همه انسانها دوست دارند در مركز و توجه ديگران باشند. حال برخي از طريق پول خرج كردن، پوشيدن لباسهاي گرانقيمت، تحصيلات بالا يا شأن اجتماعي بالا و برخي ديگر از طريق جراحي گونه، بيني و...
اين روزها انجام عمل بوتاكس و بيني و گونه و چانه و... انگار جزو الزامات زندگي بعضيها شده است. سجاد علمرداني، روانشناس و مشاور خانواده در گفتوگو با ما در اين باره توضيح ميدهد.
عدم پذيرفته شدن
از عللي كه افراد را به سمت زيبايي مصنوعي و سپردن خود به دست جراحان سوق ميدهد، عدمپذيرفته شدن در بين همسالان يا جنس مخالف است. اين نگاه به فرهنگ اجتماعي و اتمسفر عمومي جامعه برميگردد كه براي ايجاد ارتباط و طريقه سرمايهگذاري رواني آموزشي داده نميشود. فرد مهارتي در حوزههاي ارتباطي ندارد و نميتواند به درستي با درون خود و ديگران پيوند ايجاد كند. در نتيجه به دنبال اهرم و لينكي راحت براي استحكام اين ارتباط است. زيبايي چيزي است كه به سادگي باعث ميشود در نگاه اول افراد جذب هم شوند (حال در اينجا جنبه اخلاقي آن مورد بحث نيست) و راحتترين ابزار براي آن است. پس ميتوان اين نتيجه را گرفت كه بررسي اين ارتباطات و روند شكلگيري آن و البته تغيير جو عمومي جامعه و تغيير ديدگاه در خصوص زيبايي و بهتر به نظر رسيدن و... ميتواند به حل اين مسئله كمك كند.
آمار جراحي در كشور بالاست
وقتي معيار زيبايي اعضاي بدن باشد، برخي خانمها يا آقايان براي ارتباط برقرار كردن با ديگران، سرمايهگذاري ارتباطي خود را در بخشهاي مختلف بدن انجام ميدهند و به همين دليل است كه آمار جراحي در كشور ما بالا رفته است، پس بررسي عميق اين مورد ميتواند به كاهش مسئله و حل آن در طولاني مدت بينجامد.
نقش منفي خانوادهها
خانوادهها از ديگر مؤلفههايي هستند كه باعث و باني اين مورد به حساب ميآيند چرا كه بسياري از خانوادهها در معيارهاي خود براي زيبايي در بخش صورت اهميت خاصي قائل هستند و نوجوانان و جوانان ناخودآگاه به اين سمت هدايت ميشوند. مخصوصاً دخترها اكثر اين موارد را شامل ميشوند. كمخوري عصبي هم از ديگر عوارض زياد ارزندهسازي خانوادهها در بخش صورت و اندام است، البته نبايد از بحث چشم و همچشمي هم اغماض كرد. گاهي وقتي يكي از دوستان روي صورت خودش عمل جراحي زيبايي انجام ميدهد، دوستان ديگر در اثر خودكمبيني و عزت نفس پايين ميخواهند شبيه كسي شوند كه در مركز توجه ديگران قرار گرفته است. آنها دوست دارند همه نگاهها را به خود جلب كنند.
تيپهاي شخصيتي كمالگرا و نمايشي
روانشناسان از دو نوع تيپ شخصيتي در اين بحث نام ميبرند كه هر دو شخصيت سعي دارند به نوعي به سمت زيبا شدن، كامل شدن و نمايش دادن خود به شكلي كه ميخواهند بروند.
اين دو تيپ شخصيتي، كمالگرا و نمايشي نام دارد كه دومي اختلال شخصيت نمايشي است ولي تيپ شخصيت كمالگرا اختلال به حساب نميآيد بلكه با توجه به شرايطي كه دارد منجر به اختلالاتي مثل تيپ وسواسي يا تيپ استرسي ميشود. اين تيپهاي شخصيتي را به وفور ميتوانيم در بين اطرافيان خودمان ببينيم. متأسفانه اين دو تيپ در خانمها درصد بيشتري به خود اختصاص ميدهد و باعث ميشود كه در اثر تقليد يا چشم و همچشمي اين مسئله به طرز گستردهاي افزايش پيدا كند.
بايد اذعان كرد كه معيارهاي جامعه اسلامي ما از طريق رسانهها، تبليغات و جرايد به سمت اين اختلالها سوق داده ميشود و چون همه قهرمانان يا شخصيتهاي محبوب در رسانهها زيبايي ظاهري كاذبي دارند باعث ميشود بيننده يا مخاطب همسانسازي كند و خود را شبيه قهرمان گرداند يا فكر كند كه اگر چهرهاش مثل آن فرد خيالي شود او نيز ميتواند به برخي موقعيتها برسد. همچنين وقتي در جامعهاي بخشي از شايستگي به زيبايي ظاهري گره ميخورد، نميتوان انتظار داشت افراد به اين موضوع بيتفاوت باشند.
سود اقتصادي پزشكان در عملهاي جراحي
نبايد فراموش كرد كه پزشكان زيبايي نيز به اين موضوع دامن ميزنند، چرا كه سود اقتصادي بالايي براي آنها دارد و از طريق تبليغات با استفاده از بخشي از جامعه كه براي جوانان الگو هستند دست به زيبايي ميزنند و به دنبال اين كار، قشر پيرو جامعه به صورت گسترده به اين سمت گرايش پيدا ميكند. در اين ميان برخي از اين آب گلآلود ماهي ميگيرند و نان شان در روغن زيبايي بيني ديگران است.
با توجه به اين مسائل بر مسئولان، برنامهريزان و متخصصان حوزه فرهنگي است تا در جهت شناخت بيشتر و حركت به سوي ناارزندهسازي اين مسائل و ارزندهسازي برخي ارزشهاي اسلامي تلاش كنند. بديهي است گام اول موفقيت در اين برنامه، شناخت عميق شرايط موجود و آموزش زندگي سالم به خانوادهها از طريق رسانههاي جمعي است. با برنامهريزي صحيح و دادن خدمات مشاورهاي مناسب و ايجاد فضاي حمايتي (اجتماعي و رواني) ميتوان شرايط را بهبود بخشيد.