حزب موسوم به «ايران»، ازجمله احزابي است كه دردوران نهضت ملي ايران نقشي نمايان آفريد، از اين روي شناخت بسترهاي پديد آمدن و نيز چگونگي تداوم حيات آن، در خور بررسي و مطالعه است. تأسيس حزب ايران از مسائلي است كه در حوادث سالهاي اشغال ايران توسط نيروهاي متفقين و پس از آن ريشه داشت. هسته اوليه حزب ايران كانون مهندسين ايران بود كه در سال 1321 ايجاد شده بود. اعضاي كانون گروهي تحصيلكرده بودند كه تشكل صنفي ـ سياسي به وجود آوردند. مهمترين بنيانگذاران كانون مهندسين ايران غلامعلي فريور و احمد جامي بودند. پس از اعتصاب مهندسان اعضاي كانون به فكر شركت در انتخابات مجلس چهاردهم افتادند و ايده تأسيس حزب ايران پس از آن پيدا شد. مؤسسان حزب ايران معتقد بودند:«در مقطعي از تاريخ ايران كه گروهي به غرب و گروهي به شرق چشم دوختهاند و هيچ گروه سياسي كه متكي به ايران و ايراني باشد وجود ندارد، حزب ايران ميتواند اين خلاء را پر كند.» (1)
از بنيانگذاران حزب ايران ميتوان غلامعلي فريور، ابوالحسن صادقي، كاظم حسيبي، عبدالله معظمي، سيفالله معظمي، عباس گزيدهپور، جهانگير حقشناس، عليقلي بياني، احمد زيركزاده، صفي اصفيا، حسين نصر، محسن خواجهنوري و مرتضي مصور رحماني را نام برد. (2) اين گروه در حزب از افرادي بودند كه پس از عضويت اللهيارصالح در آن، با وي ارتباط نزديكي برقرار كردند. اعلام موجوديت اين حزب در اسفند 1322(3) توسط گروهي تحصيلكرده به اميد ايجاد شالوده صحيح براي جامعه، ثبات و پيشرفت آن و تحقق دادن به شعار «كار، داد، آزادي» از آرمانهاي اوليه در تأسيس حزب بود تا بتواند «با فكر ايراني، به دست ايراني و براي ايراني» زمينه تلاش سياسي و اجتماعي را فراهم كند.(4) مرامنامه حزب در سال 1324 منتشر شد كه بر سه ركن استوار بود: الف) اصل سياسي: استقلال كشور و پشتيباني از اصول دموكراسي ب) اصل اقتصادي: استقرار عدالت اجتماعي و كوشش در بهبود وضع مالي ملت ج) اصل اجتماعي: تهذيب اخلاق، تأمين بهداشت عمومي و عمومي و ساختن فرهنگ. (5)
ورود اللهيار صالح به حزب، از مهمترين تحولات حزب بود. صالح پيش از پيوستن به حزب در سالهاي 1323 و 1324 مقالاتي در نشريات مختلف به چاپ رسانده بود. او در اين مقالات از اصلاحات در اوضاع كشور سخن گفته بود و اصلاحات و اقدامات بنيادي حكومت شوروي را مورد توجه و تمجيد قرار داده بود. اين مسائل حكايت ميكرد كه صالح براي ورود به حزبي كه به مسائل كشور توجه داشت، انگيزه و زمينه قبلي دارد. او پيش از حزب ايران مدت كوتاهي در حزب راديكال فعاليت داشت كه داور آن را تأسيس كرده بود. پس از سابقه كوتاه مدت مزبور او ديگر هيچ سابقه فعاليت حزبي در كارنامه خود نداشت. حزب ايران نيز از تمامي جهات با حزب راديكال تفاوت اساسي داشت. صالح اندكي پس از تشكيل حزب ايران در سال 1324 به آن پيوست.
حضور صالح در اين حزب كه به سرعت در كادر رهبري آن قرار گرفت و تا پايان عمر با اندك نوساناتي اين نقش را حفظ كرد چهره ديگري از او نشان داد و سبب آميختگي مسائل حزب با امور كشوري شد، زيرا حزب ايران از همان اوان بهسرعت در مسائل كشوري عكسالعمل نشان داد. در سال 1325 به سبب بحران سياسي جامعه كه ناشي از وقايع جنگ جهاني دوم، اعلام خودمختاري آذربايجان و كردستان بود، با احزاب سياسي ديگر ائتلاف كرد. حزب ايران ابتدا با حزب ميهن ـ آن حزب را در خود جذب كرد ـ و پس از آن با چند حزب سياسي ديگر از جمله حزب توده ايران، حزب دموكرات كردستان، فرقه دموكرات آذربايجان، حزب جنگل و حزب دموكرات ايران ائتلاف كردند و جبهه مؤتلفه احزاب آزاديخواه را به وجود آوردند. البته درون حزب برخي از اعضا از ائتلاف مذكور ناراضي بودند و نارضايتي خود را پنهان نكردند.
با اين حال اللهيار صالح موافقت خود را با ائتلاف مذكور اعلام كرد. مخالفان هيچگونه توافقي ميان روش سياسي حزب ايران و احزاب مؤتلف نميديدند. سرانجام اين مخالفتها منجر به جدايي حزب وحدت ايران از حزب ايران شد. ائتلاف سبب شد تا حزب ايران، بهويژه اللهيار صالح حربهاي به دست مخالفان خود بدهد كه حتي سالها پس از آن نيز اسباب سرزنش او باشد.
اين احتمال نيز وجود دارد كه هدف حزب ايران از ائتلاف مزبور جلوگيري از حركات تجزيهطلبانه فرقه دموكرات آذربايجان و حفظ استقلال و وحدت تمام كشور بوده است. با اين اوصاف ائتلاف حزب ايران با حزب توده و حزب دموكرات قوامالسلطنه به حيثيت اجتماعي حزب ايران خدشه وارد ميكرد، «زيرا حزبي كه خود را ملي و مدافع استقلال ايران ميدانست با عناصر تجزيهطلب و وابسته به بيگانگان ائتلاف كرده بود. » ائتلاف به وضعيت سياسي و اجتماعي اللهيار صالح نيز ضربه وارد كرد، بهطوري كه نزد منتقدان اين اقدام و اشتباه سياسي به شمار ميرفت و در خود صالح احساس ندامت از اشتباه پديد آورد و وقت بسياري را براي جوابگويي و توجيه هدر داد. اين وضعيت بهقدري حساس شد كه صالح پيشنهاد كرد او را به عنوان مقصر و عامل اصلي در امر ائتلاف محاكمه و از حزب اخراج كنند تا اعتراضها پايان يابد.
حتي در جريان انتخابات دوره شانزدهم مجلس اين تفرق بهوضوح ديده ميشد كه حزب توده با تحريم كردن انتخابات عدم همكاري با حزب ايران را ثابت كرد. كوشش حزب ايران در انتخابات دوره پانزدهم مجلس بينتيجه ماند و هيچكس از اين احزاب نتوانست رأي لازم را براي ورود به مجلس كسب كند. در اين دوران صالح به حضور در كادر رهبري حزب ايران ادامه داد.
با اين اوصاف وقايع مربوط به انتخابات مجلس شانزدهم صالح و حزب را در وضعيت تازهاي قرار داد. وي و گروه ديگري از اعضاي حزب ايران براي انتخابات اين دور مجلس نامزد شدند. اصولاً فاصله زماني ميان سالهاي 1328 تا 1332 در زندگي سياسي اللهيار صالح اهميت ويژهاي دارد.
اين دوران شاهد تحولات بزرگي در تاريخ معاصر ايران است كه نبايد در آن از نقش نخبگان سياسي غافل شد. اين دوران با انتخابات دوره شانزدهم مجلس شوراي ملي و اخبار آن آغاز شد و اللهيار صالح نامزد نمايندگي مجلس بود. مجموع حوادث فوق منجر به شكلگيري ائتلافي جديد در ميان احزاب سياسي فعال در كشور با نام جبهه ملي ايران شد. نقش حزب ايران و رهبر آن، صالح در ائتلاف مذكور شايان توجه است. از اين به بعد بود كه ديگر چراغ حزب ايران كم سو گشت وبه جرياني منفعل تاريخ معاصر تبديل شد.