
تلخي اين شكست و حسرتي كه حالا 44 ساله شده، اما ديگر خيلي تلخ و گزنده نيست. گويي كه اين ناكاميها و شكستها براي فوتبال ايران و حتي هوادارانش كمكم عادي و تكراري شده است؛ ناكاميهايي كه يكي پس از ديگري تكرار ميشود بيآنكه تلاشي براي ايجاد سدي مقابل آن انجام شود. در مقابل حتي شاهد تبريك فدراسيون هم هستيم؛ تشكر بابت باختي كه حسرت المپيك را 44 ساله كرد.
اما برخلاف انتظار بازتاب حذف تكراري تيم ملي فوتبال اميد ايران از رقابتهاي انتخابي المپيك از سوي رسانههاي آسيايي منفي نيست و نمايش اين تيم با تحسين مواجه ميشود؛ تيمي كه محمد خاكپور سرمربي آن تمامي تقصيرات را به گردن ميگيرد و حرفي جز عذرخواهي ندارد: «شب غمانگيزي بود. شاگردانم تمام توان خود را گذاشتند، اما به دليل دانش كم من بود كه باختيم. مسئوليت اين باخت قطعاً بر دوش من است و نه بازيكنانم. به هيچ وجه دنبال بهانه و توجيه نيستم. خيلي تلاش كرديم، اما نتوانستيم به رغم برتري، از موقعيتها استفاده كنيم و خستگي باعث از بين رفتن تمركز بازيكنان شد، اما اين نه پايان زندگي است، نه اولين و آخرين باخت ملي. اين بازيكنان قطعاً ستارگان آينده فوتبال ايران هستند و از آنها در آينده بيشتر خواهيم شنيد. با اين وجود از مردم ايران عذرخواهي ميكنم و اگر باختيم، قطعاً به خاطر دانش كم من بود كه نتوانستم آن را به تيم منتقل و به لحاظ تاكتيكي به تيمم كمك كنم.»
مايلي كهن، مديرفني تيم اميد، اما برخلاف خاكپور مثل هميشه عوامل بيروني را در اين ناكامي دخيل ميداند و باز هم پاي تيم ملي و كرش را به ميان ميكشد: «بررسي كنيد عربستان و تايلند چرا حذف شدند. ما چقدر براي تيم هزينه كرديم، آنها چقدر؟ چرا تيم ملي بزرگسالان ما در جام ملتها نتوانست نتيجه بگيرد؟ چرا تيم ملي اميد پررنگ ميشود؟درست است كه به المپيك نرفتيم، اما يادمان باشد يكسري جوان شايسته به فوتبال كشور اضافه شدند؛ بازيكناني كه قبل از حضور در تيم اميد شناخته شده نبودند و اكثراً در باشگاههايشان هم بازي نميكردند! شايد عوامل زيادي در اين باخت دخيل باشد، ولي ديگر باخته و حذف شدهايم و نميشود چيزي بگوييم. بايد از مردم عذرخواهي كنيم كه پيروز نشديم و به المپيك نرسيديم.»
كاشاني، مدير تيم اميد هم بابت اين باخت و ناكامي و به دليل راه نيافتن به المپيك از مردم عذرخواهي ميكند، اما واكنش وزارت ورزشيها به اين مسئله بسيار جالب است؛ واكنشي كه از سوي سجادي، معاون ورزش حرفهاي و قهرماني وزارت ورزش و جوانان مطرح ميشود و اين گونه به نظر ميرسد كه بهانه خوبي است براي تسويهحساب وزارت و فدراسيون فوتبال: «مسئوليت شكست تيمهاي ورزشي با فدراسيونهاي آنها است و در مورد حذف تيم ملي فوتبال اميد هم فدراسيون فوتبال مسئول است و بايد پاسخگو باشد. البته با توجه به اينكه تيم اميد بوده و كميته ملي المپيك نيز در اين زمينه همكاري داشته است، آنها نيز ميتوانند اظهارنظر كنند. همه مسائل درباره تيم فوتبال اميد به فدراسيون فوتبال بر ميگردد. البته معتقد هستم كه اين تيم طي ماههاي قبل اردوهاي خوبي داشت و بازيكنان و مربيان آنها زحمات زيادي كشيدند و بازي خوبي را در 90 دقيقه مقابل ژاپن انجام دادند، اما فوتبال است و اين اتفاقات.»
كفاشيان مثل هميشه مهر سكوت بر لب زده است. اما جواب دادن يا سكوت او چه تفاوتي دارد وقتي ديگر كار از كار گذشته است. امروز دست پيش گرفتنها هم ديگر فايدهاي ندارد؛ چراكه ديگر زمان پذيرش اشتباه هم گذشته. وزارت فدراسيون را مقصر ميداند و پاي كميته ملي المپيك را هم به ميان ميآورد، اما اين بازخواستهايي كه تجربه نشان داده هيچ نتيجهاي هم در پي ندارد، چه سودي خواهد داشت وقتي كه كار از كار گذشته است. امروز دايه مهربانتر از مادر شدن هم سودي ندارد؛ چراكه آن زمان كه بايد، نه وزارت، نه فدراسيون و نه حتي كميته ملي المپيك گوش شنوايي نداشت براي پذيرفتن اشتباهات يا قبول انتقادات. حالا هم كه زمان قبول آن گذشته و پذيرفتن آن فقط ژستي خواهد بود براي بيرون كشيدن خود از جمع مقصران اين ناكامي بزرگ.