال تأسف ميبينيم زنان ما بيشترين زمان روزانهشان را به فعاليتهاي مورد توجه بودن و بيهدف اختصاص ميدهند، پس بايد شوكه شويم.
آينهاي كه حذف نميشوداپيزود اول: انگار نه انگار محدثه دوستشه و داره براي كنكور امسال خودش رو ميكشه! محدثه راه به راه ميره كتاب ميخره حالا دختر من مدام فكره اينه كه كدوم مارك رژ جديد اومده يا كدوم كرم پودر خوب روي صورتش ميشينه.
حرفم ميزنم و اعتراض ميكنم انگار با كلماتش ميخواد بزنه توي دهنم. داد ميزنه كه مامان توي كار من دخالت نكن شايد تو بخواي شلخته باشي اما من اين تميزي رو دوست دارم. تميزي؟! كي اسم هزار و يك قلم آرايش كردن و مدام دنبال لباس و لوازم آرايش بودن رو ميذاره تميزي كه اين دوميش باشه؟!
اپيزود دوم: ساعت كاري براي همه هشت تعريف شده اما انگار اين خانمه همكاره ما تازه ساعت هشت اول رسيدن و پرداختنش به رفتارهاي صافكاري و نقاشي تخصصي زنانه است. همه صبح اول وقت كاري ميرسن دفتر از توي كيفشون ظرف غذا و يادداشت و موبايل و... درميارن اما اين خانم انگار كه تازه بايد آماده بشه بره عروسي از توي كيفش يك كيف دستي درمياره به چه بزرگي. از كرم پور شروع ميكنه و بعد از دو ساعت ميرسه فيكسور. آخر سر هم ادكلنش رو توي هوا پخش ميكنه و از توش رد ميشه! فقط اين نيست كه ! يكم كه ميگذره و بعد از چند بار تايپ كردن تازه حواسش ميره سمت ناخنهاش. كرم بزنه و سوهان بكشه و لاك ترميم كنه و... انگار نه انگار پول ميگيره كار كنه. خدا رحم كرده شغل ما طوري نيست كه ارباب رجوع داشته باشيم وگرنه كي ميتونست پيش چشم مراجعهكننده به اين خانم بگه سالن ميكاپت رو جمع كن؟! انگار كه دكتر براش تجويز كرده هر چند ساعت يكبار! ميره ناهار مياد باز شروع ميكنه عصر قبل از رفتن به خونه هم يكبار ديگه تكرار ميكنه. درست چند وجب اونورتر خانم همكارمون چند وقته از اول صبح تمام فكرش اين شده كه كارهاش رو زودتر انجام بده تا بعد از ساعت كاري بره منزل و درس بخونه، آخه كنكور ارشد داره.
اپيزود سوم: با عصبانيت صداش رو ميبره بالا و از توي آشپزخونه سعي ميكنه يادآوري كنه كه وظيفهاش نيست كه سر كار بره و مدام تكرار ميكنه كه روز خواستگاري هم دختر شاغلي نبوده تا من بپذيرم انتقادم اشتباه بوده. انگار خودش هم يادش رفته همين چند دقيقه قبل داشت با ذوق و شوق از رنگ موهاي دختر خالهاش و مانيكور و كاشت ناخن دختر عمهاش تعريف ميكرد. مگه من چي گفتم؟ كفر كه نگفتم. فقط تلاش كردم تا براش مرور كنم همه خانمهايي كه توي فاميل شاغل هستند مثل اون، اين همه وقت و هزينه رو صرف آرايش، مو و ناخن نميكنند اما انگار اشتباه كردم. هنوز يك ماه از عيد نگذشته از رنگ موي يكي خوشش اومده ميخواد بره موهاش رو دوباره رنگ كنه. هنوز از لاك ناخنهاش و ترميم ناخنش يك ماه نگذشته تصميم گرفته بره مدل ناخن دختر عمهاش رو اجرا كنه. از وقتي يادم مياد و با هم ازدواج كرديم وضع همين بوده و هرسال بدتر شده. من حالا ديگه باورم شده زن وقتي زياد وقت آزاد داشته باشه راهي پيدا ميكنه براي آتيش زدن به پول مرد.
خودم مهم هستم و لاغيردكتر علي بابازاده، روانشناس و تحليلگر رفتار
از نظر من اين آمارها از منظر جامعهشناسي وحشتناك و نگرانكننده است چون ميدانيم درصد زيادي از زنان و دختران ما بيش از آنكه بهفكر بهداشت خود در مقوله نگهداري شخصي باشند جزو استفادهكنندگان هميشگي لوازم آرايشي هستند. من به عنوان يك روانشناس و تحليلگر رفتار معتقدم اين آمارها دلايل روشني است براي بيان اينكه ما ايرانيها در حال ورود صددرصد به محدوده خودخواهي و خودپسندي هستيم.
يك انسان زماني كه شرايط آينده و موقعيت فعلي خودش را درك ميكند چندين راه را براي آينده زندگياش ترسيم ميكند. وقتي من به عنوان يك انسان اولويتم خانه خريدن و پيشرفت ماليام باشد طبيعي است كه اولويتم كارم باشد پس بيشتر كار ميكنم. تأييد اين هدف ميشود بازدهي كاري و زمان كاري من. اما در نمونه ديگر وقتي اولويت من درس خواندن باشد پس بايد زمان بيشتر من صرف مطالعه و تحصيل شود. اما وقتي ما ميبينيم كه آمارها نشان ميدهد ما اين روزها 13 ساعت را صرف خود و تنها 2 دقيقه را صرف رسيدگي به ديگران ميكنيم نشانه بدي است.