اينكه چه كارايي دارد يا چه نگرشي در ذهن افراد نسبت به ما ايجاد ميكند هم اصلاً مهم نيست، فقط مهم اين است كه فرد به اصطلاح روي مد باشد. يكي از اين مدها كه در سالهاي اخير رواج پيدا كرده، تاتو يا همان خالكوبي در اصطلاح مردم است كه عمدتاً در بين جوانان طرفدار بيشتري دارد. اما اينكه چقدر اين مد با فرهنگ ما همخواني دارد مسئلهاي است كه قبل از انجام آن اصلاً به فكر كسي خطور نميكند هر چند همه كمابيش ميدانند كه فرهنگ ايراني با اينگونه كارها ميانهاي ندارد و در نظر مردم كار پسنديدهاي نيست ولي حاضر نيستند به آن فكر كنند و توجيهات مختلفي براي آن ميآورند، عباراتي همچون من براي مردم زندگي نميكنم، مهم اين است كه خودم ميبينم و لذت ميبرم، نظر مردم اهميتي ندارد، اين مسئله به كسي ارتباطي پيدا نميكند و... اما اگر عميقاً دلايل انجام اين كار را در آنها بررسي كنيد متوجه ميشويد كه حتي براي خوشايند خود نيز چنين كاري نميكنند صرف انگيزه آنها به انجام آن، مد بودن و پديده مدگرايي در اين افراد است به عبارتي ديگر اين افراد بدون آنكه خود آگاه باشند به اسارت مدها درآمدهاند و دستهاي پشت پرده اين مدها، مصداق زشت و زيبا را در ذهن اين افراد تعريف ميكنند.
مهمترين عامل مدگرايي در ميان كساني كه برهه نوجواني به جواني زندگي خود را ميگذرانند، دچار شدن به بحران هويت است. بحران هويت نوعي از خود بيگانگي است زيرا افراد در اين سن نه كوچك هستند كه بتوانند بدون چون و چرا نظر بزرگترها را بپذيرند و نه آنقدر بزرگ شدهاند كه بتوانند مستقل باشند. در اين زمان فرد دچار بحران هويت شده و اين پديده در افراد خودش را به اين شكل نشان ميدهد تا جايي كه در مدگرايي غرق ميشوند.
گروه همسالان نيز در ترويج مدگرايي بسيار موثر هستند. معمولاً افراد در سنين جواني و نوجواني بيش از آنكه تحت تأثير خانواده باشند، از دوستان، اطرافيان و همسالان خود تأثير ميپذيرند. در سالهاي اخير تكنولوژي نوين نيز به اين مسئله دامن زده است. شبكههاي اجتماعي، اينترنت و بهويژه ماهواره همگي باعث شدهاند كه تأثيرپذيري نوجوانان از خانوادهها كمتر شود و افراد بيش از پيش با هم فاصله بگيرند. در برخي خانوادههاي امروزي تنها نقطه مشتركشان، زندگي زير يك سقف است و اعضاي خانواده هيچ نگرش مشتركي با هم ندارند.
در برخي خانوادهها، حتي بزرگترها هم تحت تأثير زندگيهاي غربي كه ماهوارهها در فيلمها و سريالها آن را تبليغ ميكنند، قرار گرفتهاند و پدر و مادرها ناخودآگاه خود را جاي نقش اول فيلم ميگذارند. وقتي شرايط اينگونه است، جوانترها كه ديگر جاي خود دارند.
اين شبكهها به نوعي در حال تغيير ارزشهاي جامعه ما هستند. اگر دقت كرده باشيد در ميان بسياري از خانوادهها ديگر برگزاري ميهماني به روشي كه همواره ميان ايرانيان رايج بوده است و پذيرايي از ميهمانان با غذاهاي سنتي جايگاهي ندارد و آنها فستفودها و پذيرايي در رستوران را ترجيح ميدهند.
از شناخت فرهنگ خودمان غفلت كردهايم
بدون شك برتري فرهنگ و تمدن
ايراني - اسلامي نه تنها براي ايرانيان، كه بر كشورهاي بيگانه كه ارزشهايشان جايگزين ارزشهاي ما ميشود نيز پوشيده نيست. پرسش اينجاست كه پس چطور اين ارزشها بهسادگي تغيير ميكند؟
مهم آن است كه از آن پيشينه فرهنگ و تمدن چقدر ميدانيم. خيلي از ما همه آن تمدن را با نشان ندادن، عدم مطالعه و... به فراموشي سپردهايم.
جوان ايراني از فرهنگ، سنت و تاريخ ايران چه ميداند؟ از آئينهاي مذهبيمان و فلسفه برگزاري آنها چه ميداند؟ در حالي كه در بسياري از همين كشورها كودكان سه، چهار ساله كاملاً نسبت به آئينهاي سنتيشان آگاهند و به خوبي ميتوانند آنها را براي شما شرح دهند.
طبيعي است كه وقتي دچار ضعف فرهنگ و سنت در جامعه ميشويم به تبع آن ارزشهايمان عوض ميشود. در اين زمان است كه اين خلأ را بسياري از افراد با گرايش به مدهاي عجيب و غريب پر ميكنند.
اما حتي كساني كه از اين مدها پيروي كرده و نوع پوشش يا آرايش مو و... ليدرهاي گروههاي مختلف غربي را انتخاب ميكنند، آنها را هم به خوبي نميشناسند و از اهدافشان براي اين نوع پوشش يا آرايششان آگاهي ندارند.
مثلاً خالكوبي در غرب ابتدا مشخصه همجنسبازان بود. آنها با اين نوع آرايش در حقيقت خود را از ديگر افراد جامعه جدا كرده و شناخته ميشدند. اما بسياري از جوانان يا نوجوانان عمدتاً در كشورهاي در حال توسعه كه به اين كار روي ميآورند بدون آنكه تحقيقي دراين مورد انجام دهند و به علل آن پي ببرند از آنها تقليد ميكنند.
جايگزينهاي مناسب را پيدا كنيم
به رغم آنچه گفته شد، اما بعضي مواقع با وجود آنكه آگاهي كافي از حقيقت اين مدها به جوانان ميدهيم باز هم بر انجام آن اصرار دارند. گاهي افراد از روي عناد و لجاجت به اين قبيل كارها روي ميآورند و تلاش دارند با خارج شدن از عرف، سنت، فرهنگ و قانون اعتراض خود را نسبت به آن نشان دهند كه اين يك مسئله ديگر است.
اما در مورد آگاهيبخشي بايد گفت كه كار مقطعي در اين خصوص موثر نخواهد بود و اگر ميخواهيم اقدام تأثيرگذاري انجام دهيم لازم است به طور مستمر و به روشهاي گوناگون به آموزش و آگاهيبخشي به خانوادهها، جوانان و نوجوانان در اين زمينه بپردازيم و ارزشهاي فرهنگ بومي را براي جوانان ترسيم كنيم.
ضمن آنكه در مورد جوانان بايد دقت داشته باشيم در مقابل آنچه آنها را به دوري و اجتناب از آن ميخوانيم، جايگزين مناسبي داشته باشيم. ايجاد يك فضاي عمومي مناسب براي ورزش و ايجاد نشاط در آنان يكي از بهترين راههاست اما واقعاً شرايط آن در جامعه ما چقدر براي جوانان مهياست؟!
انرژي زياد جوانان و تمايل به ديده شدن يكي از علل روي آوردن نوجوانان و جوانان به مدهاي عجيب است. ورزش يكي از بهترين روشها براي برطرف شدن نياز نوجوانان و جوانان است كه اگر شرايط آن براي همه آنها با هر سطح درآمد خانواده فراهم شود، اين قبيل مسائل كاهش چشمگيري خواهد يافت.
*
عضو هيئت علمي
دانشگاه آزاد واحد مركزي