
يكي از مشكلاتي كه اين روزها گريبانگير مردم شهرها و روستاهاي اطراف و اكناف درياچه اروميه شده است، (گذشته از خشكيدگي آب درياچه) معضل تلنبار شدن نمك در بستر خشك درياچه است؛ معضلي كه بارها توسط كارشناسان و صاحبنظران هشدار داده شد، اما مسئولان ستاد احياي درياچه اروميه اين هشدارها را ناديده گرفتند و امروز آن هشدارها به منصه ظهور و بروز رسيده و بلاي جان هموطنان آذري شده است. چنان كه روز گذشته دبير ستاد احياي درياچه اروميه با اعتراف به كاهش 70 درصدي روانآبهاي حوزه درياچه اروميه، خبر از ابتلاي دانشآموزان چند روستا به امراض مرتبط با طوفانهاي نمكي داده بود. اين درحالي است كه ستاد احياي درياچه اروميه به رغم توصيه رهبري مبني بر استفاده از تجربيات پروفسور كردواني، هنوز حاضر نشده كه باب همكاري با ساير صاحبنظران را در راستاي به سامان رساندن اين پروژه ملي مفتوح نمايد!
دكتر عيسي كلانتري در نخستين كنفرانس مطبوعاتي خود(ارديبهشت ماه 93) عنوان كرد كه(نقل به مضمون) اولين اقدام ستاد احيا تثبيت نمكهاي موجود در بستر رودخانه از طريق مالچپاشي با گل رس خواهد بود اما به رغم توصيههاي اكيد جامعه پزشكي مبني بر بيماريهايي چون فشار خون و بيماريهاي چشمي كه ناشي از طوفانهاي نمكي خواهد بود، هنوز مهار نمكهاي بستر درياچه آنگونه كه شايسته و بايسته است انجام نشده است.
بالاخره گند نمك درآمد با اين اوصاف روز گذشته خليل ساعي در خصوص بيماران مبتلا به امراض شكل يافته از تجميع نمكهاي درياچه گفته است كه آزمايشهاي ريوي و تنفسي از ساكنان محدوده سه روستا در اطراف درياچه اروميه صورت گرفته كه تعدادي از دانشآموزان مبتلا به بيماريهاي طوفان نمكي تشخيص داده شدهاند.
وي با بيان اينكه 300 هزار هكتار زير كشت در سالهاي گذشته به بيش از 400 هزار هكتار در حوزه درياچه اروميه رسيده و كاهش آب موجب فعال شدن ريزگردهاي نمكي شده است، ميگويد: حركت 650 كيلومتري طوفانهاي نمك را در درياچه آرال در سال 2008 شاهد بودهايم و اگر اين در مقياس كشوري رخ دهد، طوفانهاي نمكي از تبريز تا تهران ميتواند منتقل شود و استانهاي البرز، همدان، اردبيل، گيلان، مركزي، لرستان، قزوين و كرمانشاه نيز تحت تأثير طوفان نمكي درياچه اروميه قرار ميگيرد و بايد رويكرد ملي و حساسيت ملي را در اين زمينه شاهد باشيم.
پيشنهادي كه هنوز اشتباه بودن آن اثبات نشده در اواسط آبان ماه سال91 بود كه پروفسور كردواني، پدر كويرشناسي ايران پيشنهادي مطرح كرد كه به مذاق بسياري، از جمله رئيس ستاد احياي درياچه اروميه خوش نيامد. پيشنهاد كردواني اين بود كه بايد از ورود هرگونه آب، حتي آب بارندگيها به اين درياچه جلوگيري شود تا اين درياچه كاملاً خشك و نمكروبي شود، سطحش را تا ۱۰ سانتي متر از شن و ماسه بپوشانيم و تخم گياه بپاشيم تا ظرف پنج سال تبديل به پارك ملي بسيار بزرگي شود و با ۱۰۲ جزيره آن هم ميتوان جاذبه توريستي ايجاد كرد و اكوسيستم آبي به يك اكوسيستم خشكي و گياهي تبديل شود.
اين نظريه به حدي واكنش منفي ايجاد كرد كه در برخي از رسانهها مواضع تند و هتاكانهاي در برابر پروفسور كردواني گرفتند و مديران و مسئولان ستاد احيا در سخنرانيهاي پيوسته خود از اين نظريه چوبدستي ساختند و نظردهنده را مورد هجمه و تخريب قرار دادند. در حالي كه رد يك نظريه مستلزم ارائه نظريه معقولتر و مقبولتري است. اما آنچه كه در اين ميان عجيبتر از نظريه پروفسور است، اين است كه مسئولان ستاد احيا و كساني كه سنگ احيا را بر سينه ميزنند، هيچ دليل روشني را در مقابل اين نظريه ارائه نكردهاند و پاسخي علمي به اين راهكار نداده اند!
يكي ديگر از پيشنهادهاي پروفسور كردواني جمعآوري و انتقال نمك بستر درياچه با هدف فروش نمك بود كه پيشنهادي معقول به نظر ميآمد و مورد وثوق بسياري از كارشناسان و صاحبنظران بود، چراكه اگر به قول دكتر كلانتري، ستاد احيا بر آن باشد كه از طريق مالچ خاك رس، نمكهاي بستر درياچه را تثبيت كند، كاملاً طبيعي خواهد بود كه هرچه ميزان انباشت نمك كمتر باشد، عمل تثبيت و مالچپاشي با سهولت و اطمينان بيشتري انجام خواهد شد، ضمن آنكه عوايد فروش نمك درياچه هم در اين اوضاع كساد بازاري اقتصاد حكم مغتنم بودن «كفش كهنه در بيابان» را خواهد يافت !