
جان كري وزير امور خارجه امريكا در حاشيه مجمع جهاني اقتصاد در داووس سوئيس از تنزل جايگاه داعش در عراق و سوريه تا پايان سال جاري ميلادي خبر داد، اين در حالي است كه تا چند ماه پيش اغلب مقامات امريكايي بر طولاني بودن جنگ با داعش تأكيد ميكردند. حال نخستين سؤالي كه در اين زمينه مطرح ميشود اين است كه چه عواملي موجب شده است اظهارات مقامات امريكايي در خصوص چشمانداز موقعيت داعش تغيير يابد و به نوعي از مديريت چالش داعش به سمت شكست اين سازمان سخن بگويند. شايد بتوان گفت سياست امريكا از مديريت داعش به سمت شكست يا حداقل مهار آن تغيير يابد. به چند عامل و متغير ميتوان در اين زمينه ميتوان اشاره كرد:
نخست اينكه امريكا از زماني به طور جدي در امر مبارزه با داعش وارد عمل شد كه روسيه به جنگ داعش در سوريه وارد عمل شد و مواضع اين گروه را به همراه برخي ديگر از گروههاي تكفيري مورد حملات شديد قرار داد و در عين حال مركز هماهنگي اطلاعاتي مشترك با مشاركت ايران، عراق و سوريه در عراق تشكيل شد و مسئوليت شناسايي مواضع تروريستها را برعهده گرفت. اتخاذ چنين رويكردي باعث شد جنگ با داعش صورت جدي به خود بگيرد و در عين حال ابتكار عمل جنگ بهدست روسيه و متحدان منتطقهاي اين كشور بيفتد. در چنين وضعيتي براي اينكه امريكا و متحدان منطقهاياش از قافله مبارزه با داعش عقب نمانند، تحركات خود را افزايش دادند و در اين راستا امريكا كوشيد سهم و نقش خود را در اين مبارزه پررنگ نشان دهد تا زمينه را براي بهرهبرداريهاي خود در مرحله بعد از داعش فراهم كند.
دوم اينكه به نظر ميرسد داعش پا را از گليم خود بيرون گذاشت و دامنه حملات تروريستي خود را از محور مقاومت به سمت خالقان و حاميان آن گسترش داد و براي انتقام از تغيير رويكرد كشورهاي غربي به حملاتي در اين كشورها دست زد كه خبرسازترين آن حملات پاريس بود. از اين ديد داعش تا زماني ميتوانست براي كشورهاي غربي از جمله امريكا كاركرد داشته باشد كه فقط در محدوده اعضاي محور مقاومت به كشتارهاي خود ادامه دهد. آنچه در اين ميان بر عمق و گستره نگرانيهاي كشورهاي غربي افزود تكثير شاخههاي محلي داعش در نقاط مختلف جهان بود و اين در حالي است كه به نظر ميرسيد از ديد كشورهاي غربي اعلام خلافت اسلامي از سوي داعش در مناطق اشغالي عراق و سوريه ميتواند به تجمع پيروان آن در اين مناطق بينجامد و در عين حال امكان سركوب آنها را بهدست ارتشهاي عراق و سوريه فراهم كند.
سوم اينكه دستيابي به توافق هستهاي با ايران اين انگيزه را براي كشورهاي غربي پديد آورد كه از آن به عنوان الگويي براي حل ساير بحرانهاي منطقهاي وارد عمل شوند و دستيابي به اين هدف برخلاف سابق نه تقويت داعش بلكه مهار آن را براي اين كشورها توجيهپذير ميسازد. بر همين اساس بين تحرك نسبي كشورهاي غربي از جمله امريكا در تشديد مبارزه با داعش و افزايش تحركات آن براي حل سياسي بحران سوريه (كه در نشستهاي قبلي وين و نشست پيش روي ژنو تجلي يافته است) ارتباط معناداري مشاهده ميشود.
در نهايت اينكه همه اين تغييرات و تحركات در چارچوب مبارزات رياست جمهوري جاري امريكا معني پيدا ميكند كه مبارزه با تروريسم تكفيري و در رأس آن داعش و همچنين بحرانهاي منطقهاي بهخصوص سوريه و توافق هستهاي با ايران در كانون نامزدهاي رقيب در اين انتخابات قرار دارد و در چنين شرايطي به هر ميزاني كه موفقيت نسبي در اين زمينهها حاصل شود، موقعيت حزب حاكم دموكرات تقويت خواهد شد و اظهار اميدواري جان كري وزير امور خارجه امريكا به شكست داعش تا پايان سال جاري ميلادي از اين جهت نيز قابل تأمل است.