محرم هر سال، همواره يادآور قيام، مجاهدت و فداكاريهاي امام حسين(ع) و ياران وفادارش براي زنده نگه داشتن اسلام بوده است. البته محرم سال 1342ش با سالهاي پيش از آن متفاوت بود و بهرغم اينكه در اين سال رژيم سخنرانان را محدود كرده بود، واعظان و سخنرانان با رهنمود و هدايت رهبر قاطع خود، امام خميني ضمن روضهخواني و برپايي عزاداري امام حسين(ع) با الهام از قيام كربلا به منابر خود رنگ سياسي ميدادند و مردم را در مبارزه با حكومت آگاه ميكردند. در اين ايام بازار و مساجد داخل آن فوقالعاده فعال بود، بهخصوص انقلابيوني كه از هر فرصتي براي مبارزه خود استفاده ميكردند. يكي از منبرهاي بسيار مهم اين دوران منبرهاي فلسفي در مسجد آذربايجانيها در دهه اول محرم، بهخصوص شب عاشورا بود. با توجه به موقعيت مهم مسجد آذربايجانيها در بازار و حضور واعظ معروفي همچون مرحوم حجتالاسلام والمسلمين فلسفي در آن بهطور قطع ميتوان اهميت اجتماعات و جريانات اين مسجد در آن دوران را دريافت، زيرا مدتي از شروع فعاليت نهضت امام خميني گذشته بود و مبارزان با الهام از اعتقادات ديني و رهنمودهاي حضرت امام و پايگاه قرار دادن مساجدي نظير مساجد بازار ميكوشيدند در برابر اقدامات و رفتارهاي نابهنجار رژيم ايستادگي كنند. محرم سال 1342ش از آن جهت با محرم سالهاي پيش تفاوت داشت كه بهرغم محدوديتهاي رژيم براي سخنراني واعظان در راستاي عمل به وظايف شرعي و ديني خود و آگاهسازي مردم در اماكني مثل مساجد منبر ميرفتند.
مسجدآذربايجانيها كانون مبارزه در محرم سال 42
مسجد آذربايجانيها در محرم آن سال فعال بود و حال و هواي ديگري داشت. 10 شب سخنراني فلسفي و كلمات كوبنده مرحوم فلسفی، بهخصوص در شب تاسوعا و عاشورا و آن استيضاح معروف دولت و حضور چشمگير مردم در اين مسجد نهتنها رژيم را تا حد زيادي تحت فشار قرار داد، بلكه عظمت اين حركت تا سالهاي بعد از آن هرگز از خاطرهها بيرون نرفت. در آن دوران معمولاً در هر جايي كه منبر يا ميتينگ و اجتماعي بود نيروهاي پليسي و امنيتي بهمنظور برخورد و شناسايي نيروهاي مبارز و ارائه گزارش به مقامات بالاتر در آن محل حضور داشتند. مسجد آذربايجانيها نيز از اين قاعده مستثني نبود و مأموران با حضور در آن گزارشهاي شايان توجهي تنظيم كردند كه ميتوان از لابهلاي آن گزارشها اطلاعات قابل توجهي به دست آورد. البته خاطرات افراد حاضر در جلسات و دستاندركاران آن نيز در خور توجه است. در اينجا با توجه به اهميت سخنرانيهاي مرحوم فلسفي در اين مسجد و حساسيت آنها در آن روزها، ابتدا به خاطرات مكتوب و شفاهي افراد حاضر در آن جلسه اشاره ميكنيم و سپس گزارشهاي روزانه ساواك را به بررسي مينشينيم.
روايت مرحوم فلسفي از جلسات مسجد آذربايجانيها در محرم 42
با توجه به محور بودن سخنرانيهاي مرحوم حجتالاسلام والمسلمين فلسفي در مسجد آذربايجانيها در محرم سال 42، ابتدا به نقل خاطرات او در اين باره ميپردازيم:
«... قبل از اينكه سخنراني تاريخي شب عاشوراي آن سال در خصوص استيضاح ملي دولت علم مطرح شود، بايد توضيح دهم كه چون ميدانستم مسجد شيخ عبدالحسين مركز فعاليتهاي الهي و اسلامي است و مجلس آن مورد رضايت باريتعالي خواهد بود و امام خميني هم به آن مسجد عنايت بسياري دارد، براي اينكه منبرهاي متعدد دهه اول محرم خستهام نكند و بتوانم آن منبر را با سلامت و نشاط كامل اداره كنم، برخلاف سالهاي پيش مجالس متعدد قبل از ظهر و بعد از ظهر را وعده ندادم. شايد فقط يك منبر قبل از ظهر و يك منبر بعد از ظهر را قبول كردم. بعد از مسجد شيخ عبدالحسين به مسجد معير هم يك منبر وعده دادم، وقتي مسجد شيخ عبدالحسين تمام ميشد، از بازار پاچنار ميآمدم و با ماشين به خيابان خيام كه به مسجد معير نزديك بود، ميرفتم...»(1)
البته نقطه تمركز منبرهاي تبليغاتي و سياسي مرحوم فلسفي در مسجد شيخ عبدالحسين بود، همو خاطراتش را از منبرهاي ماه محرم و استقبال مردم از آن شب چنين بيان ميكند:«از شب اول محرم در مسجد شيخ عبدالحسين بحثي را آغاز كردم. الان يادم نيست مطالب چه بود، اما آنچه به خاطر دارم اين است كه هر شب جمعيت بيشتر ميشد و كار به جايي رسيد كه زير گنبد و شبستان آن مسجد و مدرسه شيخ عبدالحسين كه بنايي جدا و مركز طلاب است، مملو از جمعيت بود. نهتنها اين جاها بلكه بازار هم كه خط سير مسجد و مدرسه شيخ عبدالحسين بود از جمعيت موج ميزد. از شب هفتم و هشتم در بازار خياطها، بازار كفاشها، جلوي خيابان خيام و تمام زواياي مختلف هر جا كه ممكن بود بلندگوهاي متعددي نصب كردند. الان مثل اينكه مقابل چشمانم است.»(2)
اين منبرها بهقدري اهميت داشت كه نخستوزير و رئيس سازمان امنيت كشور و بعضي از اميران ارتش نيز براي كنترل اوضاع در مسجد حضور مييافتند:«شب نهم محرم، يعني روز هشتم بعد از نماز مغرب و عشا كه منبر ميرفتم، ديدم روبهرويم اسدالله علم، نخستوزير وقت و نصيري در بالاخانهاي روي ايواني كه براي نماز فرادا ساختهاند روي صندلي و مقابل منبر نشسته بودند. علاوه بر ساواكيها بعضي از اميران ارتشي را نيز كه در مجالس ترحيم با لباس نظامي ديده بودم، آن شب با كت و شلوار ديدم كه در همان فشار طاقتفرسا بين مردم نشسته بودند. قيافه بعضي از آنها را ميشناختم. آنهايي را كه نميشناختم، بسيار بيشتر بودند. نميدانم چقدر مراقب داشتند، اما گفتند تمام پلهها را قبلاً ساواكيها اشغال كرده بودند. آنها عصر همان روز آمده بودند تا زمينه آمدن علم و نصيري را مهيا كنند. در آن شب، يعني شب نهم محرم، شب تاسوعا حرفهايي را كه بايد و شايد بزنم زدم، اما نه در سطح شب عاشورا. حرف اصلي را براي شب عاشورا گذاشتم. بعد در خلال مطالب گفتم: فردا شب كه شب عاشوراست نتيجهگيري بزرگ و مهم ما از اين مجلس خواهد بود. در آن شب جمعيت بهقدري زياد بود كه نتوانستم از ميان مردم و از اول بازار به مسجد بيايم، لذا از طريق پشتبام به طرف مسجد رفتم و از روي بام مسجد به پايين آمدم. اين مبالغه نيست اگر بگويم مردم آنقدر با فشار نشسته بودند كه حين عبور بهناچار پا روي زانوهاي مردم ميگذاشتم. بندگان خدا با كمال علاقه و اشتياق ميگفتند: آقا پا روي زانوهاي ما بگذاريد! و استقبال ميكردند كه از اين زانو به آن زانو به منبر برسم. من هم بهناچار همينطور پيش رفتم تا به منبر رسيدم! متن سخنراني آن شب عاشورا در نوار موجود و خيلي تكثير شده است. بعدها اين سخنراني تاريخي به صورت يك جزوه توسط يك مؤسسه مطبوعاتي چاپ شد.»(3)
استيضاحي كه در تاريخ ماند
مرحوم فلسفي در اين سخنراني ضمن انتقاد از دولت به سابقه قيام مشروطه و حاكم شدن قانون در كشور اشاره كرد. همچنين كشتار مردم در مدرسه فيضيه قم را بهشدت تقبيح كرد و آن را مخالف قوانين شرعي و هتك حرمت قرآن دانست و خواستار تعقيب عاملان آن و دخالت بيشتر علما در امور مذهبي و تعيين سرنوشت سياسي كشور شد. در پايان اين سخنراني مهيج نيز حجتالاسلام فلسفي اهداف سخنراني خود را طي اعلاميهاي در هفت مورد بيان كرد كه حاضران آن را با پاسخ «صحيح است، صحيح است» تأييد كردند. بعد از اتمام مراسم مقداري اعلاميه از آيتالله خميني، خويي و ميلاني توسط چند نفر توزيع شد. (4)
مجلس سخنراني آقاي فلسفي در شب عاشورا از ويژگي خاصي برخوردار بود. آن شب بحث استيضاح دولت و لزوم اصلاح عملكرد دولت عنوان شد كه بهشدت مورد حمايت حاضران قرار گرفت و با سه بار تكرار جمله «صحيح است» آن را به تصويب خود رساندند. در اين استيضاح مطالبي همچون لزوم دخالت در امور سياسي و اجتماعي كشور، آزادي برپايي مراسم عزاداري، نظارت روحانيون بر مصوبات مجلس و دولت، تنبيه عاملان فاجعه دوم فروردين 1342، برپايي انتخابات آزاد و... بيان شد و مورد تأييد حاضران قرار گرفت. مرحوم فلسفي با شجاعت و صراحت به انتقاد از عملكرد دولت پرداخت، بهگونهاي كه روز بعد حضرت امام نامه تشكرآميزي براي ايشان ارسال كرد. (5)اين جلسه سخنراني و استيضاح دولت تأثير زيادي روي مردم گذاشت، بهطوري كه ضمن فراهم كردن زمينه براي قيام مردمي در 15 خرداد 1342، آنها را نسبت به عملكرد رژيم در قبال مسائل مهم مملكتي و مسائل مذهبي حساس كرد.
روايت حاضران از جلسه استيضاح
علياكبر محتشميپور يكي از افرادي بود كه آن ايام در جلسههاي سخنراني فلسفي شركت داشت. وي در خاطراتش در باره اين ماجرا چنين ميگويد:«در آستانه محرم بوديم و محرم آن سال مصادف با ماه خرداد بود. در اين مرحله ـ دهه محرم ـ بازار تهران يكي از محورهاي قيام و حركت بود و بزرگترين حركتها عليه رژيم از همينجا برميخاست. مسجد آذربايجانيها در بازار تهران يكي از مراكز بسيار قوي عليه شاه بود. جمعيت كثيري در تاسوعا و عاشورا دولت علم را در آن مسجد استيضاح كردند. اگر شاه عاقل بود، همان شب علم را بركنار ميكرد و ميفهميد اين حركت ساده نيست. آن شبها به اين مسجد كه سخنرانش آقاي فلسفي بود ميرفتم. وقتي ميخواستند آقاي فلسفي را به مسجد بياورند به دليل كثرت جمعيت از داخل بازار امكان نداشت و ايشان را از روي پشتبام بازار و مسجد ميآوردند. از عصر تمام بازار تعطيل و مملو از جمعيت ميشد. جمعيت، مدرسه پشت مسجد را هم پر ميكرد. براي رفت و آمد جا نبود. آن سال 1383ق برابر با 1342ش شب عاشورا بازار و مسجد آذربايجانيهاي تهران حال و هواي ديگري داشت. جمعيت در شبستان و صحن مسجد و مدرسه و در ميان بازارهاي اطراف گرد آمده بودند و خطيب زبردست و توانايي همچون آقاي فلسفي آن سخنراني پرشور و تاريخي را ايراد كرد كه در ضمن آن طي 10 ماده دولت علم را استيضاح كرد و ملت يكپارچه موارد استيضاح را با جمله «صحيح است» تأييد ميكردند.»(6)
فضلالله فرخ از ديگر حاضران در آن مجلس سخنراني فلسفي را چنين تشريح ميكند:«مرحوم فلسفي در مسجد آذربايجانيها، 10 شب منبر عجيبي داشتند كه دولت علم را استيضاح كردند و مواد مختلفي را كه دولت بايد به آن جواب بدهد، بهخصوص حوادث قم، حملهاي كه به مدرسه فيضيه شد مطرح كردند كه بعدها نوارهايش در همه جا پخش شد و دست به دست ميگشت. حتي بلافاصله آن نوار را براي حضرت امام به قم بردند و ايشان گوش دادند.»(7)
آقاي سيد باقر خسروشاهي نيز در اينباره ميگويد: «يادم است سن كمي داشتم و بچه بودم كه حدود سال 1342ش پاي منبر آقاي فلسفي حاضر ميشديم. مرحوم فلسفي بعد از نماز مغرب و عشا به مسجد شيخ عبدالحسين ميآمدند و منبر ميرفتند. تمام سطح بازار، مسجد مدرسه و پشتبامها پر از جمعيت ميشد و يادم ميآيد منبر شب عاشوراي ايشان را فردي كه خودش را از بعد از ظهر زير منبر مخفي كرده و يك ضبطصوت بزرگ را به آنجا برده بود كه دور از چشم ساواكيها باشد ضبط كرده بود. بعداً به عنوان جزوهاي كه در آن مرحوم فلسفي دولت آن روز را استيضاح ملي كرده بود چاپ كردند.»(8)
آقاي مهدي سعيدمحمدي هم اظهار ميدارد:«آقاي فلسفي بالاي منبر صحبتي كردند. ابتدا در مقدمه مقداري صحبت كردند و بعد گفتند: امشب ميخواهيم علم را استيضاح كنيم. ايشان 10 ماده تنظيم كرده بودند كه اين 10 ماده را يكييكي ميگفتند و مردم هم در تأييد سخنانشان «صحيح است، صحيح است» ميگفتند و خيلي آن شب باعظمت بود. تمام آن جمعيت روي پشتبامهاي تمام اطراف مسجد را پر كرده بودند. تا پايان آن مجلس بالاي پشتبام بوديم تا اينكه ايشان مجلس را ختم كردند و پايين آمدند. مجلس آن شب روي دستگاه اثر عجيبي داشت.»(9)
آقاي هاشم اماني نيز ميگويد:«... مسجد آذربايجانيها جريانات خيلي چشمگيري داشت، بهخصوص در دهه محرم كه مرحوم فلسفي واعظ و گوينده خوب، توانمند و واقعاً زبردست در آن 10 شب در آنجا به منبر ميرفت كه اين مسجد و اطرافش و بازار اطراف و مدرسه جنب آن پر از جمعيت ميشد. هيچ زماني مسجد چنين موقعيتي به خود نديده بود. استيضاح معروف در اين شبها واقع شد و از مردم براي استيضاحي كه ميكرد با «صحيح است، صحيح است» تأييد ميگرفت. بعد از اين خيلي از آن سخنراني نوار تكثير و نوارها بهصورت گسترده پخش شد. سخنراني حاوي انتقادات و اعتراضات بسيار توفنده حكومتي بود.»(10)
هنگام برپايي مراسم شام غريبان در مسجد تركها (آذربايجانيها) در حالي كه بين 30 تا 40 هزار نفر در مسجد و اطراف آن حضور يافته بودند مرحوم فلسفي منبر رفت و با استفاده از حال و هواي عاشورايي مردم و همچنين ازدحام جمعيت يك بار ديگر حكومت پهلوي را بهشدت مورد انتقاد قرار داد و عملكرد دستگاههاي كشور را زير سؤال برد. حجتالاسلام والمسلمين فلسفي همانند شبهاي گذشته از نبود آزادي در مملكت انتقاد كرد و انتخابات برگزارشده را فرمايشي و تقلبآميز خواند. آزادي قلم و مطبوعات نيز از ديگر موارد مورد تأكيد آقاي فلسفي بود. همچنين ايشان با يادآوري حقوق و آزاديهايي كه در قانون اساسي مشروطه به مردم داده شده بود خواستار عملي شدن اين قوانين شد و ضمن تهديد حكومت گفت:«وقتي غضب مردم به جوش بيايد، ديگر هيچ نيرويي نميتواند جلوي آن را بگيرد.اي دولت! با تو هستم. گفته رسول خداست كه ميفرمايد: غضب و خشم ملت نمونهاي از غضب و خشم پروردگار توست.»(11)
مرحوم فلسفي در پايان اين سخنراني هيجانانگيز از حاضران خواست تا پيمان ببندند هيچگاه زير بار ظلم و ستم نميروند و تا به دست آوردن آزاديهاي مشروع خود از پا نمينشينند و مردم نيز با پنج بار تكرار «صحيح است» بر آن صحه گذاشتند.
جلسه استيضاح به روايت اسناد ساواك
سخنرانيهاي آقاي فلسفي در مسجد آذربايجانيها تا روز پانزدهم خرداد برابر با يازدهم و دوازدهم محرم هم به همين نحو برگزار شد. به گزارش منابع ساواك در اين دو روز حداقل 100 هزار نفر به نطق آقاي فلسفي گوش دادند. در اين مجالس شعارهاي ضدحكومتي سر داده شده و اعلاميهها و عكسهاي حضرت امام خميني به صورت وسيعي بين مردم توزيع ميشد. اين مجالس و سخنرانيهاي آقاي فلسفي تأثير زيادي بر مردم و تهييج افكار عمومي داشت و دولت را بيحيثيت ميساخت و اعتبار دستگاههاي دولتي را پايين ميآورد. همچنين سخنرانيهاي آقاي فلسفي سبب شده بود مسجد آذربايجانيها به صورت يك پايگاه مبارزه عليه رژيم پهلوي در آيد و ديگر شيخ حسينعلي راشد روحاني محافظهكاري كه متهم به ارتباط با دستگاه بود، نتواند آنجا به منبر برود. ساواك طي گزارشي در همين زمان اوضاع مسجد آذربايجانيها را بسيار متشنج و براي حكومت خطرناك دانست و با تأكيد از مقامات مسئول خواست به سخنرانيهاي فلسفي و تجمع مردم در مسجد تركها خاتمه داده شود. (12)
به هرروي جلسه تاريخي استيضاح دولت در مسجد آذربايجانيهاي بازار تهران، از فرازهاي شاخص نهضت اسلامي است كه بدون نظر كردن به آن، تحليل تاريخ انقلاب اسلامي ناتمام خواهد بود.
پينوشتها در دفتر روزنامه موجود است.