
دقت كردهايد؟ صفحات روزنامهها پر شده از انتقاد و منممنمهاي مسئولان، ورزشكاران و هنرمندان! هر كس به خودش اجازه ميدهد بدون هيچ منطقي ديگران را بكوبد و زير سؤال ببرد، با اين نيت كه من از همه بهتر و برترم. هر فردي پست يا مقامي ميگيرد يك عده هم هستند كه آماده نشستهاند تا زندگي وي را زير و رو كنند و شخم بزنند كه ثابت كنند فلاني مناسب اين مقام نيست و من از همه بهترم.
دردناكتر اين جاست كه دعواها و حسادتها از افرادي سر ميزند كه الگوي افراد جامعه هستند. هنرمندان و ورزشكاران و... بيشترين موضوع دعواهاي مطبوعات را به خود اختصاص دادهاند، اما آيا واقعاً اين رقابت است يا حسادت؟
رقابت يا حسادت؟اگر به زبان ساده بخواهيم تعريفي از رقابت و حسادت داشته باشيم ميتوان گفت رقابت عنصري مفيد و سازنده و حسادت مخرب و نابودكننده است، به عبارت ديگر در يك رقابت سالم زمينه بروز و رشد و شكوفايي استعدادها و هدايت انسانها در مسير درست فراهم ميشود، در صورتي كه در حسادت اين گونه نيست و تمام هم و غم فرد حسود در اين خلاصه ميشود كه چگونه و با استفاده از چه ترفندي ميتواند مانع پيشرفت استعدادهاي ديگر افراد شود.
آنچه در بين برخي افراد و شخصيتهاي بنام و مشهور جامعه ديده ميشود سوء استفاده از عنوان رقابت به عنوان پوششي براي حسادت و جاهطلبيهاي مغرضانه است، و اگر اعتراضي هم صورت گيرد با قيافه حق به جانب خواهند گفت ما در حال رقابت هستيم يا اينكه اين يك انتقاد سازنده است. بنابراين لازم و ضروري است با تبعيت از سبك زندگي سالم و اخلاقمدار برخي واژهها براي افراد جامعه بازتعريف شوند تا با باعث گمراهي افكار عمومي نشود. بنابراين بايد با تفاوت قائل شدن بين رقابت و حسادت شرايط تعالي و رشد افراد جامعه را فراهم كرد. وقتي دو خواننده، دو بازيگر و دو مربي ورزشي و... رودرروي هم قرار ميگيرند و با بدترين الفاظ و كلام از خجالت يكديگر درميآيند اين را نميشود رقابت نام گذاشت، زيرا اولين شرط رقابت آرامش و احترام متقابل است. در رقابت شخص ميخواهد پيروز شود، بدون اينكه رقيبش دچار مشكل شود. درحاليكه در حسادت، شخص اگر به چيزي برسد يا نرسد، دوست ندارد ديگري به آن برسد. منظور اينكه شخص حسود خيرخواه نيست و نميخواهد شاهد پيروزيهاي ديگران باشد.
رقابت باعث توليد و عرضه يك كار هنري خوب و باكيفيت ميشود. در عرصه رقابت يك تيم ورزشي ميتواند با كيفيت بازي و دل هواداران خود را شاد كند. اين حس زيباي رقابت است كه ميتواند انرژي خوبي را به مخاطبان منتقل كند، اما اگر بوي حسادت به مشام برسد همه چيز خراب ميشود. هم هنرمند يا ورزشكار خراب ميشود و هم عرصههاي ورزش و هنر؛ و اين ميشود كه الان در جامعه ما بهطور محسوس ميتوان ملاحظه كرد و آن قهر خشونت مخاطبان در عرصههاي مختلف فرهنگي و ورزشي است.
به موفقيت ديگران احترام بگذاريمميگويند دنيا محل گذر است و عرصه رقابت. بر اساس اين اصل افرادي موفقترند كه بهتر و قويتر باشند و اين اصلي است كه در تمامي مراحل زندگي حرف اول و آخر را ميزند. پس وقتي اين اصل را بپذيريم ديگر به موفقيت و پيروزي افراد حسادت نخواهيم كرد، چراكه بر اين باور خواهيم بود كه استعداد، توانايي و تلاش آنها رمز پيروزيشان بوده و براي اينكه من هم موفق باشم بايد به استعداد و توانايي خود تكيه كنم نه اينكه بنا را بر تخريب و جنگ رواني بگذارم.
نگاهي به جايگاه فرهنگ و رفتارهاي فرهنگي و ورزشي در بسياري از كشورهاي پيشرفته اين را به اثبات ميرساند كه اصل رقابت حرف اول و آخر را ميزند. پيامدهاي حسد به قدري خطرناك است و چنان زيانهايي براي فرد و جامعه دارد كه پيشوايان دين بارها افراد را از آن برحذر داشتهاند. در همين رابطه امام صادق (ع) با اشاره به يكي از نكات حساس رواني حسد فرمودند: «حسد از كوري دل و انكار نعمتهاي خدا سرچشمه ميگيرد و اين دو، بالهاي كفرند!» بنابراين حسادت علاوه بر زيانهاي اجتماعي و اقتصادي تأثيرات منفي نيز بر روح و روان افراد بر جاي ميگذارد و حتي فرد را از نعمتهاي خدا بينصيب ميكند. حسادت كه به عنوان سرطان روان و ذهن شناخته ميشود اساساً احساسي است كه ذرهذره افكار منفي، ترس، ناامني، اضطراب و تمامي ديگر احساسات منفي را به ذهن و روان فرد تزريق ميكند و فرد را از لذتهاي زندگي محروم ميسازد.
ريشه حسادت را بخشكانيماما چگونه بايد از حسادت خلاصي يافت و جامعهاي سالم را تجربه كرد؟ مهمترين عاملي كه ميتواند در درمان و رهايي افراد از حسد مؤثر باشد كشف استعدادهاي فردي است، زيرا شخص حسود كمتر از حد معمول خود را ميشناسد و آگاهي لازم را در مورد توانايي و استعداد فردي خويش ندارد و همين عدم شناخت باعث ميشود زندگياش را بر اساس يك شخصيت غلط برنامهريزي كرده و خود را با افرادي مقايسه كند كه داراي استعداد و تواناييهاي خاص هستند. در واقع همين عامل است كه به فرد اجازه ميدهد در هر حوزهاي ورود كند و ديگران را به باد انتقاد بگيرد. پس ميتوان گفت حسد، احساسي مخرب است كه بر همه حركات، كارها و تصميمات انسان تأثير منفي ميگذارد.
ريشه بسياري از اختلافات، پسرفتها و مشكلات و مفاسد اجتماعي است؛ خلقي ناپسند است كه فرد حسود از محل آن رنج بسيار ميبرد و خسران فردي و اجتماعي فراواني بر جاي ميگذارد. اميد است شاهد آن باشيم كه افراد جامعه بهخصوص شخصيتهاي مشهور و شناخته شده جامعه كه معمولاً الگوي بسياري از نوجوانان و جوانان جامعه هستند حسادتهاي خود را با دعواها و انتقادهاي نادرست در صفحات روزنامهها علني نكنند و سعي كنند به جاي حسادت، به استعداد و موفقيت ديگران، استعداد و تواناييهاي خود را پرورش دهند و مسير رشد و تعالي را در پيش بگيرند.