
توليد فرآيندي سخت و طاقتفرساست و در كشورهايي چون ايران كه توليد با موانع جدي و ريسكهاي فراواني چون واردات و بوروكراسي اداري پيچيده روبهرو است، توليد كردن از ساير كشورها سختتر است، اما در عين حال بايد به ياد داشت كه براي مقاومسازي اقتصاد ايران راهي جز تقويت توليدداخل نداريم، بدين ترتيب رفع موانع توليد و تسهيل اين فرآيند اقتصادي در شرايط كنوني كشور يك ضرورت اجتنابناپذير به شمار ميرود.
اگرچه ايران براي تقويت توليد ظرفيتهاي بينظيري را در مقايسه با دنيا دارا ميباشد، اما ساختار اقتصاد ايران طي بيش از نيم قرن اخير به گونهاي بوده است كه با فروش نفت و عايدي ارزي آن به واسطه واردات گسترده مايحتاج كشور تأمين شده و اگر توليدي هم در ايران شكل گرفته، در حد مونتاژكاري بوده است. هماكنون در شرايطي مجموع واردات رسمي و غيررسمي در ايران بين 50 تا 60 ميليارد دلار ارزيابي ميشود كه چنين حجمي از واردات در عين حالي كه كشور با بيكاري دو رقمي روبهرو است يك فاجعه به شمار ميرود اما در عين حال ميبينيم كه در شرايطي كه ايران در اثر تحريمها با افت منابع ارزي روبهرو شد اما باز هم خللي در روند واردات و همچنين قاچاق ايجاد نشد، بهطوري كه طي سالهاي اخير روند واردات و قاچاق شكل خطي خود را حفظ كرد.
در اين بين به جرئت ميتوان مدعي شد فقط ارزش كالاهاي مصرفي كه از مبادي رسمي (گمركات) و غيررسمي (قاچاق) به وارد كشور ميشود حدود 30 ميليارد دلار است كه هيچ توجيهی براي چنين وارداتي در كشور وجود ندارد.
چرا توليد در ايران پا نميگيردتوليد ايران طي نيم قرن اخير پيوسته با موانعي چون واردات و قاچاق، بوروكراسي و قوانين سخت و دست و پاگير وضع شده از سوي دولت، تأمين مالي و تسهيلات گران، قوانين سخت و دست و پاگير تأمين اجتماعي و قانون كار، بينظمي در نظام تعرفهگذاري كالا، تورم دو رقمي، تغيير پيوسته بهاي ارز، فساد و رانتخواني سيستماتيك در بازارها، ضعف مديران دولتي، سختي اخذ مجوزهاي لازم از مراجع مسئول و... روبهرو بوده است.
تولیدکننده یا رانت دارد یا دل شیردر شرايط كنوني هم كه دولت مدعي است بر مصائب نفت و دولتي بودن اقتصاد واقف است، باز ميبينیم ريسكهاي جدي توليد را تهديد ميكند، بهطوري كه توليدكنندگان در شرايط كنوني اقتصاد ايران يا از رانتهاي دولتي و سهم انحصاري از بازار مربوطه برخوردارند يا دل شير دارند زيرا در شرايطي كه ميتوانند با خروج از بخش توليد سرمايه خود را در بانكها سپرده كنند و سود بيش از 20درصدي در سال بگيرند، دارايي و سرمايه خود را در معرض انواع ريسكها قرار دادهاند.
بيپرده بايد عنوان داشت كه سرمايه در ايران امروز به دنبال توليد نيست و صرفاً سود را دنبال ميكند، زيرا اگر نگاهي به آمار بانك مركزي بيندازيم، متوجه ميشويم كه حجم انبوهي از نقدينگي موجود در اقتصاد در سپردههاي بلندمدت بانكها پارك شدهاند تا بدون هيچگونه ريسك و دردسري به شكل تضمين شده سالانه بيش از 20 درصد سود به دست ميآورند.
اما بايد توجه داشت كه امروز اقتصاد ايران به مرحلهاي رسيده است كه نميتوان آن را به شكل 50 سال اخير اداره كرد زيرا امكان دارد طي سالهاي آتي ديگر به منابعی كه در گذشته خرج اقتصاد ايران را داده است، به هر دليلي دسترسي نداشته باشيم و از اين گذشته علم اقتصاد به مرحلهاي از بلوغ رسيده است كه در دنياي كنوني اداره اقتصاد به شكل غلط گذشته صورت خوشي ندارد.
بدينترتيب همانطور كه حضرت آيتالله خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي روز گذشته به مسئولان درباره ضرورت مقاومسازي دروني اقتصاد و هدايت سرمايهها بهسمت توليد صنعتي و کشاورزي، رونق توليد و حل مشکل رکود تأكيد مجدد فرمودند بايد تمامي مسيرهاي سرمايه را به توليد منتهي كرد چراكه اگر دنبال سود و مقاومسازي اقتصاد ملي باشيم، ناگزير بايد به دل توليد بزنيم.