کد خبر: 768620
تاریخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۲:۱۵
تكاپوي سياسي «مسجد لرزاده تهران» از شروع نهضت تا پيروزي انقلاب اسلامي
پيشينه سياسي مسجد لرزاده تهران، به دوران امامت جماعت مرحوم آيت‌الله حاج شيخ علي‌اكبر برهان باز‌مي‌گردد...
احمدرضا صدري
پيشينه سياسي مسجد لرزاده تهران، به دوران امامت جماعت مرحوم آيت‌الله حاج شيخ علي‌اكبر برهان باز‌مي‌گردد. اين عالم مجاهد، علاوه بر آنكه بر دخالت‌هاي نامشروع رژيم پهلوي در مسائل ديني جامعه به شدت حساس بود، از دوستان صميمي شهيد سيد مجتبي نواب صفوي نيز به شمار مي‌رفت. اين مسجد نامدار پايتخت پس از درگذشت آيت‌الله برهان و به‌ويژه با آغاز نهضت اسلامي، يكي از كانون‌هاي مبارزات انقلاب بود كه وصفي از فعاليت‌هاي آن در پي مي‌آيد.

در سال ۱۳۴۲ مبارزه امام خميني با دستگاه حاكميت وارد عرصه جديدي شد و آشكارا حكومت پهلوي را به مبارزه طلبيد. پس از ماجراي رفراندوم و رأي‌گيري درباره لوايح شش‌گانه انقلاب سفيد، چون ايام عيد نوروز نزديك مي‌شد و هر ساله بسياري از مردم مسلمان براي زيارت حضرت معصومه(س) به شهر مذهبي قم مي‌آمدند، روحانيان تصميم گرفتند به علت تقارن عيد نوروز با شهادت امام جعفر صادق(ع) و مسائل ضد اسلامي حكومت، عيد آن سال را عزاي عمومي اعلام كنند. به دنبال آن مجالس ترحيم بسياري در نقاط مختلف كشور برگزار شد.


همه ساله به مناسبت شهادت امام صادق(ع) مجالس عزاداري توسط علماي اعلام برگزار مي‌شد. در اين سال هم طبق اعلان قبلي قرار شد مجلسي مورخ 2/1/1342در ساعت ۴ بعدازظهر در مدرسه فيضيه برگزار شود. رفت و آمد مأموران نشان‌دهنده يك حادثه بزرگ بود. ساواك تصميم داشت اين جلسه را برهم بزند، لذا طبق برنامه، عده‌اي كماندو با لباس كشاورزان چاقو و چوب به دست، به وسيله چند دستگاه اتوبوس شركت واحد از تهران وارد قم و هنگام برگزاري مراسم ناگهان وارد مدرسه شدند و ضمن سر دادن شعارهايي به طرفداري از شاه و حكومت، مجلس را برهم زدند و باعث نوعي درگيري شدند. در اين زمان كماندوهاي حكومت كه در بيرون از مدرسه تجمع كرده بودند، وارد مدرسه شدند و به مجروح ساختن و كشتار روحانيان پرداختند. سپس كتاب‌ها و لوازم آنها را آوردند و در وسط حياط آتش زدند. فرداي آن روز نيز عده‌اي ديگر، دو‌باره به مدرسه حمله و با مجروح كردن شمار ديگري از طلبه‌ها و تخريب قسمت‌هاي ديگر مجدداً به علما اهانت كردند.(۱)


با وقوع حادثه فيضيه، امام خميني روش آشتي‌ناپذيري را در پيش گرفت. امام با شجاعت وصف‌ناپذيري به اطرافيان و پيروان خود درس ايستادگي و شجاعت را عملاً آموخت. به علاوه ايشان پس از اطلاع از حادثه فيضيه بسيار متأثر شدند و اظهار كردند: «اينها با ما كار دارند و من هم با اينها كار دارم، چرا به مردم و مدرسه حمله مي‌كنند، چرا مجلس سوگواري امام صادق(ع) را بر هم مي‌زنند، چرا مردم بي‌گناه و طلاب را مي‌كشند.» (۲)


همچنين امام خميني(ره) در مورد اقدامات حكومت، اعلاميه‌هاي «شاه‌دوستي، يعني غارتگري» را انتشار داد. همچنين در آستانه محرم سال ۱۳۶۲ق فتواي تاريخي خود را صادر كرد: «تقيه حرام و اظهار حقايق واجب ولو بلغ ما بلغ.»


فتواي امام خيلي زود در كشور پخش شد و زيان‌هاي حكومت شاه را كه متوجه اساس اسلام و استقلال كشور بود، براي مردم بازگو كرد. محرم سال ۱۳۴۲ با سال‌هاي پيش از آن متفاوت بود و به‌رغم اينكه در اين سال حكومت سخنرانان را محدود كرده بود، واعظان و سخنرانان با رهنمود و هدايت رهبر خود، ضمن روضه‌خواني و برپايي عزاداري امام حسين(ع) با الهام از قيام كربلا به منابر خود رنگ سياسي مي‌دادند و مردم را در مبارزه با حكومت بيش از پيش آگاه مي‌كردند.

مسجد لرزاده، كانوني براي تجمعات سياسي



مسجد لرزاده از همان آغاز فعاليت تا سال ۱۳۴۲ يكي از كانون‌هاي نشر حقايق اسلامي و مبارزه عليه حكومت پهلوي بود. چنانكه جلسات جمعيت فدائيان اسلام، گروه شيعيان و بعضي از هيئت‌هاي مذهبي مانند هيئت جعفري، كه صبغه سياسي نيز داشتند، در اين مسجد تشكيل مي‌شد.  قبل از حوادث ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ نيز مسجد لرزاده مركز تجمع مردم جنوب تهران بود. حاج احمد قديريان با اشاره به اين حادثه در مورد تجمع مردم جنوب شهر قبل از حوادث ۱۵ خرداد چنين مي‌گويد: «ما از روزهاي قبل از ۱۵ خرداد آمادگي آن را داشتيم. مرحوم حاج مهدي عراقي، ميدان سبزي‌فروشي را آماده كرده بود. ما هم در بازار آماده بوديم، بچه‌ها جمع شدند و قرار گذاشتند براي اينكه ساواك را منحرف كنند، محل تجمع را مسجد لرزاده اعلام كنند و بعد در مسجد حاج ابوالفتح جمع شوند. بالاخره در مسجد حاج ابوالفتح جمع شدند، ولي درِ مسجد با زنجير بسته بود. زنجير را شكستند و وارد مسجد شدند. آقاي عراقي و ديگران نيز بودند و جمعيت زياد شد و از مسجد ابوالفتح بيرون رفتند.»(۳)


سخنراني عاشوراي حضرت امام خميني كه ضربه محكمي به حكومت پهلوي محسوب مي‌شد، سرانجام به دستگيري ايشان انجاميد. به دنبال دستگيري ايشان باز انقلابيون آرام ننشستند و در قم، تهران و شهرهاي ديگر در ۱۵ خرداد آن سال تظاهرات بسيار مهمي انجام دادند. اگرچه نيروهاي كماندو و پليس حكومت با خشونت به سركوبي اين قيام پرداختند، اما اين شعله فروزان هرگز خاموش نشد و در روزهاي بعد از آن نيز اثراتش وجود داشت و در مراكز مهم و اجتماعات مردمي اعتراض‌هايي صورت مي‌گرفت. امام پس از آزادي، از مواضع اصولي خود در قبال حكومت دست برنداشت و پس از تصويب لايحه كاپيتولاسيون، با مصونيت قضايي نظاميان امريكايي در ايران مخالفت كرد و به سختي بر حكومت تاخت و سخنراني‌هاي تندي را ايراد كرد كه سرانجام به تبعيد وي از كشور انجاميد.


مقارن شروع نهضت انقلابي مردم ايران، مسجد لرزاده كه فعاليت خود را از سال‌هاي قبل آغاز كرده بود، پس از يك دهه خاموشي (۱۳۳۲ تا ۱۳۴۲) دوباره پا به عرصه فعاليت نهاد. شرايط سياسي موجود زمينه كافي را براي ايجاد حركت و فعاليت مذهبي ـ سياسي در مسجد مهيا كرد. از اين زمان مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمين محمدتقي فلسفي (۴)، مسجد لرزاده را به عنوان پايگاه سخنراني‌هاي مذهبي ـ سياسي خود برگزيد و به آن جان تازه‌اي بخشيد. در يكي از گزارش‌هاي ساواك، سخنان مرحوم فلسفي اينگونه تشريح شده است: «از ساعت ۲۱ الي ۲۲:۳۰ [محمدتقي فلسفي] منبر رفت. ابتدا درباره آيات مذهبي صحبت و سپس بياناتي به اين مضمون ايراد كرد كه قانون بايد روي اقامه عدل باشد. روزي هارون‌الرشيد آمد برود مردم فرار كردند و بهلول روي زمين خوابيده بود. هارون‌الرشيد به بهلول گفت: «مرا مي‌شناسي؟» گفت: «بلي مي‌شناسم كه چه آدم بدبختي هستي.» هارون گفت:‌«براي چه بدبخت هستم؟» بهلول گفت: «براي اينكه در شرق باشي و در مغرب ظالمي در حق مظلومي ظلم بكند تو مسئول هستي.» يك كاغذ از [جيب] بغل خود بيرون آورد و گفت: «اين ماده را براي شما مي‌خوانم. آقايان، مطابق ماده ۹۶۰ قانون مدني هيچ‌كس نمي‌تواند از كسي سلب حرمت كند. اگر اين قانون را در امريكا و اروپا ببرند، همه آنها به اين قانون درود مي‌فرستند، اما اين قانون در مملكت ايران يعني جبر كشيدن و زجر بردن. بايد مردم آزادي داشته باشند تا كاسب و تاجر بتوانند با خيال راحت كسب كنند. مردم به روحانيت ايمان و علاقه دارند. نمي‌توانيم حرف خود را بالاي منبر بزنيم. به خدا قسم منبر براي من زندان است، اگر مسئوليت ديني نداشته باشم، اصلاً بالاي منبر نمي‌روم و اگر مردم آزادي داشته باشند، مي‌توانند كاسبي كنند و بايد بين دولت و ملت رابطه دوستي برقرار باشد. دولت به مردم احتياج دارد نه مردم به دولت. مردم هستند كه دولت هست و [اگر] آزادي به مردم بدهد، مردم هم به دولت علاقه پيدا مي‌كنند.»(۵)

در آغاز اين سخنراني، مرحوم فلسفي با بيان داستاني از هارون‌الرشيد به صورت كنايه حكومت پهلوي را زير سؤال برد و در ادامه با توجه به قوانين مدني حكومت را بازخواست و مستقيماً از دولت انتقاد كرد.


گزارش ساواك از سخنراني روشنگر فلسفي در مسجد لرزاده



ساواك گزارش شفاف و صريح ديگري از سخنراني وي در مسجد لرزاده مورخ 5/۱۱/1342 به شرح زير آورده است: «‌[وي] ضمن سخنان خود گفت: دولت بايد به مردم آزادي بدهد و به مردم التماس كند كه از او انتقاد كنند. اگر چنين دولتي باشد، مردم هم سعادتمند مي‌شوند، در غير اين صورت مردم به بدبختي و نابودي كشيده خواهد شد. دنياي امروز ديگر اين اجازه را نمي‌دهد كه يك نفر بيايد و بگويد مردم بايد از هر چه من مي‌گويم اطاعت كنند و كسي حق ندارد از خود اظهارنظر بكند.»(۶)


در اين سخنراني مرحوم محمدتقي فلسفي به‌طور صريح از حكومت مي‌خواهد به مردم آزادي انتقاد از خود را بدهد و در ادامه هشدار مي‌دهد كه در غير اين صورت مردم به نابودي كشيده خواهند شد. سخنان صريح وي باعث شد عده زيادي از مردم جنوب تهران براي شنيدن سخنانش در مسجد لرزاده تجمع كنند. غلامحسين محمدي در مورد جلسات فلسفي در اين مسجد چنين مي‌گويد: «نظير فلسفي به اين زودي‌ها پيدا نمي‌شود. وقتي منبر مي‌رفت نگاهي به مردم مي‌كرد و پي مي‌برد چه لازم دارند و آن را بيان مي‌كرد. بسيار تيزبين بود و خوب مي‌دانست.»(۷)


سخنراني‌هاي شيخ علي اصغر مرواريد در مسجد لرزاده


با فضاي سياسي‌اي كه سخنان مرحوم فلسفي در مسجد لرزاده ايجاد كرده بود، پاي گروه‌هاي مختلف سياسي همچون جبهه ملي و ديگران به مسجد باز شد. بسياري از اعضاي اين جبهه در سال ۱۳۴۳ به مسجد رفت و آمد مي‌كردند. در اين ميان مي‌توان به علي خليليان(۸) اشاره كرد كه همكاري نزديكي با اللهيار صالح و داريوش فروهر داشت. علي خليليان در رمضان سال ۱۳۴۳ براي بار دوم توسط ساواك در مسجد دستگير و به چهار ماه حبس محكوم شد.(۹)

در بين سال‌هاي 1346ـ 1345 مسجد لرزاده مركز سخنراني شيخ علي‌اصغر مرواريد يكي از بلندآوازه‌ترين سخنران‌هاي تهران شد. حضور ايشان سبب شد نيروهاي جنبش به‌طور گسترده در مسجد تجمع كنند. عبدالمجيد معاديخواه در مورد جلسات سخنراني وي در مسجد لرزاده مي‌گويد: «در آن روزها علي‌اصغر مرواريد آوازه‌اي داشت. او در همان سال در تهران اقامت گزيد و در ميدان خراسان در خانه‌اي استيجاري اقامت مي‌كرد. اگر از او در آن سال به عنوان بلندآوازه‌ترين سخنران ياد كنم قلم را به گزافه نرانده‌ام. در هر شب و روز پنج سخنراني داشت كه در هريك از آنها جمع انبوهي به گفتارش گوش مي‌سپردند. نمونه‌اي را كه به‌‌طور ويژه يادآور مي‌شوم، مسجد لرزاده است. بسياري از شب‌ها در مسجد لرزاده تماشاگر صحنه‌اي بودم كه اينك ترسيم آن [را] براي نسل كنوني دشوار مي‌پندارم نه تنها به سبب انبوهي شمار حاضران، كه در شبستان آن مسجد به اصطلاح رايج در فرهنگ كوچه جاي سوزن‌انداز [انداختن] نبود.»(۱۰)

سخنان شيخ علي‌اصغر مرواريد در مسجد لرزاده توجه پليس تهران را به خود جلب كرده بود، چنانكه پليس در گزارشي به اداره اطلاعات شهرباني آورده است: «ساعت ۲۰ روز 12/9/46 شيخ علي‌اصغر مرواريد در خيابان خراسان در مسجد لرزاده درباره مسائل ديني و مذهبي صحبت كرد.»(۱۱)

از سال ۱۳۴۶ تا سال ۱۳۵۰ براي مدتي مسجد نو كه در نزديكي مسجد لرزاده قرار داشت، مركز مبارزان انقلابي شد. شيخ جواد انصاري فومني، امام جماعت مسجد علناً در سخنراني‌هاي خود به شاه ناسزا مي‌گفت و با اين كار توانسته بود به اسوه فعالان سياسي در بين مبارزان تبديل شود. (۱۲)


مسجد لرزاده دردوران امامت آيت‌الله عميد زنجاني



پس از فوت شيخ جواد فومني و ورود مرحوم آيت‌الله عباسعلي عميد زنجاني(۱۳) به مسجد لرزاده، اين مسجد دوباره مركزيت خود را در مبارزات انقلابي عليه حكومت پهلوي بازيافت. دردوران امامت آيت‌الله عميد، اين مسجد به صورت پايگاهي براي تبليغ مستقيم و غير مستقيم معارف انقلابي درآمد و البته اينگونه فعاليت‌ها، حساسيت ساواك را برانگيخت. نگاهي بر پرونده قطور فعاليت‌هاي مسجد در اين دوره در ساواك، نشان مي‌دهد كه اين نهاد امنيتي تا چه حد به كنترل فعاليت‌هاي آيت‌الله عميد زنجاني و مرتبطان به وي اقدام كرده و درصدد يافتن عناصر فعال و محرك در اين‌باره بوده است. تلاش‌هاي انقلابي مسجد لرزاده تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه يافت. پس از پيروزي انقلاب نيز اين مسجد، محل استقرار يكي از فعال‌ترين كميته‌هاي انقلاب اسلامي بود و تلاش‌هاي آن تا مدت‌هاي مديد، به ارتقاي امنيت اين منطقه مي‌انجاميد.


پي‌نوشت‌ها در دفتر سرويس تاريخ موجودند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها