روز گذشته روزنامههاي زنجيرهاي جريان مدعي اصلاحطلبي تلاش كردند سفر دوم اشتاين ماير وزير امور خارجه آلمان به كشورمان را اتفاقي بزرگ با دستاوردهايي مهم ارزيابي كنند، گويي كه با اينگونه سفرها مشكلات معيشتي و اقتصادي مردم مرتفع شده و همه وعدههاي دولتمردان رنگ تحقق به خود خواهد گرفت. اين در حالي است كه نخستين سفر آلمانيها به تهران حاوي هيچ دستاورد مشخصي نبوده و اگر نگاهي به سفرهاي ديگر كشورهاي اروپايي به ايران در زمان دولت يازدهم داشته باشيم، خواهيم ديد كه دستاوردي مبرهن نظير يك قرارداد مهم تجاري يا صنعتي با ايران به امضا نرسيده و به همين دليل نميتوان چشماندازي روشن براي اينگونه سفرها در نظر گرفت.
روزنامه قانون «آلمان سر رسيد» را با ذوقزدگي تمام تيتر كرده و سفر وزير امور خارجه اين كشور به خاك ايران را سرآغاز تحولي عظيم در روابط دو كشور و برخي ديگر از كشورهاي منطقه خوانده و مينويسد: «سفر وزيرخارجه آلمان به ايران هم براي ما و هم براي سياست منطقهاي اين كشور حائز اهميت است... در زمينه تغيير آرام سياست خارجي راهبردي آلمان اكنون نشانههاي متعددي از خروج آنها از پوسته حداقل شش دهه اخير مشاهده ميشود اما تا آنجا كه به جهتگيريهاي خاص برلين در خاورميانه عربي و خليجفارس مربوط ميشود(نگاهي كاملاً كلاسيك اما فراموش شده) سرعت گرفتن ديپلماسي آلمان و تلاش براي ايفاي نقشي كاملاً پررنگ در تحولات سياسي و امنيتي منطقه ديگر چيزي نيست كه كسي بخواهد آن را پنهان و انكار كند يا متحداني مثل فرانسه و بريتانيا با ناخشنودي نسبي بتوانند از سرعت آن بكاهند.»
اين روزنامه در ادامه نقش آلمان در مذاكرات هستهاي را سازنده توصيف میکند و مينويسد: «نحوه برخورد و توانايي تعجب برانگيزي كه ديپلماتهاي آلماني خصوصاً آقاي ماير در حل بحران پرونده اتمي ايران از خود نشان دادند از چشم ناظران سياسي پنهان نماند. منابع ديپلماتيك غربي و نيز وزارت خارجه ايران تأييد ميكنند طي ماههاي ژوئن و جولاي سال گذشته و در بحبوحه مذاكرات جامعه بينالمللي با ايران بر سر پرونده اتمي اين كشور، به قول آنها آقاي ماير نقش بسيار سازندهاي در مذاكرات وين ايفا كرد كه در نهايت گروه 5+1 و تهران را پس از چند ماه به نقطه مشتركي رساند. حداقل در آنچه ميتوانست واشنگتن و تهران را به عنوان دو طرف اصلي و نهايي مذاكرات با حسن نيت ديپلماتيكي به نقطه مشترك و قابل دفاعي برساند.» روزنامه آرمان رسانه وابسته به خانواده هاشميرفسنجاني هم اين سفر را با خوشبيني مطلق مقدمه ميانجيگري بين ايران و عربستان قلمداد كرده آن هم در حالي كه اين روزنامه بارها تنها ناجي ايران- عربستان را هاشميرفسنجاني معرفي كرده و از وي به عنوان پاياندهنده درگيريهاي بين دو كشور نام برده است.
اين روزنامه در گزارشي با تيتر «آلمان؛ كليد آشتي رياض و تهران؟» ادامه ميدهد: «تشديد اختلافات تهران و رياض بسياري از كشورهاي صاحب هژموني را نگران ساخته است تا آنجا كه پس از رويدادهاي اخير كشورهاي زيادي آمادگي خود را براي ميانجيگري ميان ايران و عربستان اعلام كردند اما تنشها ميان دو كشور آنقدر تشديد يافته كه بيشتر به پيچيدگي روابط ميان آن دو دامن زده و به نظر به دشواري ميتوان به عاديسازي روابط ميان تهران و رياض انديشيد، چراكه همواره نگراني در ميان بسياري از بازيگران ذينفع وجود داشته مبني بر اينكه مبادا اختلافات ايران و عربستان به عنوان دو بازيگر مهم و اثرگذار منطقهاي دستيابي به يك راهكار سياسي مطلوب به نفع همه گروههاي درگير است... از اين رو وزير امور خارجه آلمان با سفر خود به ايران با هدف آشتي تهران و رياض روز شنبه در نشست مقدماتي «كنفرانس امنيتي مونيخ» كه براي نخستين بار در تهران برگزار ميشود، شركت ميكند و پس از آن روز يكشنبه تهران را به مقصد رياض ترك ميكند.»
سابقه هزينهزاي ورود آلمانيها به ايران
در حالي روزنامه تجديدنظرطلبان طي ماههاي اخير تلاش كرده ايران را كانون رفت و آمد مقامات كشورهاي اروپايي با دستاوردهاي فراوان نشان دهد كه سابقه آمد و شد اروپايي به كشور چيزي جز سندسازي حقوق بشري عليه كشورمان در مجامع بينالمللي را نشان نميدهد. اواخر دي ماه 93 كلوديا روت نايب رئيس مجلس قانونگذاري آلمان طي سفري به تهران و در ديداري كه با محمدرضا عارف داشت سخنان قابلتأملي را به زبان ميآورد.
وي در اين ديدار ضمن دخالت آشكار در مسائل داخلي كشورمان ميگويد: من آمدهام تا يك سال مانده به انتخابات مجلس بدانم كه در سفر بعدي خود، شما از من در چه جايگاهي دعوت خواهيد كرد. روت در ادامه با اشاره به حوادث پس از انتخابات سال 88 تصريح كرد: ما در سال 2009 (88) شاهد حركتهايي در جامعه مدني ايران بوديم و نمودهاي آن را در جامعه شما ديديم كه دانشجويان و جوانان آزادي ميخواستند. وي ادامه ميدهد: پيامدهاي انتخابات 88 در جامعه ايران هنوز ادامه دارد و ما در ماههاي اخير حرفهايي را درباره رفع حصر و حرفهايي از اين قبيل شنيدهايم و به عقيده من حصر خانگي بايد برداشته شود و اگر اين اتفاق بيفتد، فكر ميكنم مردم رضايت بيشتري خواهند داشت و من اميدوار بودم اين حصر برداشته شود.
آقاي پناهي (از فعالان فتنه 88) فيلمساز مورد علاقه من است و او فيلمهاي زيبايي مانند آفسايد را درست كرده كه در آنجا به علاقه زنان ايران به فوتبال ميپردازد و به عقيده من اين حرف درستي است كه زنان بايد بتوانند به ورزشگاهها ورود كنند.
رفت و آمدهاي اروپاييها چه دستاوردي داشت؟
آذر ماه 92 بود كه هيئت پارلماني اروپا در سفارت يونان با نسرين ستوده و جعفر پناهي ديدار كرد و بعد از آن به انجام مصاحبههاي خاص با رسانههاي بيگانه پرداختند، كمتر كسي گمان ميكرد كه هدف از رايج شدن اينگونه رفت وآمدهاي ديپلماتيك به كشور، «مقدمهسازي براي فشار بينالمللي بر جمهوري اسلامي ايران اين بار با ابزار حقوق بشر» است؛ اقدامي كه جماعتي نشانهدار به كمك رسانههاي متعدد خود تلاش كردند خروجي آن را گشايش اقتصادي و سياسي عنوان كرده و افزايش تعامل با غرب را يك برد ديپلماتيك ثبت كنند.
بيانيه مداخلهجويانه وزارت خارجه امريكا
در زمستان سال 92 وزارت خارجه امريكا طي بيانيهاي مداخلهجويانه خواستار آزادي فوري سران فتنه در ايران شد: چهار سال از زماني ميگذرد كه دولت جمهوري اسلامي ايران، مقامات ارشد سابق ايران و نامزدهاي انتخابات رياستجمهوري2009 اين كشور به نامهاي «مهدي كروبي» و «ميرحسين موسوي» و همچنين «زهرا رهنورد» همسر موسوي را بدون آنكه رسماً آنها را به جرمي متهم كند، در بازداشت خانگي قرار داده است. در اين بيانيه تأكيد شد: ما به همراه جامعه بينالملل ادامه بازداشت و آزار اعضاي خانواده آنها را محكوم ميكنيم و خواستار آزادي هرچه سريعتر آنها هستيم. در ادامه بيانيه وزارت خارجه امريكا آمده است: قانون اساسي ايران، قوانين و تعهدات بينالمللي اين كشور، حقوق بشر شهروندان و آزادي بنيادين آنها را تضمين ميكند و اعلام ميكند كه هيچكس نبايد تحت بازداشت و دستگيري خودسرانه قرار بگيرد. امريكا از تمامي دولتها از جمله جمهوري اسلامي ايران ميخواهد كه به تعهدات بينالمللي خود احترام بگذارد و تمامي زندانيان در بازداشت خود را آزاد كند.
اشتون و سفري پرحاشيه به تهران
يكي ديگر از سفرهاي پرحاشيه ديپلماتيك غربيها به تهران كه با هدف دخالت در امور داخلي جمهوري اسلامي ايران و نهايتاً پروندهسازي عليه كشورمان در مجامع بينالمللي بود را بايد سفر كاترين اشتون در اسفندماه همان سال دانست.
مسئول وقت سياستخارجه اتحاديه اروپا در اين سفر با انجام ديدارهاي فشرده ديپلماتيك با مقامات ايراني به ديدار نرگس محمدي يكي ديگر از فعالان فتنه ميرود و در سخناني قابلتأمل به وي قول ميدهد كه مسئله حقوق بشر در ايران را به طور جدي دنبال كند. وي همچنين در اظهاراتي كه دخالت مستقيم در امور داخلي ايران بود، پس از بازگشت از ايران و در مصاحبه با BBC عنوان ميكند: «ما از ابتدا در طرح موضعمان در خصوص حقوق بشر در ايران خيلي صريح بودهايم.» اين رسانه انگليسي همچنين در اين زمينه مينويسد: «خانم اشتون كه پنج فعال زن ديگر را نيز در ابتداي سفر خود به تهران ملاقات كرده است، گفت: براي من به طور خاص خيلي مهم بود كه همزمان با روز جهاني زن از اين زنان بشنوم از نظر آنها چطور ميتوان شرايط را تغيير داد.»
همچنين وي در بيانيهاي كه در پايان سفر خود به تهران منتشر ميكند، با اشاره به ديدار خود با فعالان زن در ايران بيان ميكند: «كسي نبايد تعجب كند كه در سفر من تمركز زيادي بر موضوع حقوق بشر بود، با فعالان زن درباره شرايط زنان در ايران گفتوگو كردم؛ فعاليتهايي كه از روزنامهنگاري تا كمك به پناهندگان افغان، بخشهاي مختلف جامعه مدني را دربر ميگيرد.» مصداق ديگر مداخله بيشرمانه در امور داخلي ايران زماني است كه آقاي ظريف در سفر به لبنان بر سر مزار عماد مغنيه حاضر ميشود. با توجه به نمونههاي عنوان شده، سؤال اصلي اين است كه آيا چالشهاي ايران و عربستان به سادگي يك سفر قابل حل است يا آنكه ماهيت انقلاب اسلامي ايران با رژيم آلسعود در خلاف جهت يكديگر قرار داشته و با يك يا چند سفر ديپلماتيك قابل حل نيست، آيا اين نوع نگاه ذوقزدگي توأم با سادهانگاري مسائل مهم منطقهاي و بينالمللي را نشان نميدهد؟