
يكي از نويسندگان حوزه دفاع مقدس در گپي دوستانه ميگفت به اندازه هر كدام از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس ميتوان سوژههاي نابي در حوزه ادبيات دفاع مقدس پيدا كرد اما كمكاري نويسندگان باعث ميشود كه بسياري از شاهدان عيني و راويان زندگي گوهر بار شهيدان كه همانا پدران و مادران شهدا هستند، در حال آسماني شدن هستند و زماني ميرسد كه ديگر شاهد زندهاي وجود نخواهد داشت كه بتواند شرح ماوقع زندگي شهدا را بيان كند.
آن نويسنده از كمكاري نويسندگان گلايه داشت و شايد نميدانست كه در سينما اوضاع ما تا چد حد خراب است، تا به حال چند فيلم داستاني يا مستند براساس زندگي شهدا و روايت زندگي آنها ساخته شده است؟ در اين بين چند فيلم داريم كه به سراغ خانوادههاي شهدا و به خصوص پدر و مادر شهيد رفتهاند و آنها را در معرض توجه خود قرار دادهاند؟ اگر فيلم «خاكستر و برف» ساخته روحاله سهرابي را كنار بگذاريم، چه چيزي در دستمان خواهد بود؟ واقعاً هيچ چيز! سينما هر سال نسبت به موضوع فيلمهاي دفاع مقدسي كمكارتر ميشود، به طوري كه آنقدر فقر توليدات داريم كه حتي نميشود با تعداد باقي مانده يك جشنواره مقاومت برگزار كرد و از آن طرف ميبينيم سوژههاي ناب و فراواني در حوزه ادبيات دفاع مقدس وجود دارد كه هر كدام حداقل ميتواند منبع و الهامبخش توليد يك اثر سينمايي باشد. متأسفانه سينمايي كه به ساخت آثار اجتماعي و سطحي رو آورده است، كمتر پيش ميآيد خودش را درگير مطالعه زندگي شهدا و بررسي اوضاع خانوادههاي شهدا بكند.
مگر شخصي مثل سهرابي پيدا شود و علاقهمندانه كاري را پيش ببرد. متأسفانه با يك گل بهار نميشود و اوضاع سينماي دفاع مقدسي به دليل دست گذاشتن روي سوژههاي نخنما و فراموش كردن دريايي از موضوعات ناب و سوژههاي تكرار نشده، هر روز بدتر ميشود. بهتر است تا هنوز نفس گرم مادران و پدران شهدا در ميان ما حس ميشود، فيلمسازان همتي كنند و قدر گنجي كه داريم را بدانند.