کد خبر: 762490
تاریخ انتشار: ۰۸ دی ۱۳۹۴ - ۱۲:۵۹

دولتمردان کنونی ترکیه که از سال 2002 قدرت را به دست گرفته اند، طی چند سال گذشته دوره هایی را سپری کرده اند که می توان آن را سیاست و حکومت در بسترها متضادها نامید. حزب عدالت و توسعه که با جدا شدن از رویکرد اسلامی نجم الدین اربکان به دنبال پیاه کردن اسلام سیاسی مدرن بود در ابتدا بیش از هر چیز رویکرد اقتصادی را سرلوحه کار خود قرار داد و در این زمینه توانست نسبت به دوره های پیشین از پیشرفت قابل قبولی برخوردار شود تا جایی که نام ترکیه در فهرست کشورهای نوظهور اقتصادی قرار گرفت. این مسئله در داخل با استقبال مواجه شد و محبوبیت های زیادی را برای رجب طیب اردوغان به عنوان رهبر حزب عدالت و توسعه و دیگر متحدانش ایجاد کرد تا جایی که پیروزی در انتخابات بعدی را برای این حزب رقم زد.

چنین محبوبیتی باعث شد تا حزب AKP به سمت سیاست های منطقه ای گام بردارد و استقبال شکل گرفته را در حوزه منطقه ای نیز به آزمایش بگذارد. بنابراین سیاست به صفر رساندن مشکلات با همسایگان را انتخاب کرد و در این مسیر گام برداشت. البته از همان ابتدا مشخص بود که آنکارا در این زمینه با مشکلات فراوانی روبرو خواهد شد. زیرا اولین زمین بازی را در حوزه قفقار جنوبی انتخاب کرد و سعی داشت برای نشان دادن موفقیت سیاست خود به سمت کشوری برود که طی صد سال اخیر بیشترین تنش سیاسی فرهنگی را با آن داشت. ارمنستان و ارامنه زخم خورده آخرین سال های زندگی سیاسی دوران عثمانی هستند که هنوز به دنبال به رسمیت شناختن جنایت ترک ها علیه ارامنه هستند. مسئله ای که ترکیه آن را انکار می کند. مقامات کنونی ترکیه سعی داشتند در این زمینه گام بردارند و با نزدیک شدن به ارمنستان نشان دهند که حتی با کشوری که بیش از همه در منطقه مشکل دارند به مصالحه رسیده اند که البته به دو علت اساسی به چنین خواسته ای نرسیدند. ابتدا اینکه نمی توانستند به دولت و ملت ارمنستان نزدیک شوند اما به خواسته ارامنه تن ندهند و دوم اینکه به شدت مورد انتقاد متحد قفقازی خود یعنی جمهوری آذربایجان قرار گرفتند که دشمن اصلی ارمنستان در حوزه قفقاز جنوبی است.

ترکیه با این تجربه شکست به سمت خاورمیانه گام برداشت تا بخت سیاسی خود را در این منطقه به آزمایش بگذارد اما در این باره هوشیار نبود که خاورمیانه آمیخته به سیاست های متعارض و چالش های تاریخی بنیادی است که بازی کردن در آن با مشکلات فراوانی نسبت به منطقه قفقاز مواجه است.

زمانی که انکارا به سمت خاورمیانه چرخید، منطقه با جنگ رژم صهیونیستی علیه غزه مواجه بود. این بستر دو رویکرد متضاد را در مقابل دولتمردان حزب عدالت و توسعه قرار داد. اول اینکه ترکیه به لحاظ تاریخی متحد استراتژیک تل آویو بود و دوم اینکه ارودغان و یارانش نمی توانستند به راحتی نمایش حکومت اسلامی را به اجرا بگذارند و در سرزمینی که متعلق به اسلام است با بزرگ ترین دشمن این دین متحد باشند. بنابراین سعی کردند که سیاست های خود را نسبت به رژیم صهیونستی به سمت مخالفت پیش برده و نمایش دشمنی با رویکردهای سیاسی این رژیم را در پیش بگیرند. از سوی دیگر با توجه به اینکه حزب عدالت و توسعه رگه های اخوانی دارد از این طریق درصدد برآمدند تا با حماس رابطه ایجاد کنند و به بهانه کمک به غزه سیاست های تندی علیه تل آویو اتخاذ کنند. بحث کمک به غزه و ارسال غذا و مواد بهداشتی به این منطقه باعث شد تا مشکل کشتی مرمره برای ترکیه شکل بگیرد و اولین رویارویی بین ترکیه و رژیم صهیونیستی ایجاد شود.

حمله به کشتی مرمره و بیان مواضع تند آنکارا علیه رژیم صهیونیستی این شائبه را ایجاد کرد که اردوغان و حزب عدالت و توسعه در محور مقاومت قرار گرفته اند و در پی نجات فلسطین هستند. ترکیه توانست با این بسترسازی، طی چند سال جایگاه خود را در خاورمیانه بهبود ببخشد اما مشکلات این کشور زمانی عمیق تر شد که بیداری اسلامی آغاز شد و دشمنی ها به سمت سوریه مدیریت شد. ترکیه به همراه عربستان سعودی و قطر به مجری سیاست های رژیم صهیونیستی در سوریه تبدیل شد. اما طی این مدت همواره سعی داشت که نشان دهد هنوز از صهیونیست ها فاصله دارد. اما رخداد هفته گذشته باعث شد تا شائبه ها به کنار زده شود و سیاست واقعی ترکیه در منطقه عریان شود. بازگشت به سیاست همراهی و همکاری با رژیم صهوینستی و عادی سازی روابط با تل آویو حکایت از این مسئله دارد که اردوغان و حزب عدالت و توسعه دیگر علاقه چندانی به پوشاندن عملکرد خود در منطقه و مخفی کاری نیستند و هنوز اسراییل را بزرگ ترین و بهترین متحد خود در این حوزه می دانند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار