کد خبر: 753369
تاریخ انتشار: ۲۳ آبان ۱۳۹۴ - ۰۹:۵۳
نظري برتاريخچه گرايش ديرپاي اللهيار صالح به سياست امريكا
احمدرضاصدري

اللهيار صالح را مي‌توان از شخصيت‌هاي سياسي در دوره سلطنت پهلوي دانست. وي پس از ورود به خدمت در سفارت امريكا وارد فعاليت‌هاي سياسي شد و از همان آغاز ضمن گرايش به امريكايي‌ها يك نوع احساس ضد‌انگليسي از خود نشان مي‌داد كه تا پايان عمر وي حفظ شد. با اين حال او از همان آغاز با محافل امريكايي روابط دوستانه و گرمي برقرار كرد و به اهميت گسترش روابط ايران با آن كشور معتقد بود. صالح امريكايي‌ها را برخلاف انگليسي‌ها و شوروي فاقد علايق استعماري در ايران مي‌دانست و همين دليل اين كشور را به عنوان نقطه اتكايي براي نجات ايران از سياست‌هاي استعماري كشورهاي رقيب مي‌ديد. اللهيار صالح در سلطنت پهلوي ـ پدر و پسر ـ مناصب مهم اداري را به عهده گرفت و در امور مختلف سياسي و اداري در خدمت آنان انجام وظيفه كرد. به نظر مي‌رسد اين امور از او فردي سياسي ساخت كه با وجود علاقه‌مندي و اشتياق به پيشرفت و سربلندي كشور هيچ‌گاه مرد مبارزه سخت و انقلابي نباشد و بيشتر به اصلاحات در چهارچوب نظام سياسي موجود گرايش داشته باشد.

عضويت صالح در حزب ايران در سال 1324 نقطه عطفي در تاريخ فعاليت‌هاي سياسي وي محسوب مي‌شود. در حقيقت از آن هنگام به بعد رفتار سياسي صالح با روش‌هاي تشكيلاتي و سياسي حزب ايران پيوند خورد. صالح از افرادي بود كه در مجلس شانزدهم از تز ملي شدن صنعت نفت دفاع و در رأس كميسيون مخصوص نفت كمك‌هاي شاياني به كابينه مصدق كرد. صالح در دوران نخست‌وزيري مصدق با وجود اختلافاتي كه با وي در مشي سياسي و تاكتيك‌هاي ديپلماتيك داشت، همواره از نزديك‌ترين ياران او به شمار مي‌رفت.

از مهم‌ترين انتقاداتي كه دوستان و مخالفان صالح نسبت به او داشتند، مسئله گرايش چشمگير او به سياست امريكا بود. چنانكه پذيرش اصل چهار از دكترين ترومن و پس از آن حمايت از دكترين آيزنهاور و پيمان سنتو بيش از پيش انتقاد اطرافيان را برانگيخت. با اين حال به خاطر موقعيت نسبتاً برتر سياسي و اجتماعي او در جمع دوستان برتري سياسي خود را در طول دهه 1330 حفظ كرد.

پس از تجديد حيات جبهه ملي با فعال شدن جبهه ملي دوم در سال 1339 اللهيار صالح بيشترين نقش را در آن ايفا كرد و با وجود اختلافات دروني در آن صالح از شخصيت‌هاي درجه اول آن به شمار مي‌رفت.(1) با اين حال صالح و همفكران سياسي او از عوامل مهم اختلافات دروني جبهه ملي دوم و فروپاشي آن در سال 1342 بودند كه به خاطر تمايلات محافظه‌كارانه خود خشم و نارضايتي هواداران را برانگيختند. همزمان صالح با مصدق اختلاف پيدا كرد كه تا پايان عمر مصدق در اسفند 1345 ادامه داشت. به نظر مي‌رسد يكي از بزرگ‌ترين ايرادهايي كه از اين زمان به او و دوستانش وارد شد، نداشتن موضعي فعال و جانبدارانه در قبال نهضت اسلامي و قيام 15 خرداد 1342 بود. اين موضع انفعالي موقعيت اين گروه را نزد مردم تنزل داد تا جايي كه مي‌شود گفت هيچ پايگاهي براي آن در ميان توده مردم باقي نگذاشت. اعتماد بيش از حد و قابل توجه اللهيار صالح و همفكران او در دوران فعاليت جبهه ملي دوم به امريكايي‌ها و پس از آن دربار باعث رويگرداني و دلسردي طرفداران فعاليت جبهه ملي از آنان شد و اهميت سياسي آنان را تا حد فرصت‌طلبان سياسي تنزل داد.(2) پس از فروپاشي جبهه ملي دوم در واقع دوران فعاليت سياسي صالح به سر آمد و از آن پس او هرگز به موقعيتي كه پيش از اين در حزب ايران و جبهه ملي و نزد دوستان خود و طرفداران جبهه ملي و حتي مصدق داشت دست نيافت. او از اين هنگام عملاً سياست را كنار گذاشت و بازنشستگي سياسي را برگزيد.

با نگاهي به دوران فعاليت سياسي اللهيار صالح مي‌توان او را محتاط و در سياست قابل انعطاف دانست(3) كه اعتقاد به مبارزه در چهارچوب قانون و پذيرش رژيم پهلوي و سعي در مقابله با آن به شكل اپوزيسيون مانع شد تا وي در نطق پيش از دستور در مجلس بيستم به انتقاد از فساد دستگاه‌هاي دولتي و سوء‌استفاده از درآمد نفت در سازمان برنامه دست بزند. (4) همچنين در جريان توقيف سران جبهه ملي در ديدار با وزير دادگستري به ضعف و عدم استقلال در مقابل دستگاه‌هاي انتظامي اعتراض داشت، (5) اما از اين حد بالاتر نرفت. همفكران وي كه در حوادث مختلف انتظار شدت عمل بيشتر و جدي‌تري از او داشتند، در مواقعي او را سازشكار خوانده‌اند. (6)

در سال‌هاي پاياني دهه 1340 برخي از كساني كه به دنبال فعال ساختن جبهه ملي بودند، احتمال مي‌دادند اگر در امريكا افرادي نظير كندي روي كار بيايند، فرصت مناسب براي نزديك شدن به قدرت براي صالح و امثال او فراهم مي‌شود. مسئله سياست امريكا و رابطه آن با صالح سبب شده بود تا در اسناد ساواك نيز او به «طرفدار سياست امريكا» توصيف شود.

به اين ترتيب مسئله روابط امريكا با صالح حول محور چند مسئله دور مي‌زد: سابقه همكاري او با سفارت امريكا در ايران، حمايت از سياست‌هاي امريكا در ايران كه به نظر وي امريكا نيروي سوم براي حل معادله دو ابرقدرت شوروي و انگليس بود. اين امر با طرفداري از سياست و تزهاي مطرح‌شده امريكا در ايران و در سطح منطقه همراه بود. در مقابل اغلب سخن از نظر داشتن امريكا نسبت به صالح در كشاندن هيئت حاكمه به سوي خود مطرح بود. اين امر دوجانبه زمينه قوت شايعات درباره طرفداري امريكايي بودن صالح را بيشتر دامن مي‌زد. احتمال نخست‌وزيري او نيز گاه به شعله‌ورتر شدن اين شايعات كمك مي‌كرد.

اللهيار صالح در 1360 در 85 سالگي پس از حدود 65 سال فعاليت سياسي درگذشت. هر چند مرگ او باعث ناراحتي كساني شد كه سال‌هاي طولاني در فعاليت‌هاي سياسي با وي همنشين و همگام بوده‌اند، اما برخي از آنان روش سياسي صالح و مشي او را در مبارزه با اختناق سياسي حاكم بر كشور در دوران حاكميت پهلوي كافي و خالي از اشكال نمي‌دانستند و انتقاداتي نيز به آن داشتند. با وجود اين و با تمام مسائلي كه در طول حيات سياسي صالح به وجود آمد، مي‌توان اللهيار صالح را يكي از مردان سياسي در دوران سلطنتي پهلوي دانست كه شيوه سياسي او در رويگرداني مردم از احزاب تأثير به‌سزايي داشت.

پي‌نوشت‌ها در دفتر روزنامه موجود است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار